۱۷ پاسخ

نه خداروشکر
اوایل ک پسرم به دنیا اومده بود چون مامانم پیشم بود همسرم جدا میخابید منو پسرم پیش مامانم ولی از وقتی ک مامانم رفت هرسه تامون پیش هم میخابیم من اصلا جدا خوابم نمیبره و همسرمم خودش دوس داشت پیش بچه باشه گاهی اوقات خیلی خسته باشم سعی میکنه بخابونه پسرمو
به نظرم خودت نزدیک شو به همسرت شاید شما دوری کردی اونم اهمیتش کم شده

خدایی شوهرمن خیلی خوبه تاخونه هست بچه هارو نگه میداره باهاشون بازی میکنه حتی دسشویی هم میبره
من کلا عوض شدم باهاش دعوا دارم
انگار ک همه دنیا بدهکار منن
کلا خستم کلافم اعصاب ندارم
خودش میگ درکت میکنم این روزاهم میگذره
ازیه طرف پسرم دندون درمیاره اعصاب برام نذاشته ازطرف دیگ رژیم گرفتم کشنه بودنی بدتر پاچه میگیرم
هی باخودم میگم دیگ چیزی نمونده نورهان۲ساله بشه
همه چیز درس میشه
قبل بچه ها بدون هم خوابمون نمیبرد حتما بایدهمو بغل میکردیم الان اون میخواد من چندشم میشه بغلش کنم

ما ک ترررر زد تو زندگیمون
اینقدر بی میل و سرد شدم که مث همخونه ایم
همسرمم همکاری نمیکنه برای بهتر شدن رابطمون بقول خودش دیگه خسته شد از جواب نه شنیدن و باعث فاصله شد

نه از اول کنار هم می‌خوابیدین تو همه کارها کمک میکرد و می‌کنه از نوزادی دخترمو با فاصله خوابوندم از ۶ ماهگی کلا جای خوابشو بردم تو اتاق خودش ما هم تو اتاق حودمون

نه از روز اول کنار هم خوابیدیم
از 9 ماهگی جای خواب دخترمو جدا کردیم. اون تو اتاقش می‌خوابه ماهم باهم میخوابیم

نه فقط ۴۰روز اول ک مامانم بود اون تو پذیرایی میخابید بعد ک مامانم رفت تا سه ماه اول تقریبا تک ی اتاق بودیم ولی کنار هم نبودیم ولی از ۳ماهگی کامل کنار همیم ۳نفرمون

ما زندگی خوبی داشتیم ولی رسما رابطمون شکرابه بعد از زایمان 🥲

ماجدا نمیخابیم ولی فرقی باجداخابیدن نداره من تاصبح درگیربچم اونم راحت خابه

ما کلا جدا میخابیم من و دخترم اتاق همسرم پذیرایی ، بین رابطمون خیلی سردی شده ، با فکر بچه سرویس شدیم هر روز ی داستان

فکرش بکن من شوهرم قبلا ی ثانت جامون فاصله داشت نشونه این بود قهریم الان یک سال اون تو اتاقی دیگ من اتاقی دیگه با بچه ک بخاطر خروپف شوهرم بچه بیدار نشه🤣🤦‍♀️

ما که از اول زایمان جامون جدا شده هر ازگاهی میومد با ما بخوابه انقدر خر و پف میکرد بیدارش میکردم یا بچه یک دفعه گریه میکرد خودش میرفت جدا میخوابید الانم جدا میخوابیم بدتر از همه اینکه رابطه جنسیمونم بهم ریخته ماهی یبار یا خیلی باشه ماهی دوبار داریم گاهی ام سر کمک نکردنش یا نظرای بیخودش بحث میکنیم ولی در کل این شرایط رو پذیرفتیم تا بچمون به یه سنی برسه و این دوران تموم بشه🥲

فک میگردم فقط منو همسرم جدا میخوابیم اصلا دوس ندارم کنارش بخوابم اصلا دوسش ندارم دیگ انکار بخاطر بچم دارم تحملش میکنم

ما کلا جدا میخوابیم

بله.

نه البته من خودم سرد شدم ولی سعی میکنم وقتای تنهایی دونفره ایجاد کنیم باهم‌میوه بخوریم‌چای بخوریم معمولا از اول تو‌کارای بچه هم میگفتم بیاد کمکم کنه

من و دخترم اتاق میخوابیم همسرم پذیرایی😢

ما خیلی جدایی افتاد بینمون همش بحث و دعوا داشتیم کلا جامون جدا بود تا اینکه گفتیم باهم بریم مشاوره
خداروشکر چند جلسه مرتب رفتیم خیلی بهتر شدیم روحیه بچه مونم خوب شده وگرنه از وقتی بچه امد تا ۹ ماهگی بچم اصن اوقات نداشتیم کلا انگار همو نمیدیدم

سوال های مرتبط

مامان آرشام 👶 مامان آرشام 👶 ۱۶ ماهگی