پسرم یه حرفایی میزنه میترسم بلوغ زودرس بگیره... البته یکم رمانتیک هستا مثلاً من لباس جدید بپوشم میگه واای مامان چقدر خوشگل شدی
تو این یک سالی که میرفت پیش۱ اونجا از یه دختری به اسم هانا خیلی خوشش میاد بقول خودمون کراش زده بود روش ولی در حدی که می‌شوند می‌گفت هانا دختر خوبیه حرف منو گوش میده هانا فقط دوست منه . این حرفا
جدیدا برادرم نامزد کرده یه عقد و یه پاگشا پدرم اینا فعلا برای گرفتن
امشب پسرم نشسته میگه منو هانا بزرگ شدیم با هم عروسی میکنیم ماشین مونو گل میزینیم فلانی تو عروسیمون هست بهمانی ام بزرگ شده اونم هست .بعد تو و بابا برامون مهمونی میگیرین بعد ما تو مهمونی میرقصیم تو عروسیمون ماشین گل می‌زنیم
شوهرم میگه تقصیر توئه تو خیلی بهش عشقم عزیزم دوست دارم عاشقتم میگی اینم اینجوری میشه میگم بچمه هالک که تربیت نمیکنم .به نظرتون چیکارش کنم پسرمو یکم این خیالات نگرانم کرده هم زوده واسه سنش هم به نسبت پسر بودنش اصلا این افکار عادی نیست

فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری پوشک پوشک پوشک

۲۲ پاسخ

به نظرم من بچه خیلی با عاطفه ایی بود من اصلا بدم نیومد از رفتارش محبت آمیز بودیه مقدارم بامزه حالا دختر من خجالت کشید، پسر شماهم حتما همینه،حساسیت به خرج ندید که حساس شه

یه پسر تو مهد دخترم بود که دختر من دو سه ماهی رفت دیگه نرفت نگو پسره عاشق دخترم شده بود🤣مامانش زنگ میزد بزار آراد با نفس ب
حرف بزنه ،تعریف میکرد دایی و خالش سر به سرش میذاشتن که نفس اومد نفس زنگ زد بعد به دختر من زنگ میزد یک ساعت حرف چه رنگی دوست داری چه حیوونی یا غذایی دوست داری نگم برات منم دلم میسوخت میگفتم اشکال نداره تا اینکه یه بار دیگه زنگ زد دخترم اصلا حرف نزد گفتم مامان دوستته باهاش حرف بزن گفت نه مامان من خجالت میکشم ،دلمم برای پسره سوخت

ببین من داداشم کوچیک‌که بود رفته بود به دختر همسایمون گفته بود بزرگ‌که شدی بیا ازدواج کنیم الان داداشم 28سالشه یک سال ازدواج کرده بلوغ زودرسم‌نداشت و... نابقم هست
بچه که تو محیطی قرار میگیره دوست داره تجربه کنه
من پسرم یه مدت عقد خاله مهدش فیلمش دیده بود می‌گفت بیا با هم برقصیم‌تو عروسی من داماد و واقعا من باش رقصیدم یه مدت تا از ذهنش رفت
امشبم می‌گفت مامان من می‌خوام بزرگ بشم با تو ازدواج کنم و...
این طبیعیه

والا پسر منم همینجوریه

ببین عین پسر من باهچکس بازی نمیکرد تا النا رو توی مهد دید ‌‌‌...دیگ بخاطر النا میرفت پیش‌...موهاشو کلی مدل میداد

پسرمنم همینجوریه....

بابا طبیعی ماهم بعد هر مجلس عروسی یه مدت پسرم میگه منم بزرگ بشم برام عروسی میگیرید منم با عروسم برقصم ماشین گل بزنید مهمونی بدید منم میگم اره مامان حتما هروقت بزرگ شدی فعلا بهش فکرنکن هرچی به وقتش اونم یه مدت میگه بعدش فراموش میکنه😂یچیز طبیعی نگران نباش

پسرمنم همینطوریه. بهم میگ خودتو خوشگل کن لاک بزن رژ بزن.. 😂😂

دختر منم همینه،من تو دلم به حرفاش میخندم😂
چون یادمه خواهرزاده برادرزاده هامم همینطوری بودن
دخترمن به منو باباش میگه شما پدر بزرگ مادربزرگهای خوبی واسه بچه ی من میشید،باباش ازش پرسید خب بابای بچت کیه؟گفت تو😂😂😂
پس معلومه درکی ندارن و دلشون میخواد مثل بزرگترها باشن و تو ذهنشون یه چیزایی سرهم میکنن

عادیه نگران نباش دختر منم همینطوره
دیگه بچه هام احساس و عاطفه دارن
ولی خب در این حد نرماله

پسر منم اینطوریه

عزيزم عادیه چیزی نیست خودتو درگیر نکن باهاش برقص والا خواهرم با دوست شوهرش خانوادگی میرن باغشون بعد میبینه پسرش با دختر اون نیست میاد میبینه پسرش میز چیده واهنگم گذاشته خونرم تاریک کرده از این نوررنگی هازده وبا دختره نشسته صندلی واهنگ میخونه اونم میخونه خواهرمم فیلم گرفته بود نشونمون داد من ذوق مرگ شدم آنقدر رمانتیک هست عیبی نداره عزیزم سخت نگیر بذار بچگی کنن میگفت این اینجوریه پسر بزرگم یادم نمیاد آنقدر رمانتیک وبیرون گرابوده باشه

