۳ پاسخ

ادامه

تنفس چه طور باید انجام بدی؟میشه اموزش بدی؟

به سلامتی میشه بپرسم هزینه اون آمپول بی حسی چقدر شد بیمارستان خصوصی بود ؟

سوال های مرتبط

مامان هانا🩷و ماهان💙 مامان هانا🩷و ماهان💙 ۸ ماهگی
پارت ۲ تجربه زایمان
بیمارستان که رفتم چون از وقتمم گذشته بود سریع بستریم کردن. معاینه شدم ۲ و نیم سانت بودم. ماما معاینه تحریکی انجام داد که زودتر پیشرفت کنم. دردام یکم بیشتر شد. ان اس تی گرفتن و فرستادنم اتاق زایمان و زنگ زدم به ماما همراهم اونم گفت سریع میام. با اینکه فکر میکردم ۴ سانت میاد ولی همون موقع اومد‌.
ماما همراهم اومد برام کیسه اب گرم اورد میذاشت رو شکم و کمرم
خرما میداد بهم. ورزش بهم میگف انجام بدم. نقاط فشاری رو برام انجام میداد و ...
اومدن معاینه کردن و گفتن ۳ سانتم کیسه ابمو پاره کردن و شدم ۴ سانت. دردام خیلی زیاد شد اسکات میزدم ولی به سختی. بعد حالت سجده میرفتم خیلی زیر شکمم درد میکرد. دکتر اومد گفت اگه بی حسی میخای الان میزنیم اول گفتم نه بعد دیدم دردا زیادن گفتم بی حسی اسپاینال میخوام. چون ماما همراهم گفت اسپاینال بهتره.
دکتر بیهوشی اومد سریع. من همش میترسیدم دردش زیاد باشه یا موقع زدنش تکون بخورم ولی اصلا هیچی نفهمیدم. بعد اینکه بی حسی زد پرستار گفت سریع به کمر بخواب اثر کنه. منم دراز کشیدم و حس گرما داشتم پاهام سوزن سوزن میشد
مامان علی رضا مامان علی رضا ۵ ماهگی
شب تا صبح پنج دقیقه تا ده دقیقه درد می‌گرفت ول میکرد
صبح ساعتها ۶ ماما بیمارستان اومد گفت پاشو یکم ورزش کن بعد یه کوچولو ورزش کرد نیم ساعت بعد اومدن معاینه کردن گفتن ۳ سانتی دیگه گفتن ۴ سانت شدی زنگ میزنیم به ماما همراهت
دیگه یکم پیاده روی کردم و ورزش دوباره یکساعت بعدش دردام شد سه دقیقه ای اومدن معاینه گفتن ۴ سانتی زنگ زدن به ماما همراهم یه نیم ساعت بعدش رسید تا رسید شروع کرد نقاط فشاری رو ماساژ دادن بعد گفت بریم سرویس یه شیاف برای مقعد گفت بزار بعدش گفت ده دقیقه باید باشه رفتم بیرون یکم حرکت اسکات انجام دادم گفت موقع انقباض اسکات بزار دیگه من اسکات میزدم ماما ماساژ میداد دیگه گفت حس مدفوع داشتی بگو بریم سرویس بعد چند تا اسکات رفتیم سرویس مدفوع کردم بعد همونجا آب داغ باز کرد گرفت روی شکمم بعد دردام شدید تر شد دیگه گفت بریم روی تخت نقاط فشاری رو ماساژ میداد بعد خیلی دردام بیشتر شدن معاینه که شدم گفت ۸ سانت شدی ماما گفت حالا سجده برو چند تا حرکت زدم دردام زیاد شد و یه حس حالت مدفوع داشتم ماما معاینه کرد گفت فول شدی چند تا زور بزن بعد بریم روی تخت زایمان چند تا زدم و دیگه گفت سریع بریم با ویلچر بردنم رفتم رو تخت زایمان گفت دردت گرفت زور بزن تا دردم گرفت دوتا زور زدن بعد گفت حالا فوت کن دیگه بچه اومد بیرون و تمام دردام تموم شد و صدای قشنگ پسرم پیچید و بعد اومدن گذاشتن روی سینه ام و همه دردام فراموش کردم
مامان دل آرا مامان دل آرا ۴ ماهگی
تو اتاق زایمان تا ماما همراهم (خانم فاطمه طاهری که واقعا خوش اخلاق و خانم بودن) برسن داشتم راه میرفتم و قر کمر میدادم تا دردام اروم بشه
ولی اومدم به هردو دستم انژیوکت وصل کردن و مجبور شدم رو تخت دراز بکشم که این یه مقدار تحمل دردمو کم کرد

خلاصه دعا دعا میکردم سریعتر سر بچه فیکس بشه تو کانال زایمان تا بتونم بی حسی رو بگیرم

