بچه ها من ساعت ۱۱بیدار شدم کم کم آماده شدم و تخم مرغ گذاشتم آبپز شه بهار بیدار شد کاراشو انجام دادم و لباس تنش کردم(در این حین بارانم هی میگفت بجای اسباب بازیها حرف بزن)بردم بهداشت واسه واکسن،از اونور ساعت۱برگشتم دیدم هنوز صبونه نخوردن😐تخم مرغها رو پوست کندم برنج گذاشتم خیس بخوره ،نون آب کردم و به باران تخم مرغ دادم خودمم یه چای سرد با کلوچه خوردم ،بعد برنجو پختم ،ناهارو آوردم شوهرمم وقت نداشت چیزی نخورد و رفت ،سفره رو جمع کردم آشپزخونه رو جمع کردم گفتم یکم باسنمو رو زمین بذارم که بهار گریه کرد بغلش کردم و چرخوندم ،بارانم دنبالم.... بعد که بهار رو زمین گذاشتم باران اسباب بازیاشو آورد که بیا بازی ... نیم ساعت باهاش بازی کردم گفتم دیگه بسه ،اونم ناراحت شد و گریه کرد می‌گفت باید باهاش بازی کنم ،یعنی نیم ساعته کوفتی واسه خودم نیستم ،ایا من مقصرم ؟؟؟؟همیشه در طول روز حتی شده نیم ساعت یا بیشتر باهاش بازی میکنم , گاهی هم متفرقه ست هر بار پنج دقیقه ده دقیقه تا یه ساعت دو ساعت بعد که باز بگه بیا بازی ،واقعا عذاب وجدان میگیرم اما می بینم واسه خودمم نمیتونم وقت بذارم اصلا ،شما که دوتا بچه دارید چه میکنید؟قبل از بهار خیلی باهاش وقت میگذروندم اما حالا اصلا نه نمیتونم درست حسابی واسه بهار وقت بذارم نه باران،بیچاره باران هم خیلی درک میکنه و هر بار که بهش میگم کار دارم صبر می‌کنه ،نمیدونم چیکار کنم😢

۵ پاسخ

میدونم منم دو تا دارم پشت سر هم سخته ولی همسایمون میگفت الان خوبه بزرگ بشن نوجوون بشن مشکلات خودشو داره سختی خودشو داره حتی شاید بیشتر

من پسرم میبرم مشاوره .مشاوره گفت باهاش خیلی وقت بذار زمانیم که خودت کارداری روی ساعت عقربهارو نشونش بده بگو تا این عقربه بره اینجا من کارمو انجام بدم بعد میام بازی،گفت دقیقا همون ساعت بیا که بهت اعتماد کنه.هم صبر کردن بهت یاد میدی هم اعتمادش بهت جلب میشه هم میفهمه که از سر بازش نمیکنی

متاسفانه منم همینم 🥲🥲🥲

عزیزم من با وجود دوقلوهام و تو شهرم خودمم ولی بشدت بشدت دست تنهام و یه لحظه واسه خودم نمیتونم دراز بکشم . شوهرم که کمک نمیکنه وقتی ام به مادرش میگم بیاد کمکم میگه تو خونه شما دلم میگیره 🧐🧐🧐🧐
خدا مادرم رو حفظ کنه که همیشه کمک حالمه .مادرمم خودش پاهاش خیلی درد میکنه و پرستاری مادرپیرش رو میکنه ..... راهم با مامانم دوره. ولی چه کنم که دیگه مسئولیت بچه ها با خودمه. باتمام سختی ها دوست دارم تو همین سن شیرینن و جذاب کاشکی همیشه تو این سن بمونن

چقدر حرفاتو با پوست و استخونم درک کردم منم شهر غریبم هیچکیو ندارم اینجا امروز خیلی گریه کردم چون اصلا نمیتونم به ماکان برسم وای همش با خودم میگم چه اشتباهی کردم منی که تا صبح بیدار میشدم دوش میگرفتم الان دیگه خبری از این چیزا نیس نمیتونم یه صبحونه بخورم حتی الان باید منتظر بشینم تا شوهرم ظهر بیاد بعد برم دوش بگیرم خلاصه متنفرم از این زندگی تخمی

سوال های مرتبط

مامان پرواز مامان پرواز ۳ سالگی
سلام مامانای گل🪷💖🌻
دختر من مقداری مشکل بیش حسی داره(اخر تاپیک میگم چیه)
منم تصمیم گرفتم هرروز باهاش بازی های حسی انجام بدم و به شما هم معرفی کنم🌿
از بازی‌ای شروع کردم که کمترین حس بد رو داشته باشه،بازی با یخ🧊
از اونجایی که دختر من نقاشی رو دوست داره،یخ هارو رنگی کردم(با رنگ خوراکی ولی فکر کنم با آبرنگ بهتر باشه)و با یخ ها نقاشی کشیدیم.🎨
یه کاسه اب گرم هم گذاشتم که وقتی دستمون یخ کرد، گرمشون کنیم.
آخرش هم کاغد های خیس شده رو تیکه تیکه کردیم و باهاشون بازی کردیم و چسبوندیمشون به دستامون.
البته قسمت اخر پرواز فقط یه تیکه کاغذ چسبوند و اونم چندشش شد و برداشتش😅

