۲۰ پاسخ

من جای تو نیستم و نمیدونم چه اتفاقاتی واست افتاده عزیزم!!
ولی واقعا چطوری میتونی از بچه خودت متنفر باشی اونا که گناهی ندارن تو اونارو وارد این دنیای بی‌رحم کردی
اگه شرایطت سخته اولی که هیچ حداقل درست جلوگیری میکردی دوباره حامله نشی
بعدم وقتی بچه‌هات شلوغن و اذیت میشی جایی رفتنی خب جایی نرو بمون تا یکم بزرگتر شن و درک کنن
عوضش ببرشون پارک یا خانه بازی تا انرژی که دارن تخلیه بشه و زیاد اذیتت نکنن

دقیقا منم روانی شدم عزیزم.ولی چه میشه کرد باید تحمل کرد.بخدا نیم ساعت نباشن دق میکنیم

عزیزم شاید مشکلی دارن که اذیت میکنن اونام بچه هستن جز شما پناهی ندارن که
بیش فعالی باعث میشه بچه همش استرس داشته باشه کلافه باشه نق بزنه
یکم توجه کن به رفتارشون شاید حوصلشون سر میره

عزیزم هیچ وقت نگو دوستشون ندارم خدایی نکرده خدا قهرش میاد و اتفاق بدی واسشون میفته و عذاب و وجدان میگیری این رو من مادر میگم که خدا دوباره رایان رو به من داد و خدارو شکر میکنم که رایان رو دارم و داره جلو چشمم بازی می‌کنه شلوغ کاری می‌کنه

من جای تو نیستم و نمیدونم چه اتفاقاتی واست افتاده عزیزم!!
ولی واقعا چطوری میتونی از بچه خودت متنفر باشی اونا که گناهی ندارن تو اونارو وارد این دنیای بی‌رحم کردی
اگه شرایطت سخته اولی که هیچ حداقل درست جلوگیری میکردی دوباره حامله نشی
بعدم وقتی بچه‌هات شلوغن و اذیت میشی جایی رفتنی خب جایی نرو بمون تا یکم بزرگتر شن و درک کنن
عوضش ببرشون پارک یا خانه بازی تا انرژی که دارن تخلیه بشه و زیاد اذیتت نکنن

واقعا حس تنفر داری نسبت بهشون؟؟؟؟

میدونم سخته شاید سخت تر از فکر من
اما همه مادرا گاهی خسته میشن غر میزنن عصبی میشن اما تروخدا ناشکری نکن همین الان به لحظه ای فکر کن که دور از جون برای ی ثانیه کنارت نباشن واقعا حالت چجوری میشه
به خودت دلداری بده خودتو تقویت کن

اگر حالت بده عزیزم طبیعیه
هممون حالمون بده تو یه برزخی گیر افتادیم
ولی بچه هات گناهی ندارن

اگر حالت بده عزیزم طبیعیه
هممون حالمون بده تو یه برزخی گیر افتادیم
ولی بچه هات گناهی ندارن

منم بعضی وقتا یا این احساس دست وپنجه نرم میکنم که میدونم به خاطر افسردگیمه بچه های منم همین فاصله ی سنی رو دارن و خیلی تحت فشارم ولی خب دیگه باید خودمو تقویت کنم چون میدونم تقصیر کار کمبود ویتامین های بدنع که باعث افسردگیم شده

بنظرم برو مشاور عزیزم٫خیلی کمک میکنه اروم شی

دخترن یا پسر؟

خب وقتی دیدی بچه اول اذیت میکنه بچه ددم نمیاوردی

چرا همچین حسی داری؟

میفهمم چی میگی. منم چند وقت پیش این احساس رو تجربه کردم. خیلی سخته، ولی میگذره.
اگر میتونی بذارشون پیش کسی و یه تایمی از روز رو برای خودت باش. قدم بزن، ورزش کن، فیلم ببین،بستنی بخور یا هرکاری که حالت رو خوب میکنه.

منم خیلی وقتا دوست ندارم ببینمشون خودم افسرده شدم بچه ها سه تاشونم کوچیکن هرچندروز یه بارم مریض میشن مامانم میومد که اونم بابام مشکلی براش پیش اومده نمیاد این وضع مملکته هرلحظه حس دلمردگی و خبرای ناراحت کننده ، دختر کوچیکام بدغذاو روابط اجتماعیشون کمه چون ازوقتی اومدن جایی نبردیمشون خواهرو برادرم هرکدوم بچشون کوچیکه ولی خداروشکر اونا یدونه اس و تو جمعن سرزبون دارن مقایسه میشن خودم دیسک کمر دارم عین افلیجاشدم

عزیزم احتمالا حس خیلی بدیه که ادم‌‌نتونه بچه هاش رو دوست داشته باشه . چرا دوستشون نداری ؟

دقیقا منم مثل شمام واقعا اصلا دوستشون ندارم
اما فکر کنم بیشتر بخاطر اینه که از خودم دور شدم اونقدر درگیر کارهاشون و کارای خونه ام اصلا وقت نمیکنم یه میوه بخورم یا ...

کی و نمیتونی تحمل کنی عزیزم؟

منم تحمل شوهرم برام سخته ولی بچم و دوس دارم و دلم باهاش خوشه عزیزم نسبت به بچه هات اینجوری نگو

سوال های مرتبط