۹ پاسخ

من واسه پسرم ۷ماه بودم برادرم دعوا بدی کرد دزد زد خونم کلی طلا برد بدش پدرم رحمت خدا رفت
واسه دخترمم ۳ماه بودم پدرشوهر فوت شد شوهرم حال درسی نداش بهم برسه کلا ۲تا سخت بود خاطره خوبی ندارم
شکر ک بچه هام سالمن اولی خودم خواستم دومی بزور شوهرم بود ولی الان دنیامه☺️☺️☺️

من دومی رو بعد هفت سال اوردم انقد ک ترس داشتم از زایمان و مشکلات بعدش
شب زایمانم فقد اشک میریختم

من حاملگی خیلی سختی داشتم ۷ ماهه ام زاییدم همش استرس بود برام دوران حاملگیم خاطره خوشی ام از زایمانم نموند برام حتی فرصت نشد درست لگدای بچمو حس کنم عکس بارداری نتونستم بگیرم منم به حاملگی فکر میکنم کهیر میزنم خواهر

منم حالم بهم میخوره
خصوصا ک در حال طلاق ام و
از ماه ۲ حاملگی ام کتک کاری و جدایی و ...

عزیزم زمان همه چیو درست میکنه منم مثه شما بودم حتی بدتر هیچوقت نمیخواستم بچه دوم و بیارم ولی الان که آوردم خیلی خوشحالم از بودنش خیلی خوشحالم که زود آوردم و بچه اولم تنها نیست با اینکه سختیایی ک سر بچه دومم کشیدم سر اولی‌نکشیدم ولی نمیدونم چی تو من عوض شده که انقدر صبور شدم

منم همین حس تورو دارم الان پسرم ۳سالشه دلم لک زده واسه نوزادیش فک میکنم تو نوزادیش بی انصافی کردم و مامان خوبی براش نبودم 😔😔

اره من 🙈😅
همه رو دوباره تکرار کردم، اونم با فاصله کم

من گاهی اوقات دوست دارم بچه دوم بیارم🫤

من مثل شما بودم دومی ناخواسته بعد ۴ سال باردار شدم ...

سوال های مرتبط