۱۲ پاسخ

چرا مادر اینجوری شدن تازه باید بری کمکشونم بدی من اینجا خسته میرم اونجا از اونجام خسته تر برمیگردم

من میرم خونه بابام اینا بچه رو نمی‌شناسم کلا رو زمین نیس بچه کلا بغله بابا و مامانم و خواهرم سرپاس😑

واقعا حق داری گله و شکایت کنی چون بچه داری سخت ترین کار دنیاست واقعا من بعد بچه دار شدن بیشتر عصبی و کلافه میشم منم از مامانم دورم ماهی یک هفته میرم پیشش کامل بچه رو بهش میدم و خودم استراحت اما سه هفته خونه خودم خیلی اذیتم ، واقعا نیاز به کمکی داریم ما مادرا ، حتی شده یه پرستار یه دوست که چند ساعت بچه رو نگه داره

به نظرم انتظار نداشته باش چون منم شرایط تو رو دارم هر موقع میرم خودم و خودم حتی خونه خودم راحت ترم برای همین کم میرم یه روز رفتم خونشون گذاشتم پیشش رفتم آرایشگاه اینقدر زنگ زد زد که آرایشگر گفت دلم برات سوخت یه ساعت برای خودت وقت نداری وقتی رفتم با کلی غرغر گفت بچه خودش کثیف کرده بود عوض کردم دیدم پوشک چپه بسته 😅

سلام عزیزم اشکال نداره خدا بهت سلامتی بده ناراحت نباش
من معمولا خونه پدرمم و واقعا مامانم دخترمو از منم بهتر نگه میداره ولی خودم نمیتونم ول کنم برم بخوابم هرچقدم میگ برو بخواب استراحت کن من مثل دیونه ها میشینم😂

اونوقت مامان‌من اونقد زحمت منو دخترمو میکشه منم میرم سرکار میام اصلا کمک حالش نیستم از خجالت اب میشم😞😞😞

مامان من سنش بالاست
نمیتونه و سختشه نگهش داره
واسه همین من از اول کارهای دخترمو خودم کردم
انتظار نداشته باش ازشون راحت‌تری
میگذره این روزا

خواهر از هیچکس هیچ انتظاری نداشتت باش فقط خودت و خدای خودت و لاغیررررر اینجوری هیچوقت ناراحت نمیشی از خدا بخواه کمکت کنه تا بگذره این روزا و بتونی بچه تو بزرگش کنی

وای حق داری آدم میره خونه مامانش استراحت کنه خب :(

سلام من مادرم تو خونه ۳ تا بچه مجرد داره خودش انقدر خستست و نیاز ب کمک داره

شرایطم مثل توعه حتی بدتر جوری ک من شاید ماه ب ماه برم خونه مادرم
واقعا بلد نیستن چون تایم زیادی از بچه داریشون گذشته ..


بیخیال از هبچکس انتظاری نداشته باش

عزیزم مممممم

منم همینم حتی الانم با این حال بازم توبه نکردم و دارم میرم حداقل بچه چهار تا آدم جدید میبینه راضیم😅

سوال های مرتبط

مامان گل پسر مامان گل پسر ۱۴ ماهگی
خانما لطفا تاپیکمو بخونین
به نظرتون شکلات برای بچه همسن بچه من خوبه؟؟از این تافی های قدیمی که نرم بود و خیلی شیرین
مامانم یه مقدار خریده و هر موقع که میرم خونشون به پسرم میده،تقریبا هر روز میرم
امروز بهش گفتم خوب نیست براش،گفت تو همش میگی فلان چیز خوب نیست،فلان چیز خوب نیست،بچه باید دم به دقیقه یه چیزی بخوره و فلان منم سکوت کردم فقط
هر موقع که میرم خونشون یه چیزی میگن،پسرم لاغره و تقریبا یک کیلو کمبود وزن داره،همش مقایسه میکنن با پسر همسایمون که یه ماه از پسر من کوچیکتره ولی تپله
از بچگی پسرم بدعادت شده،من میخواستم از شش ماهگی غذا بدم،مامانم می‌گفت گناه داره،نگاه به سفره می‌کنه،چهار ماهگی تموم کرد حریره داد بهش،همین باعث شد وزنش بیاد پایین،میخواستم از هفت ماهگی غذای انگشتی بدم،گفتن مثلا موز یه تیکه بزرگ می‌ره دهنش و تو گلوش گیر می‌کنه
همین شده که پسرم تا حالا غذای انگشتی ندادم،اگر هم دادم بلد نیست بخوره،شیشه شیرشو خودش نمیگیره
الان اگه غذای بافت دار بدم لقمه اول عوق میزنه،لقمه دوم بالا میاره با شیر قبلی که خورده
اگه خونه مامانم باشم بالا میاره،میگن تو زیاد تو قاشق می‌ریزی،زیاد کردی دهنش،بلد نیستی غذاش بدی،بیچاره بچه چی می‌کشه از دستت
چیکار کنم به نظرتون،بخدا خسته شدم،الان با بغض از خونشون اومدم بیرون
😭😭💔
#بارداری#زایمان#نی نی#پوشک#شیرخشک