۶ پاسخ

بیحسی هم کار دکتر بیهوشیه عزیزم

منم بی حسی بودم ولی گفت باید دکتر بیهوشی ببینه چون سوند وصل میکنن

من ک‌نرفتم یعنی گف لازم نیست

مامان فردوس وتودلی

دکتر بیهوشی بی حس هم میکنه . کلا قبل عمل باید دکتر بیهوشی چکاپ کنه.

اگه سزارینی برای بی حسی باید دکتر بی هوشی بیاد بالا سرت سوزن بزنه بهت

سوال های مرتبط

مامان مهدی و امیر ضام مامان مهدی و امیر ضام ۵ ماهگی
تجربه سزارین پارت ۲
خلاصه قبل از ۱۰ ازم ان اس تی گرفتن همه چی خوب بود سرم و سندمم زدن و با ویلچر بردنم توی اتاق نشوندنم روی تخت دکتر بیهوشی اومد یه پسر جوون ۳۰ ساله بود خیلی عالی و بدون درد منو بی حس کرد جوری نفهمیدم که فکر کردم دارو رو تزریق نکردن که پرسید پاهات مگه داغ نشده گفتم چرا گفت پس داری سر میشی دیگه که دیدم آره پاهام سنگینه پرده کشیدنو دکتر اومد و با آرامش تمام برام پسرمو کشیدن بیرون تمام پرسنل داخل اتاق همه هواسشون به من بود خوابم گرفته بود که دکتر بیهوشی گفت اگه چیزیته بهم بگو گفتم نه خوابم گرفته گفت بخواب عیب نداره حالت دیگه بود صدام کن بعد چند دقیقه گفتم چی شد پس چرا بچمو به دنیا نمیارین گفت به دنبا اومد عزیزم مبارکت باشه پسرت آرومه گفتم خیلی ممنون از دکترم خواهش کردم چند سانت پوستمو بکشه موقع بخیه گفت زمان بر میشه کارت عیبی نداره اذیت نمیشی گفتم نه تحمل میکنم گفت باشه شروع کردو۳ الی ۴سانت پوستمو بیشتر کشید و بهم نشون داد گفت خوبه؟ گفتم هر چی بیشتر بهتر که گفت بیشتر نمیشه که اذیت میشی تو انجام کارات و بهتر شدن زخمت طولانی تر میشه گفتم هر جور پس خودتون صلاح میدونید دیگه کلی همشونو دعا کردم سر زایمانم رحممو گفت شره یه دارو زیر زبونی داد بهم دهنمو خیلی خشک کردش
مامان آرن جون 🥹 مامان آرن جون 🥹 ۶ ماهگی
اومدم با تجربه سزارین داغ داااغ
قسمت اول

شنبه ۶ صبح رفتم بیمارستان و کارای پذیرشو انجام دادن رفتم پیش متخصص بیهوشی و مشاوره شدم . بعدشم ان اس تی گرفتن و فرستادن واسه زایمان و جراحی
اونجا اول قد و وزنمو گرفتن و یکی اومد سوند زد. من خیلی اذیت شدم از اون حس چندش و سوزشش و اونجا بود ک تصمیم گرفتم بچه اول و اخرم باشه 😬
بعد با برانکارد بردنم اتاق عمل. خیلی جو خوبی داشت و همه میگفتن و میخندیدن اما خب من از استرس داشتم ب چوخ میرفتم
دکتر خودم اومد و گفنم خانوم دکتر میشه برم طبیعی ؟ 🤣گفت اره دودیقه ای کاراتو کنسل میکنم و برو منتظر بمون دردات شروع شه گفتم نه الکی گفتم 🫤 بعدش دکتر بیهوشی اومد و یکم از موهام ک هلندی بافته بودم تعریف کرد🤣 گفت میخای بیحسی باشه یا بیهوشی؟ گفتم نظر شما چیه؟ گفت اولا ک خیلی استرس داری بعدشم بنظر من بیهوشی بهتره چون عوارض بعدش کمتره و دیگه سردرد و کمردرد نمیگیری گفتم خب باشه بیهوشم کن و پمپ دردم میخام. پرسید اسم بچتو چی میذاری گفتم آرن گفت به به چقد قشنگ و شبیه اسم منه و حدس بزن اسم من چیه گفتم آرمین؟ گفت نه یه اسم خیلی اصیل ایرانی گفتم مغزم کار نمیکنه خودت بگو و گفت آرش. یهو حس کردم تو گلوم یجوری شد گفتم اقای دکتر تو گلوم یه گازی پیچیده ک گفت واسه تزریقه و بعدم یهو چشم باز کردم دیدم تو ریکاوری ام😎
مامان شهریار مامان شهریار هفته چهارم بارداری