۳۸ پاسخ

عزیزدلمممم مبارک باشه پا قدمش خیرر باشه انءشااالله زیر سایه پدر مادرش بزرگ بشه عزیزم😍😘🫂😘🤍🫂❤️💜

ای جانم چقدم نازه🥹😍

وای ماشالله چقد نازه خدا حفظش کنه

عزیزممم ماشالله چه نی نی نازییی خدا حفظش کنه انشالله زیر سایه پدر مادر بزرگ بشه😍❤️

اوخداااا ناز مبارک باشه عزیزم 🥹🥹🥹🥹💗

ای عزززیزم خدا حفظش کنه قدمش مبارک باشه

ماشالله بهش🥰خداحفظش،کنه
تبریک میگم عزیزم

ای جانم مبارکت باشه❤️

ای جانم خدا حفظش کنه گلم پا قدمش خیر باشه حتما واسه ما تعرف کن تا استرسمون یکم کم شه خدا خیرت بده

مبارک باشه عزیزم

ای مادر چقدر نازه قدمش پر از خیر و برکت عزیزم طبیعی بودین یا سز؟

وایییی خدا چ نازه چشمش نزنم چقدر به دلم نشست🥹❤️🧿

ای جوووووونمممم❤❤خدااحفظش کنه عزیزمم
ننه قربووونش بشم من الهییی
چیی خوشگلههه ماشالله😍😍😍😍

خداحفظش کنه قند عسل😘❤🧿

ای جااان مبارکه عزیزم

چه دسته گله😍 قدمش مبارک از چشم بد دور باشه

وای خدایا،ماشالله هزار الله و اکبر ❤️

ماشالااااا چشم نخوره الهی 😍😍😍😍چقگده نازه🥹

چقد نااااز❤️

بسلامتی عزیزم

عروسکووو🥺♥️خدا حفظش کنه قدمش خیر

عزیزم پاقدمش مبارک باشه 😍چ نازه ماشلا
وایی باورم نمیش یعنی توی دلم یکی از این جوجوه ها هست🥹😍

خداوند حفظش کنه عزیزم انشالله قدمش پر خیر و برکت باشه

ماشالله هزار ماشالله چشم بد دور
خداحفظش کنه عزیزم
قدمش خیر و برکت

عزیزم چقدر قشنگه ماشالله خدا حفظش کنه

خدا حفظش کنه😍

خداحفظش کنه از چشم بد دور مثل فرشته هاست

خداحفظش کنه عزیزم قدم نورسیده مبارک🌷

ماشااالله عزیزم خداحفظش کنه

عزیز دلمممم خوش اومدی🥹🧿🧿
هزار الله و اکبر خدا حفظش کنه برات♥️♥️♥️

عزیییییییزم 😍😍😍😍😍
قدمش پر خیر و برکت باشه ان شاالله

مبارک باشه عزیزم
حتمن بیا بگو
سزارین بودی یا طبیعی؟

جون دلم😍😍😍 همیشه شاد و سالم باشه نی نی قشنگت و خنده روی لبهای قشنگش باشه

ماشالله.خیلی نازه.نمک داره

وااای خدای من ......چقدر نااااازه😍😍😍😍
ماشالله بهش 🧿🧿🧿🧿
خدا حفظش کنه ❤❤❤❤

حتتتتفحقحقججقجقنقمقمنثننننمننج(^_^)(^_^)(^_^)(  ̄▽ ̄)(  ̄▽ ̄)(  ̄▽ ̄)🙃😉😀🤳🦾👃👅🧠🤳🤳

ای جانم قدمش مبارک باشه🥰

وای گلم مبارکه چقدر نازه خدا حفظش کنه

سوال های مرتبط

مامان 🧸 اهورا 🍫 مامان 🧸 اهورا 🍫 ۴ ماهگی
تجربه زایمان سزارین»
سلام ب همه🥹🖐️
منو اهورا اومدیم تجربه زایمان سزارین براتون بزارم...
خیلی کلی میگم براتون....
سی و نو هفته بودم ک رفتم برا سز.از همون روز اول از طبیعی وحشت داشتم و با شناختی ک از خودم دارم حق داشتم...
خلاصه رفتم برا سزارین اختیاری با کلی زیر میزی دکترمو راضی کردم ب سزارین از مرحله سوند خیلی میترسیدم ولی اصلا اون چیزی ک فکر میکردم نبود خیلی راحت بود...
اما از بس منو ترسونده بودن وقتی اومد برام سوند بزارع همه بدنم می‌لرزید از شروع سوند گذاشتن تا پایان عمل و حتا بعد از اون همه بدنم استرس گرفته بود مثل بید میلرزیدم..‌
منو بردن اتاق عمل دل تو دلم نبود... آمپول بی حسی اصلا درد نداشت سرمو خم کردن و آروم برام آمپول و زدن پاهام سنگین شده بود خودشون جابه جاشون می‌کردن«سوندمو از بس ک نزاشتم پاهامو قشنگ باز کنه خوب نزاشته بود تو اتاق عمل باز شد و خود دکتر برام گذاشت وقتیکه کاملا بی حس بودم» خلاصه آمپول و ک زدن دیگه بدنم از لرزه وایستاد «من خیلی استرس داشتم و اصلا اوکی نبودم ن از درد ن از چیزی فقط میلرزیدم»
حس ک نمی‌کردم و نمی‌دیدم چون به پارچه سبز جلو چشمم زدن ولی وقتیکه شکممو باز کردن صداش میومد خش خش صدا میداد خلاصه شکممو که باز کردن یه فشار به سینم وارد شد درد نداشتااا ولی حس کردم دارن ی چیزیو ازم جدا می‌کنن خلاصه همون لحظه که سرم سنگین شد اهورام بدنیا آوردن صدای گریشو که شنیدم خود به خود اشگم اومد تو اتاق عمل دوتا پرستار کنار من بودن سعی میکردن منو آروم کنن باهام حرف میزدن مدام میگفتن حالت تهو نداری از این حرفا که نداشتم... فقط لبام رو هم نمیموند از شدت لرز منو 9 بردن اتاق عمل 9 و بیست دقیقه اهورام بدنیا اومد🥹💙🧿
ادامه پارت بعد»»»»