شاهان تا دوماهگی از شیر خودمم خورده
اوایل انقد زیاد بود ک پدسینه هم میذاشتم باز می‌ریخت ب لباسام بعد رفته رفته با ناراحتی ها و گریه های ک داشتم شیرم هی کم شد و خشک شد
هرچی شیرافزا و....خلاصه نشد دیگه .
شاهان ی هفته بیمارستان بود آب دورشو خورده بود وقتی دنیا اومد
تا سه روز چیزی بهش نمی‌دادن تا معدش تخلیه بشه
بعدش گفتن شیر بیار
هم شیر خشک بردم هم شیرخودمو با شیردوش همش سعی میکردم براش ببرم ک شیرخودمو بهش بدن .انقد من با شیردوش اینکاروکردم ک شدید نوک سینه هام زخم شد پماد و کرم شقاق میزدم خوب نمیشد بعد ک مرخصش کردیم سینمو میذاشتم دهنش بعد یکی دو روز دیگه دردش داشت منو می‌کشت گریه میکردم انگار چنگ مینداختن تو دلم ولی بهش شیر میدادم
ی روزش مادرشوهرم بالا سرم نشسته بود من گریه میکردم وشیر میدادم وهی تند تند با حالت خیلی بد و با لحن خیلی تند همش می‌گفت باید شیر بدی باید شیر بدی منم دیدم درکم نمیکنه گفتم اصلا دوسندارم شیر بدم (تو پنج سال ک عروسشونم از گل کمتر بهشون نگفتم بااینکه خیلی بدی ها درحقم کردن)این شد بهونشون دعوایی راه انداختن ک من چرا اینجوری باهاش حرف زدم و پدر شوهرم زنگ زد شوهرمو قشنگگگ شست گذاشت کنار برادرشوهرمم زنگ زد ب مامانم و کلی حرفو.....بازم مامانم کوتاه اومد خلاصه قهرکردن و چند ماهه بچمو ندیدن .من انقد اون موقع گریه کردم بغض کردم یعنی شبوروزم همین بود ک شیرم خشک شد اونوقت نشستن پیش همه فامیلاشون میگن ک من عمدی شیرندادم ب بچم و هی میگن اگه شیرخودتو میدادی الان بچت می‌خواسته تپل باشه و....،خدا ازشون نگذره
من خودم سر اینکه شیرم خشک شد افسردگی گرفتم حالام هی ب روم میزنن ک شیرش ندادی و من همش با خودم میگم شاید واقعا اگه شیر داشتم بچم تپلی میشد و.....

۱۹ پاسخ

اتفاقا بچه های شیرخشکی تپل ترن
حالا مگه به بچه های تپل جایزه میدن که به بچه تو ندن؟ ولشون کن بابا
سرش سلامت تپلی میخاد چیکار
خودتو ناراحت نکن

فدای سرت بیخیالشون شو مهم نیستن خودت و بچه ات مهم هستین بقیه زر اضافه میزنن

الهی خدا اه تو رو بگیره ازشون

ول کن بابا هیچکی اندازه مادر برا بچه خودش دلش نمیسوزه
بذار بقیه هرچی میخوان بگن
من خودم یه مدت رابطم با شوهرم داغون شده بود همش دعوا میکردیم شیرم داشت خشک میشد انقد قرص و اب و ابمیوه خوردم تا برگشت داشتم دق میکردم اخه دختر من هیچ شیرخشکی ام نمیخوره
هیچ مادری دوست نداره شیر خودشو منع کنه از بچش

عزیزم حالا همه به من میگن شیر خشک بده تپل شه
کلا همه زر زیاد میزنن

چرا این سوالای مزخرف بقیه تمامی نداره
به کسی چه ربطی داره بچه هامون چی میخورن ؟
چرا بعضیا انقد بیشعورن که به خودشون اجازه میدن دل یه مادرو بشکنن
منم تا 2 ماه شیر خودمو دادم بعدش به خاطر دعوا با شوهرم و ناراحتی زیاد شیرم خشک شد
فک کن شوهرم برا زایمانم یه کادو حتی یه شاخه گل نخرید رفت واسه خونوادش ماشین خرید
خیلی روزای سختی بود ولی گذشت
الان هر کی حرف بزنه میزنم تو دهنش
برن بمیرن که دل یه مادرو میشکنن
منکه هیچوقت حلال نمیکنم
اصن یادم می افته بهم میریزم

