۶ پاسخ

منم ترس افتاده تو جونم خوابم نمیبره

من ذهنم خیلی درگیره

هی خاهر هممون درگیریم من امشب مهمونی بودم از وقتی اومدیم خونه اهورا دهنمو سرویس کرد جاش غریب بود نمی‌خوابید از ساعت هفت و نیم غروب بیدار بود تازه الان خوابید

بهش قطره کولیک بده
دختر منم الان سر دندون بالاشه، هر شب همینه تا قطره بدم

منم خونه خودم نیستم دخترم نمی‌خوایم یه دفعه آژیر می‌کشه

منم بچم تب داشت
لطفا تاپیک قبل منو جواب بدید ممنون میشم

سوال های مرتبط