بعد که از تخت پایین اومدم رو توپ ورزش کردم
اما همش با چشم بسته به شدت خوابم می اومد چون از دیروز ۵ صبح نخوابیده بودم
خلاصه ماما اومد چک کرد گفت میتونم بی حسی بگیرم
که بعد از تزریق بهم گفت طاق باز بخواب تا پخش بشه خوب
منم طاق باز خوابیدم و خوابم برد اینقدر که بیخوابی کشیده بودم
عالی بود بعد تزریق دردم
از ۱۰۰ شد ۱۰
وقتی از خواب بیدار شدم معاینه کرد گفت ۹ سانتی
اینجا حس فشار شدید داشتم که اگر. ور نمیزدم به شدت دردم میگرفت یعنی ناگزیر موقع حس فشار زور میزدم
که مرحله طاقت فرسایی بود 😅
خلاصه دکتر اومد و برش داد و من هم چندتا رور اخرو با جیییغ زدم و نی نی اومد
قبلش سعی میکردم با تنفس اوکی کنم و داد نزنم
ولی لحظه اخر جییییغ زدم 🤣
ولی کوتاه بود
انشالله زایمانهای شما از من راحت تر و بهتر باشه ❣️
مامان ایلیا مامان ایلیا ۵ ماهگی
زایمان طبیعی من✨️✨️😰
پارت ۴

خلاصه دیگه هی دردم بیشتر میشد بعد یکی اومد راجب انواع روش های بی دردی برام توضیح داد ک من گفتم اپیدورال میخوام و رفت دیگه ماما اومد گفت میخوای معاینه کنم گفتم اره معاینه کرد گفت ۴ سانت شدی به مامات بگو بیاد تقریبا ساعت ۱۰ و نیم اینا اومدن معاینه برای بی حسی ببینن چند سانتم گفتن ۵ سانت داری ۶ میشی دیگه برا اپیدورال دیره اسپاینال باید بشی
دیگه داشتن وسایل بی دردی میاوردن ک ماما هم رسید تا خوده دکتر بی دردی بخواد بیاد انقباض زیاد و پر از درد داشتم ک مامام نقاط فشاری کار میکرد باهام چون موقع رفتن بیمارستان صبحونه نخورده بودم و فقط چند تا خرما خورده بودم فشار افتاده بود دیگه ماما از وسایلم شیره انگور و خرما در اورد هی میداد بخورم یکم بهتر شدم نشستم پاهام از تخت اویزون دیگه دکتر اومد بی دردی ترزیق کرد که واقعا عالی بود سریع خوابوندنم پام داغ شد یواش یواش درد انقباض از بین رفت فقط فشار روی واژنم حس میکردم و درد فشار داشتم ۱۱:۱۲ دیگه شده بود اومد بی حسی زد
بعد چند دیقه حالت سجده شدم هی لگنمو تکون میدادم ک بیاد پایین بچه فشار روی واژنم و دردی ک بخاطر فشار بود هی بیشتر میشد ولی همینکه درد انقباض نداشتم واقعا خیلی خوب بود باعث میشد بتونم یکم همکاری کنم .
دیگه دوباره بعد چند دیقه اومدن معاینه کردن گفتن ۸ سانتم و دکترم داره میاد دوباره سجده شدم فقط وقتی مواقع انقباض حس فشار داشتم یکم زور میدادم ک دکتر اومد زود زایمان کنم بعد دکترم اومد و.....
مامان کوهیار کوچولو مامان کوهیار کوچولو ۵ ماهگی
پارت دو زایمان طبیعی