ببین دقیقا داستانت مثله منه با این تفاوت ک برا من شوهرم و خیانتش و کاراش باعث شد انقد گریه کنم و قهر کنم برم تا بچم دیگ شیرمو نخورد دوماه بیشتر نخورد الان شیر دارم ولی بچم دوست نداره از همون دوماهگی شیر خشکی شد من شب وروز عذاب وجدان دارم چرا اینجوری شده یا جایی میرم همه بهم میگن اگ شیر خودتو میدادی بچت مریض نمی‌شد یا دندونش در میومد بچت جون نداره و…با اینک بچم تپلیه ماشالا وزنش از نرمال بالاتره ولی بچه تا یه چیزی میشه از شیر ندادن میزنن تو سرم به بقیه هم نمی‌تونم بگم باعث شیر ندادنم چیه و کیه برا همین وقتی میگن اصلا محل نمیدم ب درک بزا انقد بگن تا جونشون در بیاد توهم اصلا محل نده

عزیزم منم شیرم کمتر شده نسبت به قبل ولی سعی کن خوراکیایی که شیر رو افزایش میدن زیاد بخوری شاید برگشت شیرت
همم بده میک بزنه بچه ت اینجوری میاد
حرف اونارم ول کن بگو من لاغر دوس دارم
جواب ندی پر رو تر میشن
همه زنا بعد زایمان حالشون بده و حرف اطرافیان باعث دلخوریشون میشه رفتار توهم طبیعی بوده غلط کردن بزرگش کردن خاک تو سرشون

عزیزم تو خیلی منی با این تفاوت ک من از قبل از بارداریم با مادرشوهرم و خاهرشوهرام بحثم شد و قطع رابطه کردم و اونا هی شوهرمو پر کردن و انداختن جونم تمام بارداری و زایمانم با گریه و غصه گذشت افسردگی شدید گرفتم نتونستم بچمو شیر بدم
بااینکه بچه سومم بود سینمو نمیتونستم بزارم دهنش باشیردوش برقی تا ۵ ماه دوشیدم دادم بهش تا کاملا شیرم خشک شد مجبور شدم شیرخشک بدم ولی هنوزم ک هنوزه بچم باشیرخشک کنار نیومده خیلی اذیتم و خیلی ناامیدم فقط ی حسن داشت این ماجرا ک بالاخره بعد از ۲۰ سال زندگی مشترک شوهرم ۳ ماهی هست ک فهمیده حق با کی بوده و اونا چی بودن
هنوز دیدن بچم نیومدن و همه جا پرکردن از عروسم میترسیم 😒درصورتیکه فقط خاستن منو بد جلوه بدن منم واگذار کردم بخدا همین چ کار برمیاد ازم جز این
بچم لاغر و ضعیفه چون تمام بارداریم و زایمانم شکنجه بودم الانم ک خودش شیر نمیخوره خاستم بدونی تنها نیستی هستن کسایی باشرایط بدتر از تو درکت میکنم عزیزم

وااای چه پروووان اخه به تو‌چه زن

حالا خانواده شوهرمن برعکس میگن اگر شیرش نمیدادی شیرخشکی اش میکردی تپولی میشد
بچه های شیرمادری اکثرا تپول نیستن

عزیزممممم شیر دادن یا ندادن به بچه فقط به مادر بچه ربط داره جانم مادرشوهر و عمه و ننه به وقت خودشون انجام می‌دادن
زن پس خالم وقتی پسرش دنیا اومد گفت از اول شیر خشک میدم و داد پسرش تپلی و سالمه
منم از اول گفتم نهههه شیر خودم و خودم مجبور شدم شیر خشک هم بدم بعدش تا ۴ ماهگیش شیر خودمو دادم انقدر اضافه وزن کردم تا شیرم زیاد بشه و اینا هرکاری کردم نشد بعدش گفتم خب که چی زهر نیست که اینم شیر خشکه میدم بهش هرکی هم گفت میگم بچه منه صلاحشو میدونم خودم الانم وزن مهوا رو نموداره همین خوبه ۵ ماهشه ۶کیلو ۷۰۰ دکترش گفت اوکیه
همسرمم هرکی خواست چیزی بگه گفت اصلا درموردش حرف نزنید خط قرمزمه

