۷ پاسخ

برای همین چیزاست که به دومی و بیشتر از اون اصلا فکر هم نمیکنم، بدون شک دختر شما به توجه و محبت بیشتری نیاز داره، گاهی باهاش نقاشی بکش، برای آشپزی ازش کمک بگیر، کلا توجه بیشتری رو معطوفش کن، هر چند که میدونم با وجود دو تا بچه دیگه واقعا کار سختیه

عزیزم توجه میخواد، هر چی حال بچه بدتر، توجه بیشتر

واقعا سه تا بچه با این فاصله حداقل یکی از بچه ها اینطور آسیب میبینه خصوصا بچه اول

سلام عزیزم، بخشی از رفتارش اقتضای سنشه اما شما باید راه ارتباط باهاشو یاد بگیری چی ناراحت یا خوشحالش میکنه شما دو تا پسر دارین که کوچکترین و مسلما کلی وقت باید براشون بزاری این باعث میشه از دخترتون دور بشین

عزیزم یه سوال خودت میخاستی پشت سر هم بچه بیاری؟

توجه میخواد فقط همین

احترام بزار ازش مشورت بخواه
دعوا نکن
مثل ی پرنسس باهاش رفتار کن
میشه همون دختر مهربان و بافهم

سوال های مرتبط

مامان محمدپارسا مامان محمدپارسا ۴ سالگی
خانوما آنفولانزا و ویارم یه طرف بعد من از اول این بارداری فقط میخواستم خدا کنه بچم دختر بشه خودشم اول نمیتونستم قبول کنم تازگیا دیگه گفتم خدارو ناخوش میاد .حالا از دیروز که دکترم یه بار گفت احتمالا دختره در لحظه انگار دنیارو دادن ولی بعدش اونقده از دیروز فکر وخیال تومده سرم دارم دیوونه میشم .خانوما‌پسرم بیش از اندازه لجباز .میزنه .هرچی میخوادددد رو‌عملی میکنه .حرف هیشکیو گوش نمیده بعضی مواقع حرف منو فقط یعنی تنهاییم بهتره تا یکیو میبینه دیونه میشه بعد ارتباطش با دخترها اصلا خوب نیس .دوتا برادرشوهر دارم دوتاشونم دوتا پسر دارن برا اونا میمیره .حالا فکر وخیال منو دیونه کرده که با این همه شلوغ ولجبازی نکنه دختر رو قبول نکنه یا پسرعموهاش اذیتش کنن بگن ما داداش داریم فلان چون بیش از اندازه غرروره پسرم هرکی یه چیزی بگه زود داد هوار قیامت .
نظرتون چیه یا سوالم خیلی اختصاصی شد یا باید برم مشاوره ؟چون نمیدونم پسرم خیلی اذیتم کرده فقط فکر میکنم قراره چطور بشه نمیدونم اعصابم ضعیف شده افسردگی گرفتم خیلی فکرا اذیتم میکنه که نگفتم درمورد چالش یدونه پسر شلوغ با دختر کوچک.