۱۵ پاسخ

سر پستونک و قیچی میکنی میدی بهش خودش بدش میاد و دیگه نمیخوره

درخواست بده گلم

من ۱۸ ماهگی مریض شد خیلی بیحال بود همون موقع دی‌گ ندادم بهش
اصلا جون نداشت پاشه بازی کنه یا بهونه پستونک بگیره
ویرووس سختی گرفته بود
وقتی خوب شد از سرش افتاده بود دیگ نخواست

من پستونکو یه روز قایم کردم گفتم کلاغه اومد برد تو آسمون
اولش نق زدن ولی بعد چند وقت عادت کردن
یک هفته اول یکم دیر تر خوابشون میبرد ولی بعد عادت کردن
میتونی همزمان ک پستونکو میگیری یه عروسک بدی بهش شبا بغل کنه بخوایه

من یک هفتس اقدام کردم و گرفتم از داروخانه محلول تلخ گرفتم گفتم پستونکت خراب شده خداروشکر راحت کنار اومد ولی هر بار موقع خاب میگه بیار نگاش کنم اینم بگم قبلا نیم ساعت طول میکشید بخابه الان یک ساعت 🥴

وااای پسر من نه‌تنها موقع خواب، بلکه کل روز ثانیه‌ای از دهنش در نمیاره. اگر فقط قبل خواب میخورد مشکلی نداشتم و تصمیمِ ازش گرفتن نمیگرفتم. اصلا هم دوس ندارم سرش و قیچی کنم و این کارا، بچه پستونکش دنیاشه بعد من بیام اینجوری دیدش رو ب دنیا منفی کنم و افسرده‌ش کنم! هرگز. ولی نمیدونم چطور در طول روز ازش بگیرم

کلا از اول بهش پستونک ندادم 😁

من یک سالگی گرفتم روز اول یکم از سرش بریدم انداختم زمین
روز دوم بازم یکم بریدم
روز سوم دیگه بریم تو دهنش نمی‌تونست بگیره انداخت زمین دیگه نشون ندادم بهش

قیچی کن تا کم کم تموم بشه

من ی بار ۱۸ ماهگی گرفتم بعد خیلی عادی ندادم اونم چندد بار گفت در صورتیکه خیلی وابسته بود بعد چون دور برم بچه زیاد بود چند قایمکی برای اونارو برمیداشت می‌رفت ی گوشه میخورد یا همشمیکفت میخری برام دیگ من دو سه ماه پیش خیلی شدید مریض شد ویروس دست پا دهن گرفت من دلم سوخت دادم که بخوابه که دیدم داره عادت می‌کنه حتی از دهنش در نمیاره میترسید دیگ ندم منم یهو گرفتم گفتم ممدقلی اومد برد الآنم همش میگه پسیونک میخری برام منم میگم آره رفتیم بیرون میخرم همچنان عاشق پستونکشه

من با هر سختی بود ترک دادم بچمو ..بعد چهار ماه دیدم خواب شبش خیلی بد شده محبور شدم دوباره نصف شب میندازم دهنش صبح هم از دهنش درمیارم قایمش میکنم ..‌انقد خوابش بد شده بود پشیمون بودم

من برای ی نفر توضیح دادم پستامو ببین

دوسالگی ازش گرفتم
اما جات باشم نمیگیرم چیکارش داری اگه کم میخوره
از اون به بعد بچه من خاب راحت نکرد که نکرد

سر پستونکو ببر،چن شب ناارومی داره بعد از یک هفته فراموش میکنه

ی شب که خواستم بخوابونم گفت میمی بده
گفتم میمی رفته خونشون پیش مامانش بخوابه
گفت سامیار خودش امشب تنها بخوابه من بعدا میام
البته اونشب خیلی هم خسته شده بود
یکم اول نق نق کرد ولی خوابید
دیگه هم بهونشو نگرفت

سوال های مرتبط