پارت ۲ تجربه زایمان
بیمارستان که رفتم چون از وقتمم گذشته بود سریع بستریم کردن. معاینه شدم ۲ و نیم سانت بودم. ماما معاینه تحریکی انجام داد که زودتر پیشرفت کنم. دردام یکم بیشتر شد. ان اس تی گرفتن و فرستادنم اتاق زایمان و زنگ زدم به ماما همراهم اونم گفت سریع میام. با اینکه فکر میکردم ۴ سانت میاد ولی همون موقع اومد‌.
ماما همراهم اومد برام کیسه اب گرم اورد میذاشت رو شکم و کمرم
خرما میداد بهم. ورزش بهم میگف انجام بدم. نقاط فشاری رو برام انجام میداد و ...
اومدن معاینه کردن و گفتن ۳ سانتم کیسه ابمو پاره کردن و شدم ۴ سانت. دردام خیلی زیاد شد اسکات میزدم ولی به سختی. بعد حالت سجده میرفتم خیلی زیر شکمم درد میکرد. دکتر اومد گفت اگه بی حسی میخای الان میزنیم اول گفتم نه بعد دیدم دردا زیادن گفتم بی حسی اسپاینال میخوام. چون ماما همراهم گفت اسپاینال بهتره.
دکتر بیهوشی اومد سریع. من همش میترسیدم دردش زیاد باشه یا موقع زدنش تکون بخورم ولی اصلا هیچی نفهمیدم. بعد اینکه بی حسی زد پرستار گفت سریع به کمر بخواب اثر کنه. منم دراز کشیدم و حس گرما داشتم پاهام سوزن سوزن میشد

۸ پاسخ

ببخشید وقتی بی حسی میزنن ،خوب حس ندارین چجورین زور میزنین ؟

ماما همراهت کی بود عزیزم راضی بودی؟

بیمارستان شهدا رسیدگیش خوبه؟

اگر بی حس باشی چجوری باید زور بزنی پس؟

ممنونم که تجربه ات رو به اشتراک گذاشتی. ❤️
از بی حسی راضی بودی؟

من امپپ۸ل سزارین ک زدن اینجوری بود
حس داغ شدن و سوزن سورن شدن از کمرم تا پاهام

خببب زود بگو

کدوم بیمارستان بودی عزیزم؟

سوال های مرتبط

مامان 💚ال آی💚 مامان 💚ال آی💚 ۶ ماهگی
#زایمان_طبیعی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۳

اوایل که کم کم میرفت اصلا درد نداشتم و با ترکیدن کیسه هم کلی آب گرم ازم رفت و بعد از اینکه دوز آمپول فشار بیشتر کردن دیگه من دردام شروع شد و اومدن معاینه کردن و گفتن چهار تا هفت سانت هستم و ماما همراهم همون لحظه رسید و روزشان شروع شد اول رفتم زیر دوش و خیلی خوب بود آرومم کرد و رفته رفته دردام زیاد شد کیسه آب گرم هم استفاده کردم و خیلی خوب بود بعد اونم رو توپ رفتم و ماما همراهم تو دستام و پاهام یه نقطه های رو بهم گفت که وقتی دردام میومدن اونجا رو فشار میدادم و تکنیک تنفسی رو انجام میدادم خلاصه بعد از توپ معاینه شدم و گفتن که هشت سانتم و دیگه دردام نفسمو میگرفت بعدش ورزش گربه رو انجام دادم خیلی دردمو کم می‌کرد خیلی برام خوب بود اونو کلی انجام دادم و دراز کشیدم برای معاینه و ماما همراهم کفت که فول شدی هر وقت حس زور اومد بهت پاهاتو بکش تو شکمت و زور بده سه یا چهار بار اینکارو کردم و گفتش که دیگه سر بچه دیده میشه پاشدم رفتم سرویس و خودمو شستم و از سرویس تا تخت زایمان به زور رفتم و یعنی تا اونجا مردمو زنده شدم….
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۳ ماهگی