عزیزم اصلا غصه نخور اونم غصه کسی که با اینکه یه زن بوده درکی نکرده تازه طلب کارم هست
همسرت چه واکنشی داشت وقتی بهش زنگ زدن اونم تورو سرزنش کرد؟
اگه بازم کسی دیدت یا چیزی شنیدی بگو بچه خودمه خودم براش تصمیم میگیرم
اصلا مگه بچه باید تپل باشه البته میگن با شیرخشک تپل میشه شما میگی شیر خودم بدم تپل میشه ؟
عزیزم تپل شدن بچه اول به ژنتیک دوم به وزن که متولد شده داره
موقع تولد وزنش چه قدر بود دو سه ماهگی چه قدر شد وقتی شیرش میدادی

خدا ازشون نگذره که دل یه مادر رو خون میکنن عین جاری و برادرشوهر من.....
آرتین دیگ سینمو نمگیرع فقط تو حالت خواب دیگ زدم به بی‌خیالی نگیرع من سعیمو کردم دیگ همینطوری شد چیکار کنم خودمو بکشممممممممممممم ؟؟؟؟
نشد که بشه نشددددددددددد
گریم گرف احححححح

الان دخترم وزنش وهمه چیزش خوبع
اماخیلی بدشیرمیخوره گاهی وقتا افسوس میخورم میگم اگ شیرخودم میخوردشاید الان انقداذیتم نمیکرد

وای دختر تورو خدا توجه نکن به این حرفا
خوب کردی ندادی
منم ندادم اصلا هم توجه نکردم منم عین تو برای اولین بار تو روی پدر شوهرم وایسادم
گفتم زشته هی دخالت میکنین شیر شیر بسه دگ
قاطع باش اصلا مهم نباشه برات
چی مهم تر از یه مادر و بچه ی سالمه
تو اگه با ناراحتی و درد شیر میدادی
تمام اون استرس میشد تو تن بچه
توجه نکن

منم شیرم خیلییییی زیادبود حوری ک دائم لباس عوض میکردم
بعدچرررب هربارکه میدوشیدم میریختم تولگن سرش قشنگ چربی میومد
سینه هاپرازشیرمیشدن ونوک نداشت دخترم نتونست کلابگیرش
تادوماه دوختم دادخورد تا دیگ خودم خسته شدم وکلا قطعش کردم
هنوزم سینه هام شیرشون میریزه گاهی وقتامیگم بدم بخورش امامیگن مریضش میکنه

وای مگه مهمه؟ جاری منم خیلی دخالت میکنه توی این مقوله، دلم میخواد بزنم خرابش کنم یبار

بزار بگه بگو اره خودم نخاستم بدم داریم پولشو شیرخشک میدم بزار بسوزن
هیچ مادری بد بچش نمیخاد

