۱۳ پاسخ

اره منم تا شوهرم دست میزاره باهاش حرف میزنه هلیکوپتری میزنه زیر دستش انقدر تکون میخوره براش😂😂

بچه من تا صدا پدرش رو میشنوه خیلی تکون میخوره نمیدونم متوجه میشه یا نه اما فقط به صدا باباش خیلی واکنش نشون میده

عزیزم درخواست میدی

منم فکر میکنم صداشو می‌شناسه! چون کل روز فقط وقتی چیزی میخورم شااااید تکون بخوره باباش که میاد حرف میزنه هی حسش میکنم

واقعا حس میکنن همسر منم باهاش صحبت میکنه صداشو که میشنوه فقطططط لگد بارونم میکنه😁😂

بچه از هفته ۱۸صداهارو میشنوه واز هفته های۲۲ به بعد لمس روهم حس میکنه مخصوصا پدر باهاش حرف بزنه دکتر میگه روی هوشش وشناخت پدر بعد تولد کمک میکنه

اره بچه من صدای شوهرمو میشناسه

اوه مثل چی متوجه میشن فندوقای کوچولو😍😍😍
دختر منم بعد از آمپول ریه تکون نمیخورد انقدر نگران بودم و دلواپس.ولی تا باباش باهاش حرف زد شروع کرد تکون خوردن تازه ب حرفای ابجیشم واکنش میده.ادم قند تو دلش اب میشه

بنظرم حس میکنن چون من پشت تلفنم با همسرم صحبت میکنم صداشو میذارم رو بلندگو دخترم لگد میزنه دیروزم ک دستشو گذاشت رو شکمم باهاش داشت حرف میزد گفت بابایی میخوای بیای دوتایی باهم دهن مامانو سرویس کنیم یدونه لگد زد قشنگ انگار حرفشو تایید کرد

بله عزیزم متوجه میشه
منم جوجم واکنشش به شوهرم خیلی بیشتر از منه 🤧🤣
تا میگه سلام بابایی ،فوری از خواب بیدار میشه و شروع می‌کنه به گردوخاک کردن🤣

😂والا از من تا تکون میخورع به شوهرم میگم دست بزار رو شکمم دیگه تکون‌میخورع

حالا شوهر من دو سه روز خونه نبود و ماموریت بود تایمی ک نبود بچم خیلی کم تکون میخورد از شبی ک اومد کلا تکوناش بیشتر شد و مثل قبل شد منم نمدونم حضور پدرو حس میکنه یا نه

ای جانم 🥹

سوال های مرتبط

مامان آقا فریاد🩵🧸 مامان آقا فریاد🩵🧸 روزهای ابتدایی تولد
دوستان خواستم تجربمو ب اشتراک بزارم براتون شاید ب دردتون خورد😂🤦🏻‍♀️
من سه روز بود حرکت بچه رو هیچی حس نمیکردم روز اول گفتم عادیه خوابه.روز دم گفتم خب بزرگ شده نمیتونه حرکت کنه.روز سوم از ساعت ۶ ک شوهرم رفت سرکار دل تو دلم نبود شوهرم رفت نشتم ی اب قند با اب یخ خوردم ب چپ دراز کشیدم ولی هیچ حرکتی نکرد تا دوساعت باز دوباره ی شکلات تخته ای خوردم دراز کشیدم هیچی ب هیچی ساعت ۱۰ صبح شد زنگ زدم شوهرم گفتم من دیگه طاقت ندارم شوهرم بنده خدا گفت من دوروزه میگم بریم دکتر نیومدی الانم اماده شو ب بابام میگم بیاد دنبالت.
منم اماده شدم دیدم عع کلید خونه رو تو ماشین جا گذاشتم🤦🏻‍♀️
ب شوهرم گفتم بگو نیاد شوهرم گفت من مرخصی ساعتی میگیرم ۶ میام دنبالت.اقا من مررردم از استرس تا ۶ فقط فکر و خیال و عرق میکردم گریه میکردم.منی ک اینقدرررر بیخیالم🤦🏻‍♀️ مادرشوهرم زنگ میزد دلداریم میداد تا ۶ شوهرم اومد.این بچه ای ک حتی ی حرکت نداشت مامان اومد دست گذاشت رو شکمم دستشو لگد زد😐صدای قلب عادی ان اس تی عادی بود ازمایش خون نرمال بود.حالا اومدم خونه اینقدر موقع خواب لگد زد نمیزاشت بخوابم ماما میگفت بخاطر استرسی ک داشتی بچه حرکت نمیکرد.شوهرم صبح میگه بچه لگد میزنه گفتم اره دستتو بزار بخداا دوتا لگد محکم زد ب دستش شوهرم شاخش داشت درمیومد میگفت این چرا سه روز بی حرکت بود الان داره شکمتو پاره میکنه گفتم این ی مورد و ب تو نرفت ب پدرت رفت زن دید بچم شنگول شد😂🤦🏻‍♀️
هیچی دیگه خواهرا استرس نداشته باشین استرس تا همینقدر میتونه رو بچه تاثیر بزاره

#بارداری
#مامایی
#فرزندپروری