۱۹ پاسخ

باهمه تعریفایی که کردی ولی قلبم مچاله شد براش🥹
ببین چقدر دعوا دیده که فهمیده کسی نباشه هم میتونه زندگی کنه

قضاوت نکینم شاید مادر اون بچه خیلی دلواپسش باشه و هزار جور نگرانیه دیگه

اسم هر کسی رو می‌زارم پدرومادر

اون مامانو باید از ک. ...و...ن آویزون کنن

تو ای دوره مردم از پس مسئولیت بچه خودشم بر نمیاد خدا خیرش بده ک این کارو در حق بچه بی گناه می‌کنه

شخصیت هاشون با هم متفاوته دیگه..پسر منم محافظه کار مثل گل پسرت..انشالله مشکلشون حل بشه

این بچه چون دلبستگی ناایمن داشته، مکانیسم دفاعی اش فعال شده و یاد گرفته مستقل باشه . و وقتی بزرگ بشه اگر الان پیگیری نشه، احتمال داره توی زندگی به مشکل بخوره، چون محبت دیگران رو نمیپذیره و کمکشون رو نمیخواد

درعوض خدابه دوستت عافیت بده

الهی گریه م گرفت خداااااا

مگه میشه اخههه. پدر مادر اختلاف دارن نمیان سراغ بچه. اخه چجوری مادربزرگاشون دلشون میاد سراغ نوه رو نگیرن

دوستت چه نسبتی با بچه داره

طفلک🥲

انگارهرچی توجه میکنیم بدترمیشن

ای وای طفلی بچه گناهش چیه آخه آواره خونه مردمه

عزیزم اون بچه به اون محیط عادت کرده و بچه ی شما اومده تو محیط جدید و رفتار دوتاشون طبیعی هست

🥲 الهی بگردم . تقصیر بچه چیه😔 منم یبار رفتم خانه بازی ی بچهه خیلی پرشور و شکمو و خوش اخلاق بود زنگ زدن مامانش بیاد گف مامانمو میخوام مامانش گفت نگهش دارین تا اخر وقت هزینشو پرداخت میکنم بعد خانومه گفت این مامانش هرروز با ی مرد میاد🥲😔🤦‍♀️

برای همینه که میگن سخت نگیرید به قول معروف بزارید دیمه بار بیاد هرچی تیتیش مامانی تر بدتر

این بچه همین دوستت که رفتی خونش یا بچه فامیل شونه ؟

بعد الان همه چی به کنار تکلیف بچه چیه🥲

سوال های مرتبط

مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
پسر من عاشق ماشین های فلزی هست و اکثر ماشین هاش رو داره و به شدت روشون حساسه، امشب براش این ماشین رو خریدم و با هم رفتیم پارک، یه گوشه از پارک نشسته بود با ماشینش بازی می‌کرد، یه بچه که فکر کنم هنوز یکسالش نشده بوداما به سختی میتونست راه بره از یه مسافت دور اومد سمت پسرم، پسرم رابطه خوبی با بچه ها داره و یکم باهاش صحبت کرد، بعد از چند دقیقه مادر اون بچه اومد سمت ما و یکدفعه به پسرش گفت عه ببین نی نی توی دستش ماشین داره و خود مادره ماشین رو از دست بچم کشید بیرون و داد دست بچه اش، بچه هم ماشین رو با شدت بدی زد زمین و پسرم عصبی شد و ماشین رو برداشت، بچه زد زیر گریه و همش میخواست ماشین رو از دست بچه ام بکشه بیرون، مادره گفت خب بده یکم بچه ی منم بازی کنه و همش اصرار داشت از دست پسرم بکشه بیرون ، من فقط نظاره گر بودم که ببینم پسرم چه واکنشی داره که همونجا قاطع چندبار گفت نه، مادره هم دید پسرم نمیده بیخیال شد رفت، بچه اش تا چند دقیقه یک ریز گریه میکرد، پسر من خیلی مهربونه وقتی دید اون بچه گریه میکنه فکر کرد کار اشتباهی انجام داده برای همین گفت مامان ماشینم رو به نی نی ندادم، گفتم تو صاحب وسایل خودتی همونجوری که اجازه نداری وسایل کسی رو به زور بگیری و قبلش باید اجازه بگیری کسی هم اجازه نداره به زور ازت چیزی بگیره اگر دوست نداشتی بدی اشکالی نداره. من اولش میخواستم مداخله کنم و بگم یکم بده نی نی بازی کنه اما وقتی وقاحت و پررویی اون مادر رو دیدم واقعا عصبی شدم که به زور وسیله ی یکی رو از دستش میگیره که بده بچه اش بازی کنه، بعد جالبه میدید که بچه اش داره به وسیله بقیه آسیب میزنه و پافشاری می‌کرد! کاش حریم ها رو از بچگی به بچه هاشون یاد بدن!
مامان noyan مامان noyan ۲ سالگی
مهد کودک که میریم یه فضای خانه بازی داره که من اونجا هستم و اکثر بچه ها رو می بینم
یه پسر بچه هست که پیش دبستانی ِ

