۲۳ پاسخ

وای یاد بارداریم افتادم همینجوری بودم چقدر عذاب کشیدم

کاش میشد غذاهامون مثه حرفامون اینجا به اشتراک بزاریم🥲کاش همشهری من بودی (من تو بارداریم یه ردز ک حالم بهتر بود چت مدل غذا میپختم هروقت هوس میکردم از فریزر برمیداشتم که بوش نپیچه و اذیت نشم.

پیش کدوم دکتر میرید گلم ؟؟

کاش تو شهرمون بودی خدا شاهده هر روز برات غذا میوردم ...
به همسرت بگو از بیرون لااقل برات بگیره

منم بارداریم اینجوری بودم خ نه خودمون هیچی دوست نداشتم بخورم حالم به هم می‌خورد ولی خونه داییم هام یا مادر پدرم فقط میخوردم

منم اینجوری بودم خدایی پدرومادرم برام غذادرست میکردن میاوردن خونه خواهرشوهربرادرشوهرم میرفتم به اندازه سه چهارروزبرام غذاآماده میکردن من میاوردم خیلی بده واقعامن گاهی غذانداشتم تاپدرم بیادازگریه حلاک میشدم😔😔😔

منم تو بارداریم اینطوری بودم بعد شهر غریب هم بودم البته کس و کار شوهرم بودن،اون یه ماه که اینطوری بودم فقط گذشت یادمه همش گشنه بودم فقط قرمه سبزی میتونستم بخورم هیچ چیز دیگه نمیتونستم بخورم هیچکسم برام چیزی درست نکرد،چقد سخته چقد گناه داشتم

اخ نگووو
منم غذای بقیه رو دوست داشتم حاملگیم چقد گریه میکردم🥲دور و برم همه خانواده شوهرم بودن کلا تو9ماه4بار غذا اوردن بعد میگفتن کلا ما غذا میدادیم بهشون 😑هیچ وقت یادم نمیره
کاش همسایه من بودی من هر روز برات غذا میوردم چون خودم کشیدم این دردو🥺

منم همینطور بودم تو بارداریم غذایی ک خودم درست میکردم رو بدم میومد بخورم

ووای منم تو بارداری همین طوری بودم یادش بخیر

دقیقا منم هیمن بودم خودم ک اصلا نمیتونسم درست کنم حالم از دست پخت مامانمم بهم می‌خورد از غذای بیرون متنفر بودم فقط چن بار آبجیم غذا فرستاد خوردم اونم شاغل بود بار دار بود بهش نمیگفتم فقط غذای تو رو میتونم بخورم بخاطر همین تو دوماه اول بارداریم ۱۵ کیلو وزن کم کردم هنوزم ب وزن قبلیم برنگشتم همه موهام ریخت هیچ ویتامینی تو بدنم نبود سعی کن بخوری

یاد خودم افتادم منم اینطوری بودم اطرافیان نزدیکم بودن ولی دریغ از یه نفر غذا تعارفم کنه از گشنگی مجبور بودم غذاخودمو دو سه قاشق بخورم کاملن میفهممت شده نون ماست بخور ولی گشنه نمون🫠🫠 انشالله این روزاهم میگذرونی بسلامتی

حالا من تو حاملگیم جز غذای خودم دسپخت کسی دیگه ای نمیتونستم بخورم

اخی کاش نزدیکت بودم هرروز برات درست میکردم

چقدر شبیه منی.چند وقتته؟

من مادر شوهرم از دومین ماه بارداریم تا دو ماه بعد زایمان واسم غذا می آورد حالا هر چی بود تو بچه داری کمکم میکرد واقعا خدا خیرش بده الان هم صدای گریه دخترم بیاد زود میاد میبرتش خونه خودش دخترمم خیلی دوستش داره واقعا اگه کمکم نمیکرد حالم زار بود

عزیزم 🥲

اخی عزیزم 🥲 بعضی روزا از رستوران بگیر

الهیی عزیزم چقدسخت مامان یاخواهرت راه دورن؟

الهی🥲کاش من پیشت بودم🥲

کاش نزدیک بودی من برات می‌میپختم

عزیز دلم کاش همسایه ت بودم هرروز غذا میاوردم برات

مامان منم میگه حاملگیاش اینطوری بوده خیلی سخته🥲

سوال های مرتبط