من که ب سازی میرقصم هرکاری بگه باید انجام بدم وگرنه تا خود شب مثل گاو پاچه میگیره 🥴
از من ک دوتا هم شیرن
فقد اعصاب خوردی دارم.. اصلا ب مرز جنون میرسم. اگ مامانم نیاد یکیشونو نبره رسما یا خودمو میکشم یا اونارو خخخ شوخی میکنم منظورم اینه ینی واقعا کم میارم فقد عصبی میشم گریه میکنم درکنار بچه هام خخ
منم همینم عیب نداره
تا شب باهاش بازی میکنم میخندونمش هرچی دوست داره میوه و بقیه چیزها میدم بهش بخوره که روز بهش خوش بگذره و ناراحت نباشه و شبا هم راحت میخوابه حتی اگه دلش بخواد بازی کنه میگم من میخوابم توام خواستی بیا پیشم بخواب بعد گریه میکنه نخوابم منم میخوابونمش روی پام این حس ناکافی هم خداروشکر ندارم چون هرکاری بتونم براش میکنم
من اگ pms باشم وحشی کاملم یعنی وحشی هااااا
در مواقع دیگه سعی میکنم خودمو کنترل کنم ولی خب انقد رومخم میره ک از دستم در میره گاهی مخصوصا اگه تایم زیادی پیشم باشه
من کل وقتم مال پسرمه..سه روز در هفته تا ظهر مدرسه م بعدشم میام کلا مشغول بازی باهاشم...اما چون خیلی لج باز و بدقلق و گریه ای هست خیلی زیاد دعواش میکنم
من از صبح که بیدار میشه، خرده فرمایش داره، همه رو انجام میدم، پابه پاش بازی میکنم ظهر یکم میخوابیم و شبم میسپارم به باباش
اولا اصلا همچین حسی نداشته باش بهترینی
دوما صبح پا میشه حتی خوابم بیاد مجبورم باید پاشم صبونه بدم ،،پامیشم اینم کنترل ها رو میاره میگه گاگول یعنی کارتون باز میکنم یه ربع نگاه میکنه صبونه میدم بعد اون برا خودش میچرخه من صبونه میخورم البته چایی مو ببینه میاد میشینه کنارم که چایی بدم😅 بعدش اون بازی میکنه ناهار میپزم تا ناهار یه میون وعده سبک میدم نق بزنه میام میشینم بازی میکنم کتاب میخورم ناهار میخوره شیر میدم میخوابونم تا اون بیدار شه منم بی صدا میشینم که بد خواب نشه ،بیدار میشه عصرونه بازی ،اکثرا رو اپن پیشم میشینه تا ظرفا رو بشورم ،پایینم باشه هی میاد میگه گوجو ب زبون خودمون بغل ،،بعد تا وقت شام باهاش میشینم بازی میکنم بغلش میکنم کتاب میخونم ،آهنگ باز میکنم میرقصه ،یانقاشی میکشیم ،شام میخوره بعد ما میخوریم ،،وقت خوابیدنم شیر شو میخوره دراز میکشه کنارم میخوابه
صبح بلند میشم به دخترم شیر میدم تا ساعت یک کلاس مجازی میذارم بعدش تا دو تکالیف بچه هارو نگاه میکنم و به دخترم اگ خورد ناهار نخورد شیر میدم . بلند میشیم خونه تمیز میکنم دخترمو میخوابونم بعدش شام میذارم و ظرف و خونه بعدش فیلم گرفتن تا دو شب برای کلاس فردا . دو شب میخوابم هشت پا میشم در طول شب هم چند بار شیر میدم بهش.
و واقعا حس میکنم مرده متحرک شدم فقط دارم کار میکنم و خسته خسته ام با اوضاع پنجشنبه جمعه ها بهتره چون کلاس ندارم
صبح بیدار میشن صبحانه میدم تلوزیون روشنه دوقلوها بازی میکنن باهم منم به کارام میرسم ناهار و اینا
خدانکنه دخترم کلاس انلاین داشته باشه بدترین روز رو میگذرونیم
همش با جیغو داد و فریاد میگذره
این چ حرفیه
همه ما شبا حس ناکافی بودن داریم همه کامل نیستیم ک
ولی این دلیل نمیشه مادر بدی باشیم
منم اینجوریم
منم همین حسو دارم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.