۲۹ پاسخ

مامانت از اینکه اونجایی ناراحته و مستقیم نمیگه برای همین سر بچه شما خالی میکنه نوه واسه همه مادرا عزیزه اما مادر شما از بودن شما ناراحته شما هم مستقیم بگو بچس اگه از اومدن من ناراحتی من میشینم تو‌خونم

من جا تو بودم میموندم خونم و این خفت وخاری رو متحمل نمیشدم

به نظر من موقعی که شبا شوهرت اومد خونه بهش یاد بده غذای فردا رو آماده بکنه ساعت یک تا هشت شب هم با دخترت سرگرم بشو فقط غذارو گرم کن همونجا بخور بزار تا شوهرت بیاد من دخترم سه سالشه در حد آب بیاره خودش آب بخوره دستشویی بره یا برام چیزی زو بیاره انجام میده شما هم به دخترت یاد بده

عزیزم کارتون های جذاب دانلود کن بذار برای دخترت که مشغول شه خیلی از جا بلند نشه درست نیست اما یه وقت بین بد و بدتر انتخاب بد درسته
سعی کن اگر پس اندازی داری یه کارگر بگیری بیاد غذای دوهفته رو یه روز درست کنه خورشت برات درست کنه فریز کن برنج رو هم هرروز تازه دمی درست کن خونه مادرت هم نرو سعی کن ناراحتیت رو بروز بدی دیگه نرو سرسنگین هم باش مادر منم همینطور بود چون دوس داشت آزاد باشه همش بره بیرون یا رفیق بازی

من جات بودم یه جورایی ب مامانم میگفتم ک ناراحتم
مثلا بهش بگو مامان اگ خیلی ناراحتی یا بچم اذیتت میکنه من برم خونه
چون اینجوری بیشتر حرص و جوش میخورم

مادرشوهر نداری؟ بهش بگو غذابرات بفرسته

اگر فقط واسه غذا سختته و نیاز به کسی داری ببین یه نفر میتونی پیدا کنی بیاد خونت برای سه روز چهار روز غذا بپزه بذار یخچالت که خونه خودتم بمونی

بیچاره دخترا بگو داد نزن سرش

بروخونه خودت به شوهرت یادبده غذادرس کنه یامادرشوهری کسی برات غذابفرسته خونه هم به هم ریخته وگثیف شدبه شوهرت بگوتمیزکنه ولی این خفت روتحمل نکن مادرت ازبودن شماناراضیه من به بچم کسی بی احترامی کنه صدسال دورش نمیرم هرکی میخادباشه به بچت ارزش بده نزار کسی لهش کنه

گردگیری و تمیزکاری رو هفته ای یه نفر بگو بیاد برات انجام بده خرید خونه رو هم لیست کن بده شوهرت بخره اشپزی هم روزی یه وعده بپزخونت هم خودت در حد سطحی تمیز کن مرتب باش که بهت فشار نیاد هفته ای یه بار کمکی بگیر برای دخترت کارتن دانلود کن بزار ببینه داستان بخون گوشی بده دستش یا بزارش مهد صبح ها

حق با مادرته
برو خونه مادرشوهرت

ببین منم باردارم واستراحت مطلق وسابقه ستا سقط دارم... دخترمم 3سالشه خونم جایی نرفتم کاراموخودم میکنم کارای دخترمو ولی نمیزارم کسی به دخترم اینجوربگه بمون خونت بچتوبااسباب بازی ودفتر ونقاشی سرگرم کن مگه مجبوری اینقدبه بچه فشاربدی کاراتم کم کم بکن چیزی نمیشه... من 4ماهمه هنوز وهمه کارامو میکنم یعنی اوج استراحتمه ولی نمیخوام به کسی زحمت بدم یاروبچم فشارباشه... مادرت ناراحته چون تواونجایی بابچت ولی رک وراست نمیادبهت بگه سربچه خالی میکنه

