۲ پاسخ

چقدر تجربه‌هات با من متفاوت بود🙂
من تخت پارک اصلا به دردم نخورد چون به شدت پسرم گرمایی بود و اصلا توش راحت نبود...و اینکه بعد از ۷ یا ۸ ماهگی به شدت خطرناکه برای بچه
نینی‌واش خیلی برام کمک کننده بود چون واقعا دلم راضی نمیشد توی لباسشویی لباساشو‌ بشورم مخصوصا چند ماه اول که پوست نوزاد به شدت حساسه
کریر اصلا نخریدم چون به نظرم یه نوزاد حداقل ۳ کیلویی بخوای تو کریر هم بذاری و حملش کنی خیلی سخته و اینکه خیلی کوچیکه و فقط یکی دوماه اول به‌درد میخوره که اکثر مامانا چند ماه اول بیشتر وقتشون تو خونه‌ان

👏🏿👏🏿👏🏿

سوال های مرتبط

مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
این بازی رو اتفاقی خریدم

رده سنیش برای سه سال به بالاست چون تشخیص رنگ داره

دخترم به توپ علاقه زیادی داره
تو کمد این بازی رو دیده بود و ازم میخواست باهاش بازی کنم

بازی شامل ۱۵ تا توپ رنگی🎾
یه صفحه برای قرار دادن توپها
و تعدادی کارت از آسان تا سخت برای جایگذاری توپها

روزای اول فقط روی اون صفحه توپها رو میچید و باهاشون سرگرم بود

بعد از اون هدفمندتر بازی کردیم

رنگهای توپها و رنگهای سوراخ کارت ها رو تشابه سازی کردیم یعنی گفتیم رنگ توپ شبیه کدوم رنگه بدون اینکه اسمی از رنگها بیاریم

و اینروزا توپها رو با توجه به رنگشون توی سوراخ کارتها قرار میدیم
(این نکته رو بگم که دخترم اسم رنگها رو میدونه آبی زرد سبز قرمز حتی آبی و قرمز و به راحتی به زبون میاره و هم تشخیص میده ولی من نمیخوام فعلا رنگها رو باهاش کار کنم واسه همین از این روش استفاده کردم)

این بازی برای کنترل هوش هیجانی
تقویت دست ورزی
و تقویت حل مسیله یا هوش منطقی و هوش فضایی خیلی مناسبه و میتونید به راحتی با توجه سطح بچه ها باهاشون بازی کنید
مامان امیرعلی😍 مامان امیرعلی😍 ۲ سالگی
مامانا سلام
اومدم تجربه از شیر گرفتن پسرمو باهاتون به اشتراک بذارم بلکه به درد کسی بخوره چون خودم خیلی از این مرحله وحشت داشتم
۲۱ ماهگی از شیر گرفتم چون دائم وصل من بود و اصلا غذا نمی‌خورد بعدم چون باید از اول مهر برم سرکار مطمئن بودم اگر تا ۲ سالگی اش که آذر میشه بخواد شیر بخوره اونجوری خیلی براش سخت تر میشه چون پیشش نیستم ولعش بیشتره
من به روش تدریجی ۴ در ۴ گرفتم
اینم بگم چون پسرم بسیار نق نقو و وابسته به شیر بود این روش خیلی خوب بود . اگر یهویی میگرفتم ازشیر مطمئنم خیلی عصبی میشد
صبح که از خواب پاشد دنبال سینه بود که دوباره بخوابه ولی هب بهش ندادم تا ظهر بعد به تدریج از ظهر تا عصر بعد عصر تا شب بعدم دیگه کامل ندادم
(از یکسالگی به بعد شیر شب نخورد)
وقتی می امد سراغم با بازی سرشو گرم کردم اصلا هم دراز نمی‌کشیدم یا نمینشستم که نیاد سراغ شیر
وقتی هم میامد دنبال شیر، میگفتم لالاکرده الان نمتونی بخوری
چسب ۵ سانتی هم زدم روش که اگر دید بفهمه تغییر کرده
(با توجه بهنظر روانشناسا نباید تلخک زد یا سینه را وحشتناک کرد چون منبع ارامش بچه بوده و بهش حس عذاب وجدان میده که چون من اینو خوردم اینطور شده)
البته که هرکس بچه اش را بهتر میشناسه و نمیشه کامل مطابق نظر روانشناسا پیش رفت بخصوص امثال من که بچه شیطون و نق نقو دارن
الان با خوابوندنش درگیرم که هنوز عادت نکرده بدون شیر بخوابه