۴ پاسخ

ما اکثر روزا تایم طولانی نیستم اون تایم خونه مامانم یا مادر همسرم هست یا باباش میره بیرون منم ک میام فیلم می‌بینیم
کاردستی
کتاب کار و داستان
بازی های فکری بیشتر چون من جون بدو بدو ندارم
یه وقتا هم با کیو میبرمش زمین چمن نزدیک خونه بازی میکنن دوتایی

تصویر

من ک تا ظهر خونه مامانمه من نیستم از ظهرم میام گریه و نق و غر تحمل میکنم
بیشترم سر لباس گریه میکنه
دیگه روانی شدم

ظهر تا عصر که مهد میره عصر هم میاد یا میبرمش پارک یا خانه بازی

من امروز اتاقش مرتب کردم خود بنیامین هم بازی کرد چون فهمید تنو نیس توو اتاقش بعد رفتیم یه سری هم توو حیاط توپ بازی کردیم وباز اومدیم توو حال قطار بازی الآنم اومدم خونه مامانم 😂😂😂😂😍

سوال های مرتبط

مامان باران و بهار مامان باران و بهار ۴ سالگی
بچه ها من ساعت ۱۱بیدار شدم کم کم آماده شدم و تخم مرغ گذاشتم آبپز شه بهار بیدار شد کاراشو انجام دادم و لباس تنش کردم(در این حین بارانم هی میگفت بجای اسباب بازیها حرف بزن)بردم بهداشت واسه واکسن،از اونور ساعت۱برگشتم دیدم هنوز صبونه نخوردن😐تخم مرغها رو پوست کندم برنج گذاشتم خیس بخوره ،نون آب کردم و به باران تخم مرغ دادم خودمم یه چای سرد با کلوچه خوردم ،بعد برنجو پختم ،ناهارو آوردم شوهرمم وقت نداشت چیزی نخورد و رفت ،سفره رو جمع کردم آشپزخونه رو جمع کردم گفتم یکم باسنمو رو زمین بذارم که بهار گریه کرد بغلش کردم و چرخوندم ،بارانم دنبالم.... بعد که بهار رو زمین گذاشتم باران اسباب بازیاشو آورد که بیا بازی ... نیم ساعت باهاش بازی کردم گفتم دیگه بسه ،اونم ناراحت شد و گریه کرد می‌گفت باید باهاش بازی کنم ،یعنی نیم ساعته کوفتی واسه خودم نیستم ،ایا من مقصرم ؟؟؟؟همیشه در طول روز حتی شده نیم ساعت یا بیشتر باهاش بازی میکنم , گاهی هم متفرقه ست هر بار پنج دقیقه ده دقیقه تا یه ساعت دو ساعت بعد که باز بگه بیا بازی ،واقعا عذاب وجدان میگیرم اما می بینم واسه خودمم نمیتونم وقت بذارم اصلا ،شما که دوتا بچه دارید چه میکنید؟قبل از بهار خیلی باهاش وقت میگذروندم اما حالا اصلا نه نمیتونم درست حسابی واسه بهار وقت بذارم نه باران،بیچاره باران هم خیلی درک میکنه و هر بار که بهش میگم کار دارم صبر می‌کنه ،نمیدونم چیکار کنم😢