۸ پاسخ

روی پات نزارش ک ب این عادت نکنه بغلش کن قصه بگو..

آنیتااااا هوووو کجایی چخبر خوبی عزیزم اروزم اقا من گروهمو میخوااام حوصام ب چوخ رفته

بنظرت خیلی زود نیست؟ بزار کامل دو سالش بشه بچه اذیت میشه آخه گلم

من خودم خیلی اذیت بودم چن روز اول نگاش میکردم همش گریه می‌کردم دلم برا شیر دادن بهش تنگ شده بود

عزیزممم خیلی سخته
من خیلی یهویی دخترمو از شیر گرفتم
ب شدت هم ب سینم وابسته بود زیر سینم میخابید
رفتم عطاری تلخک گرفتم زدم ب نوک سینم صب بیدار شد اومد سینم رو کرد داخل دهن تلخ بود دیگه نیومد سراغش البته چن بار اومد منم همش تلخک میزدم اصن هم گریه نکرد سرشو با انواع خوراکی گرم کردم جای شیر خودم روزانه شیر پاستوریزه بهش میدم

عزیزممممم
موفق باشی
منم کم کم میخوام از شیر بگیرمش

یعنی هنوزم شبا شیرمیدی بهش میشه یکم توصیح بدی عزیزم

ایشالا سربلند میای بیزون افرین

سوال های مرتبط

مامان یسنا مامان یسنا ۲ سالگی
سلام، تجربه ی خودمو در مورد از شیر گرفتن، من اول سوره ی یاسین و بروج خوندم و ب دخترم فوت‌کردم، بعد با توکل ب خدا شروع کردم،اول حدود دو روز میان وعده هاشو حذف کردم،یعنی موقع بیدار شدن و موقع خواب بهش شیر میدادم، بعد شروع ب حذف شیر صبح تا ساعت 12 کردم،تا چهار روز، بعد شروع ب حذف شیر بعداز ظهر تا ساعت 18 کردم، یعنی از صبح تا قبل خواب ظهر بهش شیر نمیدادم،موقع خواب شیر میخورد و بعد دیگه شیر نمیدادم تا ساعت 18، البته حدود دو روز اول وقتی از خواب ظهر بیدار میشد بهش شیر میدادم، کم‌کم شیر شو حذف کردم،بعد چهار روز شیر شب شو حذف کردم تا موقع خواب،دبعد از اون شب موقع خواب بهش شیر دادم و دیگه شیر نصف شب شو حذف کردم، بعد فرداش دیگه در کل شیر شو حذف کردم و دیگه موقع خواب هم بهش شیر ندادم، امروز اولین روزی بود ک اصلا شیر نخورد، دخترم خیلی وابسته شیر بود، شیر ک نمیدادم کلی گریه و جیغ،ولی حوصله کردم،باهاش بازی کردم،بردمش بیرون،سرشو گرم کردم،خیلی بهش محبت کردم، دیشب نصف شب خیلی گریه کرد ولی کوتاه نیمدم و رو پام با لالایی خوابید، گریه ک میکرد میدید کوتاه نمیام اروم میشد،البته خیلی باید حوصله کرد، من هر روز از خدا کمک میخواستم، تو این مرحله فقط خدا میتونه کمک کنه،کمی سخت ولی با توکل ب خدا شدنی، اصلا هم ب تلخک و چسب برق نیاز پیدا نکردم،فقط موقع گریه و جیغ صبوز بودم و کوتاه نیمدم،امیدوارم همه موفق باشند، فقط محبت یادتون نره، من خیلی بهش محبت کردم ک خدای نکرده اعتماد ب نفسش پایین نیاد
مامان آنیسا 🌸 مامان آنیسا 🌸 ۱ سالگی
اگه خدا بخواد فردا میخوام دخترمو از شیر بگیرم خیلی به سینه وابسته هست استرس دارم میترسم اذیت بشه ترس اصلیم هم شب واسه خوابه چون کاملا با سینه می‌خوابه و نصف شبا هم حداقل ۴ ، ۵ بار بیدار میشه شیر میخوره می‌خوابه با اینکه قبل از خواب هم بهش غذا میدم باز هم واسه شیر بیدار میشه خیلی سعی کردم شیر شب رو قطع کنم ولی اصلا نتونستم هر کاری هم کردم تدریجی ازرشیر بگیرمش باهام همکاری نکرد چند ماهه میخوام شیرشو کم کنم ولی اینقدر گریه میکرد تا بهش ممه بدم . بعد اینکه دخترم خیلی کم غذا هست بزور و به سختی بهش غذا میدم اگه یکم بخوره بعد از شب یلدا میخواستم از شیر بگیرمش که مریض شد توی دی ماه هم میخواستم بگیرمش باز مریض شد نتونستم خدا کنه این دفعه دیگه مشکلی پیش نیاد البته توی همین چند ماه هم هرکاری کردم شیرشو کم کنم آروم آروم قطع کنم نشد اصلا باهام همکاری نکرد مجبورم یک دفعه ازش بگیرم .
برام دعا کنین بچم اذیت نشه همکاری کنه از شیر بگیرمش خودمم خیلی خسته شدم خدایا کمکم کن