اگر کوچولوی شما از پرواز من کوچیک تره،میتونید با یخ رنگی تو اب ولرم بازی کنید🩷

حالا بیش حسی چیه؟
یعنی نسبت به نور یا صدا یا لمس حساسیت بیشتری دارن
دختر من فقط درمورد لمس این مشکل رو داره و به یه سری چیزا اصلا دست نمیزنه
وقتی کوچیک تر بود غذاهایی با یه بافت خاص رو نمیخورد،اوتمیل ، شله زرد، شیر برنج، بلغورشیر و...
بزرگ تر که شد شن بازی نمیکرد و کم کم روی بافت های مختلف حساس تر شد.

بازی های حسی کمک میکنه که این مشکل کمرنگ تر بشه، همزمان باهم بازی هم میکنید و کلی بهتون خوش میگذره🎉
مامان پرواز مامان پرواز ۳ سالگی
صبحتون بخیر مامانای مهربون 🌄🍀
قراره هرروز با پرواز بازی حسی انجام بدم،بخاطر مشکل بیش حسی
بازی امروز پیدا کردن گنج🪙
برای این بازی حبوبات یا برنج لازم دارید، اسباب بازی کوچولو و ظرفی که عمقش اندازه‌ای باشه دست بچه به ته ظرف برسه🍚🧸🫙
من کلمن رو انتخاب کردم که پرواز مجبور بشه تا بازو دستش رو تو برنج کنه😂و برای اسباب بازی هم ماشین کوچولو انتخاب کردم🚗 پرواز قبلا این ماشینارو داشت ولی چون باهاشون بازی نمیکرد حدودا ۴ ماهه جمعشون کردم و فکر میکنم از پیدا کردنشون خوشحال بشه😁

یه لایه برنج کف کلمن ریختم،بعد یه ماشین گذاشتم،یه لایه برنج،یه ماشین ،انقدر که کلمن کاملا پر شد. بعد قراره پرواز از بین برنجا همه‌ی ماشینا رو پیدا کنه.

اگر مقدار حبوبات یا برنجتون زیاد نیست که ظرف بزرگ پر بشه،میتونید تو چندتا کاسه کوچیک تر،وسایل رو قایم کنید.
نکته مثبت این کار اینه بچه به بافت های مختلف دست میزنه.
بعدش میخوام با ماشینا هم بازی‌ای که از گهواره یاد گرفتم رو با پرواز انجام بدیم.🚕🚗🚃
اگر وقت کردم حتما اون بازی رو هم بهتون معرفی میکنم.🩵🌻
اگر توضیحم درمورد بازی ها گنگ بود و متوجه نشدید،حتما ازم بخواید کامل تر توضیح بدم. بوس به همه‌تون😘
مامان رزا مامان رزا ۴ سالگی
سلام مامانهای مهربون و پر انرژی.
فرزندان شما اجازه دارند اسباب بازی هاشون رو وارد پذیرایی، اشپزخونه یا اتاق خوابتون بکنن یا فقط باید تو اتاق خودشوت بازی کنن؟
من از اول که رزا تونست چهاردست و پا بره خونه رو تا حد خیلی زیادی امن کردم که هی نخوام مراقبش باشم و بهش بگم نکن دست نزن چون فکرم این بود که باید تو خونه ی خودش احساس امنیت و آرامش بکنه نه اینکه هی نگران باشه دست نزنه نشکنه نیفته. اما از بعد دوسال و نیم سه سال سعی کردم قوانین تربیتی رو بهش گوشزد کنم اما خیلی تاثیری نداره .بعضا میبینم مامانها بچه هارو مجبور میکنن تو اتاق خودشون فقط اسباب بازی رو پخش زمین کنن.اما خب کف خونه ما پر میشه از لگو و اسباب بازی. تو مرتب کاری هم کمک نمیکنه. با اینکه توی مهد به قول خودش کلین آپ میکنن بعد از هربازی.
اتاقش ۱۲متر بوده که ۳مترش تخت و کمد و...گذاشته شده
اتاق ۹متری و بدون پنجره و نه چندان دلباز هست. دلم نمیاد بگم فقط تو اتاق خودت بازی کن اما بارها پیش اومده موقع اب کش کردن برنج با قابله یهو لگو رفته زیر پام یا پام داخل کالسکه بچه ش رفته😑 بی نظمیش واقعا اذیتم میکنه اما بین روان سالم بچه و خودم دودل هستم.
قوانین خونه شما چطوره؟