دیشب خونه پدر شوهرم بودیم
بعد از چهارده روز میدیدن آوینا رو
خدایی تا به امروز هیچ بدی ازشون ندیدم اما از بعد از تولد آوینا خیلی دوست دارن در هر لحظه هر مکان یه حرف بزنن
تا وارد شدم مادر شوهرم بغلش کرده میگه خیلی سبکه دکتر میبری نمیگه وزنش کمه میگم نه نسبت به وزن تولد داره خوب پیش میره
برادر شوهرم میگه چرا حرف نمیزنه همش نگاه دور برش میکنه 😐
شیر نمیخوره پدر شوهرم میگه من میدونم شیرش تلخه دوس نداره بخوره داخلش شکر بریز تا بخوره
خواهر شوهرم میگه اگه نمیتونی براش غذایی نمک شکر دار درست کنی تا خودمون درست کنیم بهش بدیم
پسر خواهر شوهرم میگفت باید بچه گلوکز به مغزش برسه اگه تو شکر بهش ندی خل چل میشه
بخدا دیشب داشتم سکته میکردم از دستشون
نمیدونم چرا با خودشون فک میکنن که اونا صلاح بچه منو بهتر از خودم میدونم
من که اصلا جوابشون ندادم که بی احترامی بهشون نشه
اما به پسر خواهر شوهرم گفتم همین تو که بهت دادن گلوکز به مغزت رسیده خل چل نشدی کافیه😐

#واکسن
#نان ای آر
#زایمان

۱۰ پاسخ

ولی جواب پسر خواهر شوهرت رو خوب دادی😂 دلم خنک شد

دقیقا خانواده شوهرم اینجورین ،پسرم مریض شده بود تب کرده بود‌ یکی تز میداد لباس کم تنش کن اینجور کن اونجور کن مادر شوهرم گفته بود برای چی میبریدش دکتر بخاطر دندونشه تب میکنه اخه عقل کل کسی که سرفه میکنه بینیش کیپ میشه خلط داره مال دندونشه؟کلا میخوان بگن ما خیلی حالیمونه منم به شوهرم گفتم هیشکی اندازه من مادر دلسوز بچم نیس قطعا خودم میدونم چی براش خوبه چی بد حرف دیگرانم برام مهم نیس

جواب همشونو باید میدادی
جواب بی احترامی باید بی احترامی باشه گلم ‌وگرنه انقد تکرار میکنی ک سرخورده میشی

بچه ندیده هاااااا🤣🤣🤣🤣

همون جواب اخری ه عالی بود🤣🤣🤣

یه باشه بگو کار خودتو بکن

اوف من جات دیوونه شدم متنفرم از آدمایی که فکر میکنن خیلی حالیشونه تو هر زمینه ایی نظر کارشناسانه میدن ارواح کلشون منم دارم از این مدلا دورم دستشون میرسه همچی و انگشت میزنن میکنن دهن بچه برا همین سر غذا یا یچی‌ وسط باشه بچم و‌ دست کسی نمیدم منم سعی می‌کنم بزنم به در بیخیالی نمیشه پاشد زد تو‌ دهنشون که😂این بچها اینقد اذیت ندارن که اطرافیان آدم و‌ دیوانه میکنن

ببین دقیقا مال منم همینجوری شدن خیلی تو مخم میرن یه بار سره همین داستان دخالت من با پدر شوهرم دعوام شد گفتم خودم مادرم صلاح بچه خودمو خوب میدونم به شوهرمم گفتم بگو کسی حق نداره تو کاره من دخالت کنه

چقدتو مخ هرکی یه چیز بگه بایه لحن مهربونانه بگو من مادرشم قطعا حواسم به همه چیز هست بکشید بیروت

چجوری تحمل کردی هیچی نگفتی
وای که طایفه شوهر منم همین هستن ولی محاله جواب ندم البته مجوزش از سمت شوهرم صادر شده

سوال های مرتبط

مامان مهدی مامان مهدی ۱۴ ماهگی
من چقد نق مق میشنوم از اینکه چرا شبر خودتو بهش نمیدی
خب میگم شیر ندارم بدم نه حتما بهش ندادی بهش سینتو ندادی تا بمکه گفتم شیر نیست اخه گریه میکنه گشنشه چرا بچمو اذیت کنم
میگه مادرای امروزی همینن داری بچمو گول میزنی گناه داره داری گناه میکنی حیف بچه نیست ؟تو راحتی خودت میخوای
میخواستم جوابش بدم هیچی نگفتم بعد پدر شوهرم گفت چرا حرف سرت نمیشه تو ،چیکارش داری هر شیری میخوره بخوره باز گفت نهههه بچم‌گناه داره خودش که نمیدونه مادرش داره گولش میزنه داشتم حرص میخوردم که شوهرم گفت مامان اصلا شیر نداره بچمم گشنش میشه گفت من میدونم که بهش سینشو نداده فکر راحتی خودشه فکر بچه نیست ک اینبار تا دهن باز کردم بگم به خودم مربوطه برادر شوهرم گفت بتوچه میخواد شیر خودش بده میخواد شیر خشک بده بچه خودشه بچه تو هم نیست هی میگی بچم‌بچم خودش میدونه چیکار کنه باز میخواسن بگه پدر شوهرم گفت بسه دیگه به منم گفت پاسو پاشو برو خونه مامانت بهتره شوهرم گفت اره پاشو منم دیکع وسایلم جمع کردم رفتم
خداروشکر حداقل اینا جوابش دادن و الی الان من از حرص خوردن سکته کرده بودم