من شیشه رو از جلو چشمش پنهان کردم بهش گفتم گربه اومده برده برای بچه اش هروقت هوس شیشه میکرد میرفت دم پنجره میگفت مامان گربه شیشه ی منو برده برابچه اش من دیگه نمیخوام دهنیه گربه ست
دختر منم ب شیر بز عادت داشت ..هرکار کردم ترک نکرد آخرش قیجی کردم سر شیشه شو ...گفتم ببین دیگ نمیشه بخوری همش میریزه
سلام عزیزم
پس منم وابسته بود شب تا صبح چندبار پامیشد میخورد
روزها هم اب
من سرشو قیچی کردم گفتم هاپو خورده چند شب خورد دید میریزه بیرون بدش اومد
من دوسال و یک ماهه بود گرفتم
تلخک از داروخانه خانه
من زردچوبه زدم سر شیشه اش
زرد شد بهش گفتم کثیف شده گفت بشور شستم جلوش دویاره دید زرده گفت بنداز دور
خودش برد انداخت دور
دیگه تو لیوان خورد
من گشاد کردم
بعد دوروز همینطوری میخوردن وقتی میپرید گلوشون دیگه نخوردن
منم براشون شیشه نی دار خوش رنگ خریدم ذوق کردن
من سس فلفلی ب سر شیشه زدم
من سر شیششو گشاد کردم خودش انداخت دیگ هم نخواست هردفعه بهونه گرفتن همون سر گشاد بزار جلوشون شیر هم بریز خودشون زده میشن
عزیزم ی چیز تلخ درست کن داخلش بریز تا بخواد بخوره میبینه تلخه کم کم زده میشه
براشون لیوان نی دار خوشگل بگیر بریز تو اون بده دستشون
توشون تخم شربتی بنداز بگو لولو زده توشو
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.