تجربه زایمانم سزارین منم بگم از غافله جا نمونم🙋🏻‍♀️

من ۱۳ دی ۸ صبح بستری شدم
و ساعت ۱ ظهر اماده شدم رفتم اتاق عمل
ساعت ۲ دخترم دنیا اومد کل عمل همش ۳۰ دقیقه بود شایدم کمتر
سرکلاژم و پساری هم داخل اتاق عمل در آوردن
و اینکه من تو اتاق عمل هیچی نفهمیدم امپول بیحسی که اینجا همه گنده میکنن دردشو هیچ درد نداشت سوند هم ک تو بیحسی زدن درد نداشت ولی فرو رفتنش رو داخل مجرا احساس کردم یچیزی گذاشتن همین و اینکه من پمپ درد هم داشتم اونم دوتا هم بیمارستان داد هم دکتر خودم تو پکیچ قبل عمل چ بخای بگیری چ‌نگیری بهت میده خلاصه ک من گرفتم و واقعا مزخرف بود جا اینکه خوبم کنه تازه بدتر میکرد دردامو گفتم ولش کنید نمیخامش شیاف خود دکترم داده بود میزدم ، من بعد عمل خیلی درد داشتم قشنگ فلج بودم ولی قابل تحمل بود فقط یچیزی جا به جایی عذاب اور بود بخصوص گف بلن شو راه برو یکساعت پرستاره رو علاف کردم😂 ولی چونکه خصوصی بود چیزی نمیگفتن غلط بکنن هم بگن وظیفشه منتظر بمونه والله😂😂خلاصهه راه رفتم چندبار هربار راه میرفتم جوری ک میگفتن دردات میفتن بعد راه رفتن نم چی اینا برامن نبود کلا من بد دردم اینم بگم..‌
ماساژ رحمی هم داخل ریکاوری دادن ۲بار
قبل اینکه بیارنم بخش هم دادن خلاصه همینا بود
زایمان خوبی بود بخیه هامم جذبی بودن
بیمارستان اپادنا اهواز زایمان کردم ۱۳ دی شنبه
امیدوارم همتون بسلامتی فارغ بشید🫶🏻❤️❄️


فرزند پروری زایمان سزارین

۵ پاسخ

مبارک باشه عزیزم
منم میخوام آپادانا زایمان کنم. دکترت کی بود؟
چندهفته زایمان کردی؟ منم سرکلاژ و پساری دارم

عزیزممممم 😍 انشالله از این به بعدشم همیشه خاطره خوب برات بمونه⁦❤️⁩

بسلامتی مبارکه
دکترت کی بود ؟
هزینه دکتر و بیمارستان هر کدوم چقد شد ؟

منم سیزده دی زایمان کردم یه روز برفی تهران

بسلامتى عزيزم قدمش پر از خيرو بركت باشه
منم ١٤ دى زايمان كردم ولى طبيعى

سوال های مرتبط

مامان آیسا💖✨ مامان آیسا💖✨ ۷ ماهگی
تجربه زایمان #2✨
دیگه دکتر رسید از اتاق عمل زنگ زدن سریع بیارینش ،، منو با ویلچر بردن اتاق عمل تو تریاژ برام سوند وصل کرده بودن که اونم درد داشت،، دیگه رفتم رو تخت نشستم بهم گفت خم شو برا آمپول ،، ببینید اصلاااا بخدا درد نداشت دردش مثل همون آمپول معمولیه شما هیچی نمیفهمین ،، آمپول ک زد من دراز کشیدم بعد چند ثانیه پاهام سر و سنگین شد که نمیشد تکونشون بدی،، دکتر با دستیار عمل شروع کردن بعد ۵ دقیقه صدا دخترم پیچید تو اتاق ساعت ۱ و نیم به دنیا امد،، هم دکتر هم پرسنل اتاق عمل میگفتن دخترت خیلی واسه تاریخ ۴.۴.۴ عجله داشته نتونست ازش بگذره 😂😂
دیگه چون خونریزی داشتم یکم پروسه بخیه اینا طول کشید ،، حالت تهوع ام داشتم ،، فشارمم یهو بالا پایین میشد هی حالم بد میشد بهم انواع سرم و آمپول میزدن ..تا اینکه تموم شد و رفتیم ریکاوری.. ماساژ رحمی تو اتاق عمل انجام شد .. تو ریکاوری ام دوبار فشار دادن ک من متوجه نشدم بعد یه ساعت تقریبا ساعت ۳ شب رفتیم بخش،، اینم بگم من پمپ دردم داشتم..بخایی حساب کنی تا ساعتا ۱ ظهر من هنوز بی حس بودم دردی متوجه نمیشدم
بعد اونم با پمپ درد و شیاف واقعا قابل تحمل بود ،، موقع راه رفتنم نمیگم خیلییی راحت بود
ولی خب اونقدر سخت نبود که نشه تحملش کرد..
مامان هیرمان مامان هیرمان ۱ ماهگی
✔️تجربه زایمان سزارین✔️
✔️پارت دوم✔️