پسر منم همینطوره

بابا بیخیال پسرمنم از این چیزها زیاد میگه این نشونه عشق بین توو همسرته که اونم یاد گرفتی پسرمنم بهم میگه توچقدر نازی خوشگلی چقدر لباست بهت میاد منومثل بالاش گلی صدامیزنه میگه خیلی دوست دارم تازه ارتباطش بادخترها بهتره .اینا نشونه بلوغ زودرس نیست اصلا نشونه عشق ومحبته

عزیزم کاملا عادیه تحت تاثیر محیط و عقد دایش قرار گرفته
باهش حرف بزن بگو وقتی بزرگ شی و کار پیدا کردی درستو تموم کردی و...
از یه مشاورم کمک بگیر

خوبه از یه دختر خوشش میاد . پسر من تا الان ۶تا عروس از سن ۳تا۵۰ساله برا خودش انتخاب کرده . میگه بعدا باهم عروسی کنیم میگم که چی بشه میگه باید لباس عروس بپوشن باهم ماشین بازی کنیم.

حساس نشو بچه ست دیگه، بهش بگو هنوز خیلی کوچولویی، معلوم نیست بزرگ تر شدی بازم از هانا خوشت بیاد یا نه،
من سال اولی که مدرسه رفتم، چند تا از پسر های کلاس اول و سومی و .. گفته بودن بزرگ شدیم با خانم ورزش عروسی میکنیم، یکی نقاشی کشیده بود به معلمش گفته بود خانم ورزش رو می گیرم 😂🥹

عزیزم اینکه نظر داده گفته خوشگل شدی دختر من هم میگه هر دقه هر روز و مرتب مثلا میگه دوستت دارم اینا عادیه و اینکه نظر داده از هوشش هست و توجه ش

پسرمنم از این حرفا میزنه
ولی بگه عروسی با کسی نه اسم ازدواج میآورد بعذمن بهش میگفتم مامان مناسب سنت نیست این حرفا دیگه نمیگفت

این خوبه پسر من میگه زن نمیگیرم میخوام با تو عروسی کنم.یا میگه اگه زن بگیرم زنه بهم میگه به مادرت بگو خاله من میخوام همش پیش تو بمونم

الاااااهی ببین من من 8 سال مدیر مهد کودک بودم این چیزا زیاد بین بچه ها هست نگران نباش ولی خب شما زیاد بهش بال و پر ندین نه ذوق کنین براش نه تذکر بدین که این حرفها مناسب سنت نیست کاملا عادی برخورد کنین بگین اره ازدواجم یه دوره ایه که با بزرگ شدن میتونی اگه دلت خپاست انجامش بدی نه منعش کنین از این صحبت‌ها نه ذوق کنین .

ببر مشاوره

سوال های مرتبط

مامان حلما و محمد مامان حلما و محمد ۵ سالگی
پارت 29
تقریبا دو سه ماهی از صمیمیت منو نگار گذشته بود....
ماندانا می‌خوام بهت یه چیزی بگم ولی قول بده که ناراحت نشی....
جانم بگو عزیزم....
می‌دونم تو اهل پسربازی و اینا نیستی ولی یه پسری هست که اگه باهاش دوست بشی و صمیمی بشی اینو در نظر بگیر که حتی ماشین هم برات می‌گیره...
یعنی نمی‌ذاره آب تو دلت تکون بخوره....
با تعجب نگاش کردم....
مگه میشه همچین چیزی مگه داریم همچین کسی....
اینجور پسرا فقط دنبال بدنتن نه خودت.....
پس این پسرم حتماً یزی از آدم می‌خواد که در مقابلش همچین چیزایی بزرگی بهت میده.....
یکمی من من کرد و گفت...
ببین ماندانا لطفاً از دستم ناراحت نشو ولی این پسر یکمی پسر شلوغیه دخترای خیلی زیادی تو زندگیش بودن شایدم هستن....
من این پسر میگه من آرزوم اینه با دختری باشم که بدونم دست نخوردس...
مطمئن بشم تا حالا به پسری نبوده....
اینکه بخواد مثلاً رابطه‌ای داشته باشم دیگه اونو نمی‌دونم ولی اگه بخوای من شمارتو بهش بدم تا با هم آشنا بشید....
سریع گفتم نه مرسی من نمی‌خوام....
من تا حالا اجازه ندادم پسری بیاد تو زندگیم حالا برم با پسری دوست بشم که به قول تو کلی دختر تو زندگیشه و واسه نیازش منو بخواد....
عشقم هرجور خودت صلاح می‌دونی ولی اینو بدون که میتونست زندگیتو تغییر بده....
چند روز از این ماجرا گذشت و من اینو واسه سحر تعریف کردم....
با خودم گفتم الان سحر کلی جیغ و داد و با نگار دعوا می‌کنه...
یهو گفت ماندانا راستشو بخوای خیلی هم حرف بدی نزده‌ها....
والا به خدا دختر مردم هر روز با یه نفره....
تو دختر به این پاکی دختر به این نجیبی حداقل از این استفاده کن که به خاطر پاک بودنت ساپورتت کنه....