عزیزم این خفتو تحمل نکن... یا شوهرت بهت برسه... یا پرستار بگیر یا به مادرشوهرت بگو بیاد خونت برات غذا بپزه

من از همین مبترسم منم حاملگی سخت هر روز. خدا بیمارستان اینا میگم الان حامله شم بچم گشنه میمونه چه بهتر که الان حامله نشم تا وقتی که بچم کمی مستقل شه

غذا رو شوهرت چندمدل خورشتی درست کنه بزنه فریزر برنج هم یه صندلی بزار بشین روش بپز

عزیزم از همسرت کمک بخواه بهتر از اینه که بچت آسیب ببینه

ببین عزیزم اینجورکه تو داعم داری میری ومیای که اصلا فایده نداره.اگه خونه خودت بمونی وکمنر رفت و امد کنی بهتره برات.اگه میتونی ازبیرون غذا بگیر نمیتونی حاضری بخورید

یه نون پنیر بخور ولی منتنکش.اصلا بچه ای که بخواد بمونه میمونه

پاشو برو‌خونت حوصله داریا.بچت اذیت میشه.استراحت مطلق هم ادای دکتراس هیچی نمیشه.یه غذای ساده بخورین بهتره تا منت سرت باشه

اگر میتونی از مامانت خواهش کن بیاد به اندازه چند روزتون غذا بپزه بزاره فریزر فقط گرم کنید بخورید خونه خودتون بمونید بچع هم الکی اذیت نشه

عزیزم خب شب ک شوهرت هست ناهار فرداتون بزاره همه چی جاو دستتون بزاره نرو چرا هم بچتو هم خودتو اذیت میکنی همین نشستن ماشین هی پباده شدن ک بدتره

من از ترس همین چیزا چون میدونم حمایتی نیست تلاش میکنم ک باردار نشم دیگه چون هیچکس‌کمکم‌نیس

به نظرم دکترت رو عوض کن . الان علم روز میگه به هیچچچچ عنوان استراحت مطلق نداریم . فقط در حد فشار نیاوردن داریم تو بارداری . مطمئنی انقدر باید استراحت کنی؟

خب بهش بگو که از رفتارش ناراحتی
یا هم بگو بیاد خونه ی خودت ازت مواظبت کنه

عزیزم میتونی روزی یه پرس غذا از روز قبل از بیرون بخرید و برا دوتااون هم کافیه ..و یه مذت نری خب ...ولی در کل نباید حساس باشی رو حرف مادرت چون شابد اون شمارو هم اینجوری بزرگ کرذه و حساسه ... و البته که خسته میشه یکم لهش حق یده و خودت بچه تو کنترل کن خب

اونطور گفتنی جلو میفته دعوا میندازه میگه نکنه یه چیزم بدهکار شدیم .فقط بچه تو اینطوره بچه مردم اینطور نیست .آخه منم جز اونجا کسی رو ندارم خواهر ندارم زن داداش ندارم شغل شوهرم آزاده نمیتونه نره سرکار.بخدا من ازشون هیچی توقع نمیکنم هیچوقت حدالامکان دست خالی نمیام حتی میوه ای که طول روز خودم باید بخورم رو میارم

خطر نشت کیسه اب دارم

شبا میرم خونه خودم فردا ظهر میام .انگار فقط ساعت ۱ تا ۸ونیم شب که شوهرم از سرکار بیاد میام .چندبار گفتم اما انگار نه انگار
اگه نیام غذا هم نمیفرسته خودم و دخترم گرسنه میمونیم

عزیزم خدا کمکت کنه استراحت مطلق خیلی سخته چرا استراحت شدی؟خونتون نزدیک نیست خونه ی‌خودت بشینی واسه ت غذا بفرسته؟