زایمان طبیعی پارت دو✅️
آماده شدم رفتم زایشگاه و دکتر خودمم اونجا بود و معاینه کرد همون دو سانت بودم اما چون دردهام شروع شده بود بهم گفت بستریت میکنم اما زایمانت برای فردا میفته و ساعت ۵ و ربع بستری شدم ، برام سنتو(آمپول فشار) زدن و با اون دردهای من بیشتر شد و شدت گرفت تقریبا تا ساعت ۹ و نیم درد رو تحمل میکردم و آروم ناله میکردم و تو این مدت همش توی دستشویی بودم اصلا نمیتونستم دراز بکشم و بشینم و فقط ادرار داشتم و بعد که یکم صدام بالاتر رفت ماما اومد و معاینه کرد گفت ۴. ۵ سانتی و زنگ زدن به ماما همراهم ، که ساعت ۱۰ اومد و اونجا دوباره معاینه کرد ۶ ، ۷ سانت بودم و تو این مدت همش روی تخت بودم یا سرویس و نمیتونستم ورزش کنم ماماهمراهم هم فقط نقاط فشاری رو کار کرد و بهم میگفت چطور نفس بکشم ، و همون موقع ها من حس زور بهم دست می‌داد که بعد اومدن و کیسه آبم رو پاره کردن فکر کنم اونجا ۸ سانت بودم ، بیشتر دردهام زیر ۵ سانت بود و تحملش خیلی برام سخت بود اما بعد از اون درد میگرفت و ول میکرد که اونجا با تنفس رد میکردم تند تند نفس میکشیدم و موقع انقباض هم زور میزدم
مامان دلاناکوچولو🤱🩷 مامان دلاناکوچولو🤱🩷 ۳ ماهگی
پارت دوم زایمان
ساعت شیش صبح بود رسیدم بیمارستان درب زایشگاه بسته بود آیفون زدیم باز کردن رفتم داخل ازم توضیح خواستن گفتن باید اول نوار قلب بدی خوابیدم رو تخت بچه به زور چند تا تکون خورد گفت نوار قلبت خوبه اومد گفت می‌خوام معاینه کنم خیلی ترسیدم چون معاینه لگن هم هنوز نرفته بودم هیچ تجربه ای نداشتم التماسش کردم آروم معاینه کنه به روم خندید گفت مطمئن باش هیچی نمی‌فهمی دستش رو قشنگ ژل زد معاینه کرد خدایی نفهمیدم گفت کاملا بسته ای ختی بچه تو لگنت نیست و شک می‌دونم کیسه ابت باشه ولی برا اطمینان آمنیو شور میزنم برات ... امنیو شور رو انجام داد مثبت شدم همونجا شروع کردم گریه کردن من نمی‌دونستم قرار چی بشه پرستار گفت من ماما همراهم اگر اوکی هستی ماما همراهت بشم قبول کردم گفت خیالت راحت با اپیدورال زایمانت رو آسون از سر میگذرونی خیالم راحت شد
قرار داد بسته شد من ساعت هفت رو تخت زایشگاه بودم اولین قرص زیر زبونی رو گذاشتن من تا دو ظهر شدم یک سانت چهار عصر ماما همراهم اومد قرص زیر زبونی بعدی رو گذاشتن شدم یک سانت و نیم شروع کردم ورزش با توپ ، راه رفتن پنگوئنی محکم ، راستی دو عصر دیگ کیسه آبم می‌ریخت رو ران پام ، معاینه کرد شدم دو سانت درد اومد سراغم می‌تونستم با نفس عمیق ردش کنم ۴۰ ثانیه درد می‌کشیدم ۱۵ ثانیه استراحت میداد ...چهار بار میون درد ها آوردم ماما همراه نقطه های دردم رو فشار میداد یکم بهتر میشدم ساعت شیش عصر شدم سه سانت ماما بخش اومد معاینه گفت سر بچه اصلا تو لگن نیست کیسه اب رو کاملا باید پاره کنیم کیسه اب رو زدن ی آب یخی ازم خارج شد اصلا گرم نبود حتی بو هم نمی‌داد ... سه سانت که شدم زنگ زدم دکتر بیهوشی برا اپیدورال بیاد پنج دقیقه بعد اومد معاینه کرد داد زد گفت کنسل کنید
مامان علی 🩵 مامان علی 🩵 ۲ ماهگی
تجربه زایمان