سوال های مرتبط

مامان دونه انار مامان دونه انار ۶ ماهگی
۱. قبلا اینجا از تجربه‌م در مورد مرکز شیردهی نوشته بودم...
بیشتر از ادب و تربیتِ! کارکناشون البته :)
متاسفانه امروز هم گذرم به اونجا افتاد و بدترین برخورد باهام شد❤️‍🩹
جریان چی بود؟ به خاطر مریضیم باید چرک خشک کن قوی استفاده میکردم، با اینکه مایعات و غذاهای شیرافزا هم مصرف میکردم ولی با این حال شیرم خیلی کم شد. دو سه شبانه روز پسرم گریه کرد. بردیمش دکتر، گفت علائمی نداره، براش شیرخشک بگیرید شاید از گرسنگی گریه می‌کنه. اگه خوب نشد ببرید آزمایش
شیر خشک گرفتیم و خوب شد. ولی همچنان شیر خودمو در کنارش میدادم و اصلا نمیذاشتم شیرم کمتر بشه یا خشک بشه
بعد از چند روز، آزمایش بارداری من به اشتباه مثبت شد. اشتباه از آزمایشگاه بود. من که فکر میکردم باردارم تصمیم گرفتم کمتر به بچه شیر بدم تا کم کم شیرش رو قطع کنم. چون حالم هم خیلی بد بود فکر میکردم از ضعفه (که بعدا فهمیدم به خاطر مشکل معد‌ه‌م هست) خلاصه بعد از چند روز پسرم مریض شد و بعد هم خودم. پسرم نمیتونست شیر بخوره چون گلودرد شدید داشت. با شیشه شیر هم به زور بهش شیر میدادیم. بعدش که من مریض شدم و افتادم، دو روز پسرم اصلا شیر نخورد و شیرم خشک شد. دیگه وقتی فشار میدادم به زور یه قطره میومد
یه مدت فقط شیرخشک میدادم تا امروز که رفتیم براش شیرخشک کوپنی بگیریم👇🏻
مامان حدیث مامان حدیث ۱۰ ماهگی
سلامخواریا .نمیدونم اسم اینو درد دل بگم یا جی
.نمیدونم چیبگم ازاین بی همه بی شرفی خانواده شوهرم و خوده شوهرم و خواهر برادرهاش .
انقد بعداز زایمانم جوش و غصه دادن منو خداازشون نگزره
من وقتی جوش و غصه میخورم نمیتونم غذا بخورم اب از گلوم پایین نمیره .
بچه هم ک شیر میدادم .شیرم کم شد و شیرخشک گرفتم
نزدیگ ب سه چهار ماه من فقط تو خونه گریه میکردم حالم اصلا خوب نیس همچنانم من گاهی همون سینه خالی میدادم بهش ک ول نکنه ولی میدید چیزی نمیاد اونم ول میکرد و گریه .تا شیر خشک بهش ندم اروم نمیشه ..
ولی الان دوسه روزه نمیگیره سینمو .حالم یجوریه خوب نیستم احساس بدی دارم .
چون خیلی شیر داشتم ک میدوختم ی عالمه‌.
هیچ وقت نمیبخشمون خدا ازشون نگزره ک این کارارو با من کردن .منی که حتی کوجیک ترین بی احترامی نکردم بهشون .
الان غصه دارم واسش ک شیر خشک میخوره .
بعضیا میان میگن شیر خشک بدرد نمیخوره فلانه بهمانه .نمیدونم بچه های شیر خشکی ب گوزی بندن و مریض میشن زود زود ..یا میگن شیر خشک نان بدرد نمیخوره اینجوری اونجوریه .خب منی ک بهش اینو میدم .خیلی حالم بد میشه میگم نکنه راسته.
مامان علی مامان علی ۹ ماهگی
چرا این عذاب وجدان دست از سرم بر نمیداره که نشد شیر مادر رو بدم 😭 تا چهارماهگی پسرم فقط شیر خودم خورد بعد از اون با سینه لج کرد و کلا شیر نمیخورد از دوماهگی تا چهارماهگی فقط تو خواب میخورد دیگه چهارماهگی چهار پنج ساعت بیشتر میشد نمیخورد هر کار میکردم
یا اصلا سینه نمی‌گرفت با وجودی که شیشه بهش نداده بودم دیگه طاقت نیاوردم رفتم شیر خشک گرفتم و هی شیر خودم میدوشیدم با شیشه بهش میدادم اگه هم نمیخورد چند بار هی دهنش میکردم تا یکم بخوره با شیشه خیالم راحت باشه نصف شب هر دو ساعت پا میشدم سینه دهنش میکردم تا از سینه نیفته دلم خوش بود الان دوماه گذشته دیگه حتی نصف شب سینه نمیگیره 😭 دیگه شیر هم ندارم فقط شیرخشک میخوره بازم هر شب به امید شیر خودم بیدار میشم ولی نمیگیره ...شیر خوردنش خداروشکر خوب شده ولی دیگه از شیرم افتاد و من هر روز کارم گریه و غصست از بس شنیدم و گفتن شیر مادر بهتره شیر خشک خوب نیست تو گهواره هم خیلی تایپیک و جواب دیدم میگن شیر مادر فقط بدین خیلی خوبه و من واقعا دلم می‌شکنه هر چی می‌خوام فراموش کنم نمیشه یکم دلداریم بدین 😭 همش عذاب وجدان دارم نکنه من کم تلاش کردم 😭 اگه شیر خشک بده پس این همه بچه با شیرخشک بزرگ شدن چی مشکل دارن؟ خودم شیرخشک خوردم و هیچ فرقی با بقیه ندارم از لحاظ جسمی
لطفاً تو تایپیک ها اینقدر نگین شیر مادر خوبه هیچی شیر مادر نمیشه دل خیلی ها مثل من می‌شکنه واقعا 😔
مامان فرهان مامان فرهان ۱۱ ماهگی
مامانا فاز نصیحت نگیرید لطفا، راهنمایی میخام
من از اول شیر خودمو میدادم پسرم و شیرخشکم کمکی
پسرمم از همون تولدش صورت و بدنش وحشتناک زخم شده بود هر دکتری میرفتم بی فایده بود
هرکی یچی گفت یروز گفتن از شیر خودته یروز گفتن از شیر خشکه یروز گفتن از غذاته ، اینکه من ۴ ماه رو با چ مکافاتی رد کردم فدا سر بچم ، رژیمم جوری شده بود که هیچی نمیخوردم صورت و بدن بچمم یجور بود ک افسردگی گرفتم ، حتی خونه مامانمم حوصله نداشتم بمونم یوقتا مینشستم فقط گریه میکردم،
الان خدا رو شکر صورت و بدنش نسبت ب اوایل ۸۰ درصد بهتر شده
امدم همه چیوامتحان کردم رژیم گرفتم پوستش فرقی نکرد، فقط شیر خودمو دادم فرقی نکرد ، فقط شیر خشک دادم بنظرم بهتر شد ، اینقدرم حرص خوردم و نخوری کشیدم ک شیرم هی کم شد، تا جایی ک الان میخام شیر بدم ب بچم جییییغ میزنه سیرش نمیکنه تا شیرخشک میدمش میخوره اروم میشه ، سینمو فشار میدم هیچی شیر نمیاد ازش، کپسول شیر افزا خوردم یهو یکم شیر امد ولی پسرم سینمو میگیره نمیمکه کم میمکه باش بازی میکنه با لثه اش هی میکشه اصلا نمیخوره ک زیاد بشه