بردنش روی تخت کنارم تمیز کردن و اوردن کنار صورتم یه عروسک سفید برفی بود نمیدونم چی زدن تو سرمم ولی اینجا ها داشتم خواب میرفتم خلاصه بیدارشدم دیدم عملم تموم شده بخیه هامم زده بود دکترم و خدافظی کرد رفت. منو بردن تو ریکاوری حدود ۳۰ دقیقه اونجا بودم و بعدش منتقل کردنم به بخش. ماساژ رحمی هم همونجا تو اتاق عمل انجام دادن اصلا توی ریکاوری و بخش انجام ندادن. توی بخش که اومدم تا ۳ ساعت بعدش بی حس بودم بعد کم کم بی حسی رفت و کم کم دردا میومد سراغم اومدن مسکن زدن پمپ درد هم نگرفتم حقیقتا فراموش کردم. دردش زیاد بود خودم از خونه شیاف برده بودم همسرم گذاشت برام ۲ تا. من ۱۲ ظهر از اتاق عمل اومدم بیرون تا اخر شب ساعت ۱۲شب اومدن گفتن باید بلند شی راه بری سوند هم بکشیم کشیدن سوند هم مثل وصل کردنش در حد یه سوزش ریز بود و با کمک پرستار بلند شدم برعکس یسریا که میگفتن اولین راه رفتن سخت بود برای من اصلا سخت نبود یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود اصلا اون چیزی که میگفتن نبود چند قدم راه رفتم و اومدم روی تخت اذیتی من بیشتر از این پهلو به اون پهلو شدن بود. بعد راه رفتن شکر خدا دردام کم شد تاساعت های ۳ شب درد داشتم بعدش دیگه خیلی کم شد دردم و صبح اصلا درد زیادی نداشتم قابل تحمل بود اینم بگم من خودم شیاف برده بودم و هر ۵ ساعت دوتا برام میذاشت همسرم و مادرم. صبحونه و شام هم ندادن بهم گفتن فقط چای نبات و مایعات بخور یکم گرسنگی بد بود برای منِ شکمو.
مامان حامی مامان حامی ۳ ماهگی
پارت ۳ زلیمان
خلاصه دوتا دانشجو نابلد اومدن سوند بزارن منم از درد نمیتونستم دراز بکشم ایناهم هی میکردن تو در میاوردن تا اینکه سرشون داد زدم و نزاشتم ادامه بدن تا یه ماما اوند انجام داد سوند درد زیادی نداره ولی چون من خیلی درد داشتم برام عذاب اور بود...خلاصه گذاشتنم رو تخت و صدای داد من بود که کل بیمارستان و گرفته بود ماما ها بهم میگفتن خدا رحمش کنه رحمش داره میترکه...و بردنم اتاق عمل رو تخت عمل نشستم خم شدم که امپول بی حسی بزنه تا خم شدم کیسه ابم ترکید و خون اب بود که همینجور میرفت منم لرز کردم فشارمو گرفتن ۱۷ بود امپول بی حسی اصلا اصلا درد نداشت هیچی متوجه نشدم دراز کشیدم پاهام یخ کردن ولی هنوز هم تکون میدادمشون هم حس میکردم بتادین زدن و پرده رو کشیدن من میگفتم خانم من حس دارم هنوزا گف صبر میکنم یهو یکی از پرسنل اتاق عمل گف دکتر بچه داره از دست میره که تیغو کشید... همه ی دردشو فهمیدم جیغم رفت هوا درد وحشتناکی بود که دکتر گفت مخدر بزنین تا زدن من دیگه خوابم برد بیدار شدم داشتن ماساژ رحمی میدادن تو اتاق عمل و من گفتم بچم کجاست گفتن توی کانال زایمان گیر کرده بوده و اصلا تنفسش خوب نیست دیگه بردیمش دستگاه و تو ی ریکاوری هم شکممو ماساژ داد با اینکه بی حس بود پاهام خیلی دردم گرفت و بردنم بخش تا شب هی شیاف و مسکن زدن که دردام قابل تحمل بود تا امروز ساعت ۱۰ که گفتن راه برو خیلی سخت بود ولی به خاطر بچم بلند شدم و راه رفتم و رفتم شیر دوشیدم فقط ۲ سیسی شد کل شیرم بردم برا بچم دیدمش ولی هنوز حس نمیکنم که مال منه ....خلاصه اگه برمیگشتم عقب فقط فقط سزارین رو انتخاب میکذدم چون دردای بعدش با مسکن قابل تحمله ولی زایمان طبیعی خیلی سخته خیلی....