۵ پاسخ

منم میخوام برم اونجا🤕نامه بستریمم زارعی داده

مامان گلیا اسم دختر
مَهوا قشنگه
یا گندم
بین این دوتا اسم موندم

سلام معصومه خانم بدترین بیمارستان همین امام خمینی شهريار هست منم خاطره بدی دارم ازاین بیمارستان پرستاراش بدترین رفتارروبامن داشتن منومسخره میکردن 😓😓

وای عزیزممممم چقدر من گفتم اونجا خوب نیست توروخدااااا بگردم الکی الکی بهترین روز زندگیت خاطره بدی شد واست🥺

چقدر اذیت شدی
ایشالله تنت سلامت باشه
من دکترم حسن زاده است و میرم بیمارستان نور
هیچ شناختی هم به شهریار ندارم و بیمارستان ندارم
اینجا تازه مستقر هستم

فقط ببخشید معاینه خیلی درد داره؟؟؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان تیارام 🩷 مامان تیارام 🩷 ۶ ماهگی
تجربه سزارین سهه.. خلاصه منتظر موندم تا برم اتاق عمل چون همه چی یهویی شد سریع زنگ زدم شوهرم گفتم من دارن میبرن اتاق عمل اون سریع خودش رسوند خودش منو تا در اتاق عمل برد .. رفتم آمپول بی حسی اصلا. دردی حس نکردم .. گفتن بخاب آروم بعد ده دقیقه صدای دخترمو شنیدم .. تیکه بد داستان اینجا بود ک من می‌شنیدم میگفتن الان مادر جان خودشو از دست میده سریع ی کاری کنین می‌دیدم پشت پرده ده نفر ریختن رو شکمم خون ریزی شدید داشتم بند نمیومد کل اتاق عمل شده بود خون .. خیلی فشار دادن من بی حس بودم .. تا بردن ریکاوری منو .. خیلی درد داشتم خیلی .. یعنی اونجا مرده بودم از درد فقط هوار میزدم .. دیدم س نفر اومدن بالا سرم ماساژ شکمی دادن من از هوش داشتم میرفتم .. بی حسی رفته بود س نفر افتاده بودن رو شکمم خیلی خیلی سخت بود .. بعدش انقد هوار زدم دکتر اومد بالا سرم گفت براش یکی از قوی ترین مسکن ها رو بزنید ک توش مخدر داشت .. اونجا همه میگفتن اصلا اینو برا کسی نمیزنه واقعا دلش سوخته ک برات مسکن زد 🤣خلاصه بعد نیم ساعت منو بردن بخش اونجا هم باز منو ماساژ رحمی دادن خیلی بعد عمل سخته خیلی ... بعدش ک دوسه روز بستری بودم بخاطر خونی ک از دست رفته بود برام کیسه خون وصل کردن و فرداش ب زور بلندم کردن راه رفتم . خلاصه بخام بگم من واقعا زایمانم سخت بود چون ۲۰ روز قبلشم همونجا بستری بودم تا زایمان یهویی ریختن سرم بیمارستان دولتی همینه دیگه آموزشی .. ولی خدارو هزار مرتبه شکر دخترم صحیح سالم با وزن ۴ کیلو آومد تو بغلم😍🫰