پارت دو

منو بردن اتاق زاییدن و بهم یه توپ دادن برای کمتر شدن دردام گفتن رو توپ بشین و کمرتو قر بده
من این کارو کردم واقعا تأثیر داشت درد و کمتر میکرد
دردهای من بیشتر شد ماما دوباره اومد و گفت باید کیسه آب تو پاره کنم
کیسه اینو پاره کرد خیلی بد بود درد داشت این لحظه
زنگ زدن ماما همراهم اومد و بهم کمک می‌کرد ورزشم میداد می‌گفت بشین پاشو این کارو همه رو انجام دادم تا به شش سانت رسیدم ساعت یک و نیم بود که برام اپیدولار بی حسی زدن
بی حسی خوب بود اما واقعا عوارض داره کمرم خیلی درد می‌کنه الان
خلاصه بی حسی زدن و دردام بهتر شد
دهانه رحمم باز و باز تر میشد انقباض های من بیشتر و صدای جیغ من بیشتر
به ده سانت رسیده بودم هر چی زور میزدم بچه نمیومد
سرش دیده میشد ولی نمیومد
ضربان قلب بچم پایین اومده بود دکتر گفت سریع اتاق عمل آماده کنید مریض آماده سزارین من خوشحال شدم
دیگه خلاصه با ملی درد کشیدن منو بردن برای سزارین


پارت بعدی تجربه سزارین........
مامان آوش مامان آوش ۹ ماهگی
سلام به همگی من دو روز پیش زایمان کردم و به رسم گهواره اومدم تجربه بزارم ، من از بی حسی اپیدورال استفاده کردم و البته خیلی راضی بودم، صبح ساعت ۷ و نیم حدودا دردام شروع شد، انقباضاتم میگرفت و ول میکرد ولی منظم نبود، یکم کارامو کردم صبحانمو خوردم، خونمو مرتب کردم ، شک داشتم که درد زایمان باشه، رفتم یه دوش گرفتم اومد و دیدم خوب نشد و داره دردام بیشتر میشه، وسایلمو جمع کردم و رفتم بیمارستان، ساعت ۱۲ حدودا بیمارستان بودم، معاینم کردن ۳ و نیم سانت بودم، روز قبلش دکترم معاینه کرده بود و ۳ سانت بود،کیسه آبم رو پاره کردن همون وقت که اصلا درد نداشت و سرم فشار وصل کردن، بعد از سرم فشار دردام یل زیاد شد، اینجاش یکم سخت بود ، دیگه مامام اومد و بردم ورزش و گفت اگه اپیدورال میخوای باید حداقل ۵ تا ۶ سانت باز باشه ، با ورزش به سختی و دردناکی رسیدم به ۵ و نیم و دکتر بی حسی اومد ، وقتی بی حسی رو زد دیگه آب بود رو اتیش ، همه دردام رفت ، خیلی خوب بود، خیلی ضعیف انقباضاتم و حس میکردم، که بهم گفت هر موقه حس کردی فشار بده ، انجام دادم و اصن یه رب بعدش ۹ سانت بودم ، دکترم اومد و اینجا باز انقباظات رو بیشتر حس میکردم و دردناک بود ولی به دردناکی قبل بی حسی نبود، هر کاری گفتن انجام دادم و ساعت ۳ و ۴۰ دقیقه زایمان کردم، همینکه زایمان کردم درد انقباظات تموم شد، و دکتر شروع کرد بخیه زدن، که یه حس سوزن سوزن حس میکردم ، بد نبود، و تمااااام ، رفتم بخش و حالا اثر بی حسیا رفته هیج مشکلی ندارم ، فقط بخیه هام درد میکنه
مامان 💙الوین💙 مامان 💙الوین💙 ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت چهارم

