یبار بهم گفت گوشی ای که واست خریدم تو خونه بابات تو خوابتم نمیدیدی🥲💔
منم گوشیو پرت کردم سمتش جا خالی داد خورد تو دیوار 😂 نشکست
رفتم برداشتم اینقد کوبیدمش رمین له شد 😑
هنوز قسطاش تموم نشده بود
گفتم حالا برو حمالی کن قسطای یه تیکه آشغالو بده😂
دیگه دلمو نشکوند
کدومشو بگم کدوم بمونه؟اصلا ارزش یاداوری داره؟مسلما ن پس گور پدرشون
من از همه حرفاش دلم میگیره بد دهنه
اینکه وقتی دخترم ۶ ماهه بود و شب تا صبح و صب تا شب بیدار. بود و صفر تا صد کاراشو من میکردم و همسرم بخاطر فوت برادرش ناراحت بود مثلا ، هیچ کمکی بمن نمیکرد یشب ک خیلی سخت مریض بودم گفتم توروخدا ی دقیقه بگیرش من استراحت کنم...گفت حالا مگه تا حالا چ غلطی کردی، چکار کردی تاحالا واسه بچم .هرکاری کردی وظیفه مادرانه ات بوده🫠🫠
من از همه حرفاش
همین که بهم گفت مامانت خیلی دخالت میکنه تو زندگیمون اگه پس فردا مشکلی پیش اومد دلیلش مادرته
درحالی که مادرم اصلا اینجوری نیست
چون بهش گفت حرفه داری وقتای بیکاریتو برو شفل قبلیتو ادامه بده الان دیگه کسی با یه شغل به جایی نمیرسه
از همین نازاحت شد
میگف حمالی میکنم میارم تو میخوری منم یه هفته نه غذاگذاشتم نه ادم حسابش کردم ازاون ادماس که دل میشکنه بعدزودپشیمون میشه ولی معذرت نمیخاد اصلا
یبار بم گفت غرنزن همش دوتادخترزاییدی مگه کاری کردی؟
گفتم اون التت تولید کننده ی جنسیت بچس هرمشکلی توجنسیت هست از مشکل الت وکمر ناقصته وخانوادگی نازایی ۵سال به بالا دارید من تنها عضوخانواده اتون. نزاشتم پات به دکترودرمان وای وی اف و..اینابرسه ..تاچندروزحالم بد بود ازحرفش
۲ ماه بود نامزد کرده بودیم مامانش گیر داد بریم معاینه بکارت اونم پیش کلی آدم گف قشنگ آبرومو برد برادر شوهر ۲۵ سالمو فرستاد از دکتر وقت بگیره اون روز دکتر نبود موند هفته بعد که دکتری میخاست اومد من به شوهرم گفتم خجالت میکشم با مامانت برم خودمون دوتا بریم کاغذ کوفتشو ببر مامانت ببینه انشاالله خیر نبینه
همین ک رفتم مطب ، ب ننش زنگ بود که خودش تنهایی رف اونم داد و هوار ک منم باید باشم از کجا بدونم راست میگه
بعد ب من زنگ زد گف بریم مامانم برداریم اونم باید باشع (( بخدا اندازه زمین و زمان قلب شکست)) گفتم باشه
رفتیم اونم برداشتیم اومدیم کم مونده بود ننش ب دکتر بگه بزا خودم بیام معاینه کنم
انقد گریه کرده بودم که چشام داشت میترکید
بعد این ماجرا منم افسردگی شدید گرفتم چون تحمل این حجم از حقارتو نداشتم نمیتونستم و حتی الآنم نمیتونم تحمل کنم
هیییییچ وقت نمیتونم ببخشمشون
به جز اینکه این سوال تورو یاد گذشته و حرفایی ک تو دعوا زده میشه میندازه چه نتیجه ای داره ول کن خواهر
پسرم اومد دنیا تو بیمارستان بهم گفت بچه شکل کی میده🙃
مامان نیکا اگه عکس پروفایلته خودتم زیبایی
قصه آشناییتو بعد بگو باید جالب باشه
من از همه کار ها و حرفاش ناراحت میشم
عین زنا زود قهر میکنه
حرف حرف خودشه
پول پرست و خسیسه
جونش در اد پولش نع
اما نامزدی سر جاریم که دختر داییش بود و خیلیییییییی دخالت میکرد و موش میدووند وسطمون و دعوا راه مینداخت گفت پشیمونم از عقد با تو زندگیم قبل تو اروم بود الان نه سال ۹۹گفت این جمله رو هنوزکه هنوز یادمه و از جاریمم و شوهرم تنفرم بیشتراز دیروز میشه
اوخ اوخ نگو سال اول ازدواجمون بمن یه تهمتی زدم حامله بودم خییییلی دلم شکست خییییلی؛یه سال نشد خدا یجوری ابدوشو پیش من برد که صد برابر از اون تهمتش بدتر بود؛خدا پرده از دلش برداشت و ابروشو پیشم برد؛ازاونموقع موش شده پیش من
چون من مجرد بودم مامانم میرفت خونه مادر شوهرم تمیز میکرد شوهرم همش میگه خوبه بابای من بود وگرنه شما از گشنگی میمردین......
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.