سونو رو انجام دادم و گفت حرکات بچه کاهش پیدا کرده برو بیمارستان بستری میشی و دور سر بچه هم به 10 رسیده بود
رفتم زایشگاه معاینه کرد و لباس بهم داد و گفت بستری میشی و معاینه هم کرد و گفت همون 2 سانتی
لباس پوشیدم و رفتم تو اتاق زایمان اونجا گفتن تو 4 مرحله قرص زیر زبونی میدن تا درد بگیره خلاصه من ساعت 4 و نیم عصر بود که رفته بودم و نوار قلب وصل کردن و هر 4 ساعت بهم قرص دادن و من هیچ دردی نداشتم 4 تا رو کردن 6 تا و 6 بار بهم قرص دادن ولی بازم درد نداشتم ساعتای 11 روز بعد بود ک دکتر اومد برام سوند گذاشت که وحشتناک درد داشت یه درد و تحمل کردم تا سوند افتاد ماما اومد معاینه کرد هنوز 2 و نیم سانت بودم و درد کم. داشتم التماس میکردم ک من و ببرن سز چون من. اصلا دردم نمی گرفت ولی گوش نمیدادن
خلاصه پاشدم دوس آب گرم و ورزش رو توپ و انجام دادم و هی میومدن معاینه میکردن ولی من پیشرفت نداشتم تا ساعتای 4 ک شیفت ها عوض شد و یه ماما اومد معاینه کرد یه معاینه وحشتناک و گفت حالا 3 رو به 4 سانتی
من درد داشتم و میوفتم لااقل زنگ بزنید ماما همراهم اونا هم با بداخلاقی میگفتن ما خودمون میدونیم کی بگیم انقد التماس ک آخر ساعتای 5 ماما اومد و من همچنان 4 بودم
ماما همراه ک اومد حالم بهتر بود ترسم کم شد شروع کرد ورزش دادن و ماساژ و رایحه درمانی من درد زایمانی نداشتم هنوز دیگه اومدن آمپول فشار زدن دردم می‌گرفت ولی نه زیاد........
مامان کوثر 🌸 مامان کوثر 🌸 ۲ ماهگی
مامان هیراد🥺✨ مامان هیراد🥺✨ ۱ ماهگی
پارت دوم
ساعت ۳ صبح منو بردن زایشگاه و به ماما اومد بالا سرم و ازم هی نوار قلب می‌گرفت و می‌گفت نوار قلب زیاد خوب نیست تا ساعت ۷ صبح من همینجوری توی خواب و بیداری بودم تا اینکه ساعت ۷ ماما اصلیم اومد و خدا خیرش بده کلی بهم کمک کرد
اول ک معاینه کرد گفت هنوز ۴ سانتی و معاینه تحریکی کرد یکم و گفت پاشو رو توپ ورزش انجام بده منم درد داشتم و ورزشارو انجام میدادم ولی همش دلم میخواست بخوابم و فوق العاده زیاد هی دسشوییم می‌گرفت باز میومدم و دوباره ورزش بهم سرم و اکسیژن وصل کرد و آمپول فشار زد و همینجوری هعی می‌گفت ورزش کن
من اصلا چیزی نخوردم قندم افتاده بود و فشارم پایین بود قبل اینکه برم ت فاز فعال زایمان حالم خیلی بد شد و بالا آوردم و توی همون حین کیسه آبم پاره شد و رفتم توی فاز زایمان
دکتر بیهوشی اومد و برام بی حسی اسپینال انجام داد که اصلا درد نداشت من اصلا حس نکردم
بعد از بی حسی دیگ هیچ دردی نداشتم فقط حس مدفوع داشتم
ماما هم میگفت وقتی این حسو داشتی زور بزن تا موقعی ک این حس تموم نشده زورتو ول نکن
مامان فاطمه سادات مامان فاطمه سادات ۴ ماهگی
پارت 2
با شوهرم رفتیم ان اس تی گرفتن گفتن انقباضا شروع شده ماما معاینه کرد گفت 2سانت باز شدی به شوهرم گفتن برو پذیرش سری کاراشو انجام بده گان و دمپایی بخر سری باید بره بلوک زایمان
از شوهرم خداحافظی کردم ساعت 1وارد بلوک زایمان شدم تو فاصله نیم ساعت از 2به 3 سانت رسیده بودم
رفتم رو تخت نشستم دکتر اومد معاینه کرد واقعا وحشتناک بود داد میزدم نمیدونم چقدر دستش داخل بود فقط التماس میکردم در بیاره گفت سر بچه تو کانال اومده داره زور میزنه بیاد لگنشم خوبه به من اجازه مدادن سرویس برم گفتن ممکنه فشار بیاد هربار نیاز بود بگو سوند وصل کنیم منم هر 5دقیقه درخواست سوند داشتم
دکتر بیهوشی اومد که اپیدورال میخواید هزینه رو پرسیدم گفتن 5تومن گفتم آره میخوام وسایلو آوردن و واسم پمپشو نصب کردن ولی دکترم گفت تا 6سانت نباید ازش استفاده بشه و کلا 10 دوز میتونم مصرف کنم
پیشرفت من خیلی سریع بود دکترم اومد معاینه کرد ساعت 3بعدازظهر بود من 5روبه 6 بودم درداهم خیلی بد میگرفت که صدام در میومد من آستانه دردم خیلی بالاس ولی دردا خیلی تیز بود گفتن دکتر بیهوشی بیاد 2تا دوز اول تزریق کرد
من خیلی سردم بود و همش میلرزیدم بعد تزریق پاهام داغ شد و لرزش تموم شد انقباضارو حس میکردم ولی درد نداشتم کلا 45 دقیقه طول کشید این وسط حس کردم یه چی داره ازم میریزه به مامام گفتم نگاه کرد گفت کیسه آبت پاره شده نگران نباش
حس خوبی بود معاینه هم میکردن درد نداشت ساعت 4من 8سانت بودم دکتر و ماما ذوق کرده بودن و همشون خوشحال شکم اولی اینجوری ندیده بودیم چه سری داره پیشرفت میکنه بدون هیچ دخالتی فیزیولوژیک بدنم بود و خداروشکر نه قرص نه آمپول هیچی استفاده نشد