من ساعت ۸ پاشدم سوسیس تخم مرغ خوردیم باهمسر اون رفت سر کار من ظرفای دیشبو شستم ناهار تاس کباب پختم لباس های شسته شده رو تا کردم گذاشتم جاش نفس ساعت ۱۰ پاشد شیربرنج پختم نخورد املت نخورد سرلاک نخورد به حال خودش رهاش کردم ساعت ۱۲ ناهار ش رو دادم خورد ساعت حدودای ۳ بوده خوابیده هنوزم خوابه باید برم ظرفای ناهار رو الان بشورم حسش نمیاد
من و هامین صبح ساعت ۱۰پاشدیم صبحونه خوردیم براش پنکیک درست کردم....ناهار قیمه داشتم از دیروز بخاطر همین ساعت ۱۲بردمش تووکوچه قدم بزنه بعدش باباش اومد بردش با ماشین یه چرخی بزنه منم اومدم بالا تندتند برنج دم گذاشتم سالاد درست کردم سیب زمینی سرخ کردم رفتم دوش گرفتم...تا هامین و باباش اومدن ناهار خوردیم هامینی خوابید ماهم یه کوچولو خوابیدیم...الان به فکر شامم شاید فلافل درست کنم برا پسرمم شاید ماکارونی...
اهان کامل بخوام بگم ساعت ۱۲ بیدار شدیم 😂
صبحانه به بچه ها فرنی دادم
خودم و شوهرم املت زدیم خوردیم
طرفای شام و صبحانه رو شستم بعد یه جارو زدم
ناهار کوکو سیب زمینی پختم خوردیم الان جمع کردم ظرفا مونده میخام پسرم بخوابونم اتاق دخترم رو جمع کنم بشینیم مشق بنویسم 😅👀
من امروز صبح زود پاشدم تغذیه و خوراکی کیف پسرم آماده کردم بیدارش کردم صبحانه شوددادم رفت مدرسه خودم هم ظرف شستم حمام کردم شیر برنج گذاشتم تا پسر کوچیکم بیدار شد اونم حمام دادم نهار زرشک پلو گذاشتم پسر بزرگم اومد اونم حمام دادم نهار خوردیم بچها خوابیدن من ظرف شستم پفیلا آماده کردم برا عصرونه شام هم سوپ گذاشتم با کتلت براشون ...الآنم ی چایی و بیسکوییت گذاشتم از خلوت لذت ببرم
من همین الان ناهار داذم به بچه هام خوردن جمع کردم منتظرم یکم بگذره ببرم پسرم بخوابونم دخترم مشق بنویسه 🦦
سلام عزیزم
ما ۹ بیدار شدیم صبحانه زدیم
با شوهرم رفتیم بیرون ۱۱/۵ اومدیم ناهار پختم خوردیم
بهار خوابه منتظرم بیدار شه سوپشو بدم شاید یبوستش بهتر شه
بعد بریم خونه مامانم شب اونجاییم
خوبه با سرم دوپینگ کردی
آفرین کدبانو کلی کار کردی
من که هیچ کار نکردم امروز برعکس دیروز که مثل چی از صبح تا ظهر مث شما همه کار کردم فقط امروز تا بیدار شدم نهار گذاشتم لوبیا پلو برا اولین بار برا پسرم که خداروشکر دوست داشت صبحانه دادم نخورد تازگی کم اشتها شده بعد واکسن
رفتم حمام سرحال شدم تیپ زدم به خودم رسیدم آرایش کردم یه کم برا خودم
یه کم با شوهرم بحث کردم البته از دیشب بحث داشتیم قهر بودیم
خداروشکر رفت سر کار آخر شب میاد
حوصلم نکشید هیچ کاری کنم حتی ظرفای نهار مونده پسرم خوابش میومد خوابید منم کنارشم گفتم بیدار شه با سختی بشورم اخه نمیزاره برم آشپز خانه گریه میکنه اما چاره نیس...حوصلم هم سر رفته دوست دارم برم یه جایی تفریح کنم بگردم اما بیرونم امنیت نیست البته کسی نیست مارو ببره پیاده هم سرده ماشینم تو حیاطه سختمه درش بیارم جلو مادرشوهرمینا
هیچی طبق معمول کارای تکراری رو کردم با دخترم رفتم حموم بعدشم ناهار خوردیم ظرف های ناهار هم نشستم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.