۳۰ پاسخ

چرت و پرته مگه تو دهن بچه جا میشه بعد چرا باید بمیره با میک زدن

خدا لعنتت کنه
بیشرف
منم به هیچکس اعتماد ندارم خیلی از مادرا بی خبرند و دلشون خوشه بچه شون جای امنیه

اخرزمان اگه الان نیست پس کیه؟؟؟؟

چن بار عموی پسرم تو ویلاشون به زور پسرمو گفت پیش من بخوابه زنشم پیشش بوده من نمیذاشتم شوهرم گف باشه خلاصه تا صبح بیدار موندم و تو پذیرایی خواب بودن سرک میکشیدم .

جامعه ایران کلی پدوفیلی و مریض جنسی داره.بعدشم خاک تو گور مادری که بچه رو بسپاره دست همسایه

الله اکبرسرم درداومدخداازش نگذره😔

پناه بر خدا

والا تو این دوره دیکه همچین ادمایی نوبرن بچشونو بسپرن دست غریبه

تف به روش بیاد از ترس همین جور چیزا جرات بچه دوم رو ندارم چون شهر غریبم فکر اینکه خدایی نکرده مثلا یکیشون مریض بشه بخوام بستری کنم دور از جون یا هر چیزی بعد یکیشون بسپارم دست کی ?من تاحالا بچمو دست کسی نسپردم

مامانممبرامون تعریف کرده ی ماجرایی مثل همین پیش اومده بود قبلا

حالا اینوازکجافهمیدن

لعنت به مادر پسره که انقد بی مسئولیت بوده باید مث جفت چشاش مراقبت میکرد

نمی‌دونم چرا با عقل جور در نمیاد

کم دق میخورم ابنم بهش اضافه شد

بعضی‌ها خیلی بیخیالن، یکی از فامیلامون تو ی اداره ی مشغول به کاره، بعد میگفت خانومه ظهرا ک بچش تعطیل میشه میازدش اداره تا کارش تموم شه میسپره به من، میبرمش پارک و اینا تا سرش گرم شه
بعد دهن من 😲😲
من خودم به این فامیلمون 5 دقیقه هم بچه تنها نمیدم، اون خانومه چطور اعتماد میکنه نمیفهمم

🙄🙄🙄🙄الله اکبر

آخه کدوم خری بچه رو میسپاره همسایه من جز مادرم به هیچ کس نمیسپارم اونم سخت پیش میاد بدم بهش

از کجا فهمیدن؟ کی تعریف کرده خود پسره؟
خدا هر چی آدم مریضو روانیو لعنت کنه

من بچمو نمیدم به کسی سر همینم چن بار همسرم گفته بدبینی مریضی بحث داشتیم

شوخی میکنی؟ از کجا فهمیدن

یا ابالفضل😭😭😭😭😭😭😭😭
اون پسر بیمار بوده و اصلا نباید ازش بگذرن،خدا لعنتش کنه
واااااای بمیرم برای دل مادرش و البته مقصر هم بوده که بچه رو میسپرده به غریبه

اون بنده خدا بچه رو به مادره سپرده نه پسره مادره گاو بوده بچه به این کوچیکیرو گذاشته پسرش ببره
من بچه بزرگ رو میزارن پیشن یه ثانیه ام از کنارش جم نمیخورم میگم امانته بعد اون چه راحته گذاشته پسرش ببرع باهاش بازی کنه

این داستان رو از یکی دیگ شنیدم تو گهواره ک میگفت نا پدریش اینکارو کرده
اونم نوزاد بوده

یا خدا😐کلا من اصلا نمیتوونم بچمو ب کسی بسپارم برم ب غیر مامانم. شایدم وسواس فکری هس همش فکر. بد میاد سراغم. دیگه جایز مجبوری بذارمش واقعا بر خلاف خاستمه مجبور شدم

عه وا😳😳😳

حالمون بهم خورد

‌باید چوب کنن تو گونش

یا خدا چه چیزایی ادم میشنوه اصلا به هیچ کس اعتماد نکنین در مورد بچه

یا خدا🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤢🤢🤢🤢

اون‌پسر بچرو باید زنده به گور کنن

سوال های مرتبط

مامان علیرضاومحمدرضا مامان علیرضاومحمدرضا ۲ سالگی
خانما یه چیزی مینویسم اما نیاین بگین تو چقدر حسودی چشمت به بچه های مردم هست و این حرفا دیروز رفته بودم خونه خواهرشوهرم روضه دوستش بچش همسن پسر منه بعد اتمام روضه یه بشقاب میوه خوری حلوا عربی با نون خورد به علاوه سه تا خرمای آغشته به ارده که داخلش هم گردو بود به همراه نون حلوا عربی کلا سنگینه من یه قاشقم بشه دوتا سردرد میگیرم به همراه یه کیک یزدی بچه خواهرشوهرم ۶سالشه یه عالمه حلوا با نون خورد با سه تا کیک یزدی با یه بشقاب پلو خورش شام خورد آره هر چی شما میگین واقعا من شمردم اصلا ناخودآگاه به جایی رسیدم همش خوردن بچه ها مردم رو نگاه میکنم مشکلی هم ندارم فقط دلم میخاد بدونم پسر من چرا هیچی دلش نمیخاد به هیچی علاقه نداره سمت هیچی نمیره حتما باید به زور بش بدم غیر زور رو هم امتحان کردم تو این دهه اینهمه بیرون بودیم گشنه و تشنه بود کلی نذری میدادن هیچوقت طلب چیزی نکرد بعد اینا رو به شوهرم میگم میگه اونا مشکل دارن منم میگم بچه ما مشکل داره نه اونا وگرنه همین حلوا رو تمام بچه ها له له میزنن براش خیلی حرص میخورم مطمئنم ام اس میگیرم