خلاصه‌ با کمک های ماما خیلی پیشرفت کردم همش میرفتم زیر دوش آب گرم همش دسشویی داشتم کیسه آبمو خواستن پاره کنن خبری از کیسه آب نبود فکنم پاره شده بود زیر دوش من نمیدونستم‌ یا بازم نمیدونم خلاصه ساعت شد ۲ اینا‌ ماما گفت دراز بکش معاینت‌ کنم درد داشتم نوار قلب گزاشته‌ بودن پرت کردم اونور ماما گفت خیلی خوب پیشرفتی سر بچه اومده پایین بعد  وسایل های زایمان و آماده کردن‌ یه عالمه دانشجو‌ ریخت سرم بعد ماما گفت آماده شو بچه داره میاد از ۵سانت‌ با کمک ماما یهو شدم ۸ سانت گفت خیلی زور بزن دیگه داشتم از زور زدن روانی میشدم‌ گفت زور بزن فقط سر بچه دیده میشه منم هرچقدر زور داشتم زدم واقعا سخت بود بعد گفتن زود باش زور بزن سر بچه داره میاد بعد آوردن بتادون‌ ریختن به پاهام شروع کردن بی حسی زدن  بعد با قیچی برش زدن اصلا نفهمیدم چون خیلی درد داشتم بعد اینکه‌ برش زدن سر بچه اومد بیرون فک کنین دیگه دردام  یه جوری بود تا دم مرگ رفتم‌ همین که سر بچه اومد بیرون دردام‌ تموم شد بدنشم‌ لیز خورد اومد بیرون
مامان دخترمون🇮🇷 🩷 مامان دخترمون🇮🇷 🩷 روزهای ابتدایی تولد
پارت سوم تجربه زایمان 💢
دردا شدید شده بود منم دیگه نمیتونستم با تنفس کنترل کنم آخ و نالم رفته بودهوا اومد یه آمپول بهم زد که سرمو گیج کرد و خیلی خوب بود برای نیم ساعت انقباضا رو نمیفهمیدم ، یعنی میفهمیدم دردش قابل کنترل شده بود واسم
بعد نیم ساعت اومد معاینه کرد ۳ چهار مرتبه دسشو برد داخل و میگردوند و گفت ۴ و نیم سانت شده ، دکتر لیهوشی اومد و اپیدورال رو زد و خیلی هم گیر میاد چرا اینطوری نشستی من واسش نمیزنم و...
خلاصه زد و گفت دراز بکش منم دراز کشیدم پاهام و کمرم گرم شد و انقباض داشتم ولی دردشو نمیفهمیدم ، گفتم میخوام بخوابم ، گفت بخواب ، از ساعت ۱۱ تا تا یه ربع به ۱۲ خوابیدم و گیج بودم
یه ربع به ۱۲ ماما همراهم اومد خودشو معرفی کرد و روی تخت پاهامو ماساژ میداد و با پاهام حرکت میزد
اومدن سرم فشار گذاشتن و وقتی یکم گذشت حس دستشویی شماره ۲ داشتم ، حیلی زیاااد
ولی میگفتن نباید زور بدی ، همین حس هر ۲ ۳ دقیقه یه بار تکرار میشد و خیلی زیاد بود
بعد گفت زور بزن ، و متاسفانه یه عالمه مدفوع کردم و خجالت میکشیدم ، وای ماما همراهم و پرستارا میگفتن اشکال نداره عادیه راحت باش و ...
ماما همراه گفت من گفتم تو ساعت ۳ و ۴ صبح فارغ میشی ولی الان خیلی خوب پیشرفت داشتی یکم دیگه نینی توی بغلته