۹ پاسخ

من همیشه مامان هایی رو می بینم که خیلی با ذوق وقت می ذارن ایده می گیرم و خوشم میاد
منم حداقل روزانه یه تایم مفید کیفی در حد ۱۵-۲۰ دقیقه سعی می کنم برای پسرم بذارم

پسر من به زور مجبورم می‌کنه که که بازی کنم

این روزها هیشکی اعصاب وحوصله نداره تنها نیستی خواهرجان

دقیقا ما هم همینطوریم

ماهم همینجوریه عزیزم اصلاحوصله ندارم

ماوظیفه داریم ک واسشون وقت بزاریم چون دیگه بعدا خیلی دیره دیگه بزرگ میشن و هیچوقت کسی نیست ک بهت بگه بیامنبازی کن اون موفع خیلی دیره ب نظرم وقت بزار بزاربراش تموم این روزاخاطرع بشن

منم بابچه های فامیل انقد بازی میکردم میومدن همش بامن جور میشدن بابچه خودمم اولاش بازی میکردم یکی دوماهه حوصلم نمیگیره عذاب وجدان دارم

مام همینطوریم
گاهی مثل امروز به خودم فشار میارم تو وظیفته بازی کنی با بچه ای که دنیا اوردی
میشینم نیم ساعت وقت میزارم براش

مثل خودمی

سوال های مرتبط

مامان پسری مامان پسری ۳ سالگی
واقعا دیگه کم آوردم پسرم جدیدا هرچی میبینه تو تلویزیون یا بیرون میگه میخوام و آنقدر تکرار میکنه تکرار میکنه و لج میکنه که حد نداره مثلا میگه ماشین قرمز میخوام میخوام میخوام ...هزاربار میگه اصلا حواسش پرت نمیشه اصلا یادش نمیره حتی سده یک هفته یکریز میگه موقع غذا ، خواب ، دستشویی یکسره بهانه میاره هرکی رومیزی میگه پدر یزرگ مادربزرگ همسایه ها رو تو راهرو میبینه مثلا میگه ماشین قرمز میخوام...ماشین قرمز ندارم...آنقدر میگه که من سردرد میگیرم قبلا بهش میگفتم باشه اگه از یکی خوشت آمد روز اسباب بازی برات میگیرم امروز روز اسباب بازی نیست یا بیا عکس بگیریم برای تولدت بگیریم قبلا قبول می‌کرد منم روزی که که برای اسباب بازی براش مشخص کرده بودم براش میگرفتم ولی الان اصلا قبول نمیکنه یکسره میگه ندارم ندارم ...بخر بخر ...آنقدر اسباب بازی داره که اتاقش جا نداره ولی با هیچکدوم بازی نمیکنه اصلا تنها بازی کردن رو دوست نداره یا من باهاش بازی کنم یا یکسره تو دست و پامه ...چیکار کنم بخدا جلوی دیگران آبرومون رو برده مثلا هفته به هفته میریم خونه خانواده ها اونا میبینن مثلا ده روزه داره میگه به چیزی میخوام اونا براش می‌خرن میگن از اون هفته بچه داره میگه یا هر دفعه همسایه ها رو میبینه اونا میگم سلام کوچولو یکسره میگه اسباب بازی ندارم ... میخوام ...ندارم ...میخوام ...