نه فرم لباسش مثل بقیه س نه رفتارش
از صحبت ها متوجه شدم که بچه طلاق هست و پدرش هم به شدت خشونت داره
امروز مادرش اومده بود به دیدنش
نگم این بچه شلوغ و حرف گوش نکن چقدر تو آغوش مادرش آروم گرفته بود و به همه میگفت ببینید مامانم اومده 🥹🥹

اینا رو گفتم
وقتی کسی میاد اینجا از زندگیش میگه از شوهرش میگه درد و دلی میکنه خواهشا براش نسخه طلاق نپیچید نیاد بگید من جای تو بودم ادبش میکردم میرفتم خونه بابام ولش میکردم مردک رو؟
قبل گفتن هر جمله ای اول نگاه کن ببین بچه داره
متوجه باشید هر تنش و ناراحتی و دوری بچه تو این سن از پدر و مادر خیلی بار روانی برای بچه داره
خواهشا کسی رو هوایی نکنید
اینو گفتم چون خیلی تو تاپیک ها دیدم ، خودمون هم می دونیم هر کدوم ما یه ایرادی داریم
گاهی بخاطر بچه هامون باید تو زندگی کوتاه بیایم  چون مسئول روان بچه هامون هستیم
مامان دخیملی🦋پسری🐣 مامان دخیملی🦋پسری🐣 ۳ سالگی
من شهریور میشه ۲۳ سالم و ی دختر ۲ سال و ۲ ماه دارم پارسال اذرماه سقط ۷ هفته ای داشتم ضربان قلبش متوقف شده بود
.... شوهرم۳۲سالشه خونه نداریم ماشین داریم در حد پراید وانت یخچالی کلا شوهرم هرچی پول درمیارع خرج کار میکنه ....
از نظر خورد و خوراک الحمد ا.. مشکل نداریم
فقط بعضی وقتا منو شوهرم دعوا میکنیم ک اونم طبیعی بین زن و شوهر ...شوهرم پسر عمومه و ما تو خانواده پدری پسر کم داریم فقط شوهرم وداداشش ان و من داداش ندارم دونامون دوست داشتیم بچه اولمون پسر بشه ک ب خواست خدا نشد ولی الان عاشق دخترمونیم و هر لحظه خداردشکر میکنم دخترم۲سال و ۳ ماهشه شوهرم خیلی بچه دوست داره ولی من خودم میگم همین یکی بشه تا بعدا ببینم نظرم عوض میشه یان این طبیعیه ک یکی دختر دوست داره یکی پسر کلا هرکی هر جنسیتیو نداره برعکسشو دلش میخواد نمیدونم برم ای وی اف ک اونم شوهرم راضی نمیشه میگه همه چی دست خداس تو دومیو بیار بعدیو میری ای وی اف ک من دیگه حالم از بچه بهم میخوره 😑نمیدونم موندم توش کی اقدام کنم کیا با رژیم پسر دار شدن و کیا ای وی اف کردن کیا باخواست خدا بوده چ کار گردین