همه اینا ب کنار الان چکار کنم ک سینمو باز بگیره هرچی نگیره منم قرص بخورم شیرمم بیاد وقتی نگیره قط میشه

عکسی ک گذاشتم‌مال همون‌زخماس ک میگم
الان خیلی کم‌ تو صورتش هست
مامان شاهان مامان شاهان ۶ ماهگی
ی درد و دل
من انقد ک ناراحت میشم و حرص میخورم و گریه میکنم از هیچی لذت نمی‌برم ...
مثلا بارداریم خیلی سخت بود سرکلاژ بودم و استراحت مطلق و درد و حتی زخم بستر و از ۳۵هفته دفع پروتیین گرفتن و هرروز بیمارستان رفتن و.... و روز شماری میکردم دنیا بیاد
تا اینکه دکتر گفت بهتره زودتر زایمان کنم و ۳۷هفته و ۴روز رفتم سزارین کردم و از شانسم بچم آب دورشو خورده بود و بستری شد ی هفته
فقط خدا و خانواده ام می‌دونن من چی ب سر خودم آوردم اون ی هفته
بعدش ک مرخص شد رفلاکس و کولیک شدید و من میترسیدم ی لحظه ازش چشم بردارم و حتی شب ها بیدار میمونم تا صبح بالا سرش و نگاش میکردم ببینم نفس می‌کشه یا نه
با هر چیزی قلبم میخواست وایسه
از دو ماهگی عتصاب شیر و....
تا حالا نتونستم لذت ببرم همش با خودم میگم ببین چند ماه گذشت و بقیش هم قراره همینجوری بگذره پس لذت ببر از ثانیه ب ثانیه بزرگ شدن بچه ای ک انقد آرزوشو داشتی ولی باز نمیتونم فقط ناراحتم و گریه میکنم ک چرا بچم شیر نمیخوره چرا این جاش درده اونجاش درده و....
مطمعنم اصن افسردگی گرفتم
مامان 😍دخمل نازم 😍 مامان 😍دخمل نازم 😍 ۷ ماهگی