۳ پاسخ

ببین چون دائم داری بهش یادآوری میکنی کارهاشو اینجوری شده
درواقع به توانایی خودش اعتماد نداره. همش منتظره شما بهش بگی

بهتره یه مدت خیلی تذکر یا گیر ندی بهش
خییلی سمج نشی روش
بزار آزادانه عمل کنه
بیشتر وقتش به بیرون و با باباش بگذرونه تا توی خونه
اینجوری بهتر میتونه رفتار کنه و عمل کنه

استرس گرفته پسرت

امگا ۳ بده عزیزم

سوال های مرتبط

مامان موچول مامان موچول ۵ سالگی
پسرم یه حرفایی میزنه میترسم بلوغ زودرس بگیره... البته یکم رمانتیک هستا مثلاً من لباس جدید بپوشم میگه واای مامان چقدر خوشگل شدی
تو این یک سالی که میرفت پیش۱ اونجا از یه دختری به اسم هانا خیلی خوشش میاد بقول خودمون کراش زده بود روش ولی در حدی که می‌شوند می‌گفت هانا دختر خوبیه حرف منو گوش میده هانا فقط دوست منه . این حرفا
جدیدا برادرم نامزد کرده یه عقد و یه پاگشا پدرم اینا فعلا برای گرفتن
امشب پسرم نشسته میگه منو هانا بزرگ شدیم با هم عروسی میکنیم ماشین مونو گل میزینیم فلانی تو عروسیمون هست بهمانی ام بزرگ شده اونم هست .بعد تو و بابا برامون مهمونی میگیرین بعد ما تو مهمونی میرقصیم تو عروسیمون ماشین گل می‌زنیم
شوهرم میگه تقصیر توئه تو خیلی بهش عشقم عزیزم دوست دارم عاشقتم میگی اینم اینجوری میشه میگم بچمه هالک که تربیت نمیکنم .به نظرتون چیکارش کنم پسرمو یکم این خیالات نگرانم کرده هم زوده واسه سنش هم به نسبت پسر بودنش اصلا این افکار عادی نیست

فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری پوشک پوشک پوشک