۱۲ پاسخ

پسر منم خیلی وابسه بود ی روز ازش گرفتم بهونه گرفت گریه کرد گفتم پیشی برده نداریم دیگه فرداش بهونه میگرفت همینو گفتم ی چند وقت بهونه گرفت هی میپرسید بعد کم کم یادش رفت الانم تو فیلم یا عکس ببینه میگه پستونکه پیشی برده

پسر منم همینجوری بود دفعه اخر پارش کرد منم برندی که همیشه براش میخریدم گیرم نیومد یه ایرانی براش خریدم خوشش نیومد دیگه نگرفتش

سرشو بده خودش قیچی کنه هر موقع بهونه گرفت همونو بهش بده من ک اینکارو کردم

من یهویی برش داشتم
یه مدت بشدت بداخلاق شد ولی بعدش از سرش افتاد

من از پایین سوراخ کرده بود همین دردو داشتم
همش اب دهنش میرف توش حال ادمو بهم میزد
دیگ اومدم نوکشو یه قیچی زدم دادم بهش گریه کردکه پستونک میخوام اونو پرت میکرد گفتم خودت پاره کردی پستونکم نداری دیگه هی بیقراری کرد همونو میدادم میزاشت دهنش بعد پرتش میکرد دیگه خلاصه سعی میکردم سرگرمش کنم تا سه روز هی بهانشو گرف بعد اون از سرش پرید

پستونک وی کر بگیر پاره نمیشه

من سرشو‌چندتا سوراخ کردم دیگه نخورد

با تلخک

همون پاره رو بده بهش، همه ش هم بگو عه، پاره شده، دیگه خراب شده، بندازش،، دختر من یکم میخورد، بعد میگفت اخ، مینداختش،،، انقپه همون پاره رو خورد انداخت گذاشت کنار

ی بار ک پاره کرد بگو دیگه پول نداریم بخریم و تمام

یه بار پاره کرد همون پاره رو بهش بده دیگه سالم نده خودش ترک میکنه

پاره کرد سرشو قیچی کن بده بهش بزار گریع کنه عادت میکنه فرداشم قایم کن بگو دیدی اوف شده بود

سوال های مرتبط