۱۱ پاسخ

یه بار اصلا مجبورش نکن. بگو تا ساعت ۸ نوشتی من هستم دیگه بعدش نیستم. با معلمش هم هماهنگ کن که نمی نویسه و یه روز بدون مشق بره شاید تنبیه شد. جلوی دوستاش معلمش بهش تذکر بده

همون که مدرسه میاد ناهاربخوره بعدش باید بشینه مشق بنویسه مشقش کم باشه تاعصر تمومه زیاد باشه تا شب طول میکشه.
فارسی هر درس جدیدی که میده باید روخوانی کنه و نشانه هایی که قبلا یاد گرفته وپایین صفحه نوشته رو هم باید بخونه که یادش نره.این روخوانی روزی دوبار هست یه بار تو مدرسه یه بار هم تو خونه

دختر من مینویسه به دیکته میرسه میگ بزار یه ساعت دیگ میگم باشه بعد دیگ میره باید به زور بیارمش همشم گریه میکنه دلم نمیخواد دیکته بنویسم😐

سلاااااام پسر منم اونجوریه همش بهونه میاره

بچه من استرسی از مدرسه میاد تا مشق ننویسه ناهار هم نمیتونه بخوره .

با زدن وتهدید وزور درست نمیشه.باید خودش بفهمه. که هر روز سر یکساعت مشخص بعد از استراحت کردنش تکالیفشو انجام بده.بزار یروز بدون تکلیف بره مدرسه تا با پیامد ننوشتن ومواجه بشه بعد میفهمه که مسوول درس بخونه وتکلیف بنویسه

عزیزم 6 خیلی دیره. کی میاد خونه؟ دو ساعت استراحت کافیه. شما باید قانون بذاری. ساعت 4 مثلا باید بشینیم خودتم کنارش بشینی. مشقشو ننوشت ننوشته بفرستش بذار دعوا شه مدرسه نتیجه کارشو ببینه. هی بخوای جای اون حرص بخوری و جای اون اهمیت بدی به درس و مشق یاد نمیگیره که. هر ساعتی میخوای شروع کنی بگو تا دو ساعت بعدش فزصت داری. حتی اگه 6 شروع میکنی تا 8 وقت دارین تموم شه اگه نشد کیفشو ببند . هرچقدرم گریه و جیغ زد مهم نیست.
زدن چه فایده داره اخه کلاس اوله کلا از مدرسه زده میشه‌.
اینم از تجارب من.

براش ی ساعت مشخص کن بگو بازی کن کاراتو کن این ساعت باید پای دفتر مشق باشی

یا خدا من با دوقلو چ خوام کرد 🤦😂

سلام نزنش بیشتر لج میکنه اگه میتونی بفرستش کلاس تقویتی نه مغز خودت درگیر کن نه پسرت یا اگه با خواهرت گرمه بفرست که خواهرت یادش بده

به نظرتون این درست میشه یا همینجور میمونه

سوال های مرتبط

مامان رادمان 💛🛵 مامان رادمان 💛🛵 ۳ سالگی
سلام به شما مامان خانومیا از مامان ناکتا که به شدت سر داستان خوابِ شب آقای پسر بچه کلافه ست 😁🤦🏻‍♀️
رادمان خواب شب منظمی داشت
به جز شب هایی که توی خوردن قند مصنوعی زیاده روی میکرد (هنرِ دست مامان بزرگ ها و بابابزرگ ها که میگن اشکال نداره بده بخوره چیزی نمیشه 😂😂)
بقیه شب ها منظم بود خوابش
اگه صبح زود بیدار میشد (تا قبل از ساعت ۸ونیم)
ظهر خسته میشد و یه چرت میزد و دوباره بیدار میشد و سرحال بود تا شب که نهایتا تا ۱۱ میخوابید
اما از حوالی سه سالگی
انگار خستگی معنای خودش رو برای رادمان از دست داده
انگار بچنین واژه ای براش تعریف نشده
به شدددددت در مقابل خوابیدن مقاومت میکنه
خسته ی خسته ست
و حتی دیرترین ساعت شب هم که باشه
به محض اینکه چشماش میخواد بسته بشه سریع از جاش بلند میشه و میره بازی که خوابش بپره 🙄🤦🏻‍♀️
انقدر کتاب میخونم
لالایی میخونم
با هم حرف میزنیم
میره بازی میکنه و میاد که خسته میشه که توانی برای بیداری نداره و دیگه بیهوش میشه
قند مصنوعی و مصرف کاکائو رو کنترل میکردم اما الان چند روزیه که ۹۵ درصد حذف کردم
ولی بازم تا دیروقت بیداره .

از تجربیاتتون بگین ببینم شما وضعیتتون بهتر از منه یا مثل من این دغدغه رو دارین ؟؟؟

پی نوشت : عکس از سفره هفت سین نوروز ۴۰۵
پی تر نوشت : من عاااشق رنگ و لعاب هفت سینم و همش دلم میخواد عکسای هفت سین رو تماشا کنم 🙈