سوال های مرتبط

مامان 🪽آوا مامان 🪽آوا ۳ سالگی
دخترا لطفا اگه تجربه ای دارین میشه راهنماییم کنید مخصوصا اگه بچه هم سن و سال دخترم دارین🥲🙏🏻
آوا مدتیه که به شدت لجباز و بهونه گیر شده...
مثلا آب میخواد میرم براش میارم ، گیر میده که این لیوان نه اونیکی ، لیوان دیگه میارم میگه آب کم ریختی ، آب زیاد میریزم میگه زیاد ریختی ، بعد میگه نی میخوام با نی بخورم و ...
بخاطر یه آب هزار بار منو بشین پاشو میکنه
حالا من فقط یدونه آب رو مثال زدم
تو همه چی اینطوری میکنه
یکی بهش یدونه شکلات بده پرت میکنه و میگه یکی دیگه بده 😐 به خدا آبروم رفته پیش غریبه ها
وقتی بی اعتنا میشم انقدر گریه میکنه و از ته دل جیغ میزنه فک کنم گلوش جر بخوره
تو جمع و مهمونی به حرفش گوش میدم که با گریه و جیغش بقیه اذیت نشن
ولی تو خونه سعی میکنم از سرش بپرونم ولی نمیتونم
یه چیزی دست بقیه بچه ها ببینه انقدر میچسبه به من که باید ازش بگیری بدی به من 😑😫
دو روز پیش مهمون بودیم دست یه بچه به چیزی دید مگه ول کن من بود که برو ازش بگیر بده به من
با هزار زحمت از اون بچه گرفتن دادن دست آوا ولی به نظرتون آوا چی کار کرد ؟؟ اسباب بازی رو پرت کرد با تمام وجود گریهههه و جیغغغ مگه آرووم میشد انگار عصبانی شد که چرا دیر دادین بهم 😐
آبرمون رفت مگه آرووم میشد دیگه خدافظی کردیم برگشتیم
به خدا تا قبل از این که این رفتار ها رو داشته باشه انقدر بچه خوبی بود از نوزادی تا الان ذره ای منو اذیت نکرده بود ، واسه همین میخواستیم اقدام کنیم برا بچه دوم
ولی از وقتی اینطوری میکنه با شوهرم پشت دستمون رو داغ زدیم که دیگه بچه نیاریم😩🥲
مخصوصا وقتی مهمونیم و این ادا ها رو میده آب میشیم میریم تو زمین با هیچی هم آرووم نمیشه یا هواسش پرت نمیشه
ترو خدا شما تجربه ای دارین ؟ 🥲
مامان دیلای نازم مامان دیلای نازم ۳ سالگی
بارداری بارداری زایمان زایمان بارداری زایمان

خانما بیاین یه لحظه.دختر من عاشق شانسی خریدنه.سوپری روبه روی خونه ی مامانم داره.منم هفته ای یه بار میام و از همون لحظه ای که میام و پیاده میشیم دیلا به شدت کریه میکنه و بهونه میگیره تا بریم.مقاومت میکنیم که نخریم اما در نهایت موفق نمیشیم.شانسی هایی هم که داره از ۱۵۰ به بالاس و خدا وکیلی هیچی توش نیست حتی یه دونه شکلات.دو‌ تا اسباب بازی پلاستیکی.مثلا یه کامیون پلاستیکی کوچولو توی یه جعبه ی بزرگ.بحث پولش نیست این پولو خوراکی بخریم بهتره تا یه جعبه پلاستیکی بزرگ با یه اسباب بازی پلاستیکی ۲۰۰ تومن.نمیدونید چجوری گریه میکنه و جیغ میکشه هر راهی هم بگید امتحان کردم در نهایت موفق شده بازم بخره.امشب داشت غش میکرد دیگه.باباش هم به شدت عصبی و بی حوصله اس و فقط استرس میکشم از کوره در نره بزنتش.نمیدونم دیگه چکار کنم.مغازه هم جوری نیست که قایمش کنیم نبینه خیلی بزرگه.شما تجربه دارید؟راه حلی دارید؟