۱۸ پاسخ

متولد ۷۲ هستم، ۲۴ سالگی ازدواج کردم برگردم عقب بازم همین سن ازدواج‌میکنم چون درسم تموم شده بود کارم معلوم بود اهدافم مشخص بود و عشق و حالامو کرده بودم که حسرتی نمونه ؛ از زندگیم راضیم؛ تجربم تو این ۳۲ سال عمرم در لحظه زندگی کنید و از هیچکس انتظار نداشته باشید و اینو بدونیدهیچکس خوشبخت مطلق نیس و همه بالاخره یه جای زندگیشون میلنگه. مواظب آرامش تون باشید🌱

من متولد 67هستم 25سالگی ازدواج کردم از زندگیم هم راضی هستم تجربه اینه که فقط خانواده خودمون مهم هستن بقیه فقط به نفع خودشون رفتار میکنن و باعث مشکلات خانواده ها هستن که باید نزاریم با دخالت هاشون زندگیمون رو بهم بزنن

سلام قشنگم
من متولد ۷۶هستم همسرم ۷۰ خداروشکر از زندگیم خیلی راضی م چون واسه رسیدن بهم خیلی خیلی جنگیدیم راهمون از هم دور بود خیلی سختی کشیدیم تا بهم برسیم الان دخترم ۲سالشه خیلی وقتا راهه دور عروس شدم اذیت میشم غریبم دور از خانوادم ولی باز وقتی به اون سختی های رسیدن به عشقم فکر میکنم دلم گرم میشه به زندگی خداروشکر واقعا
تجربه من هرچی میگذره میفهمم چه قد حسادت زیاده حتی تو نزدیک ترین افراد هیچ وقت با خانواده همسرت صمیمی نشو فقط در حد احترام همین بس

من متولد ۷۵
۲۱ سالگی نامزد کردم

چالش زیاد داشتم ولی خداروشکر راضی م.

متولد ۷۵ دیروز تولدم بود
۲۱ سالگی یعنی سال ۹۷ عقد و عروسی کردم
من چون خیلی سختی کشیدم برا هرچیزی تلاش کردم و جنکیدم راضیم از زندگیم

متولد ۷۸ ام ، مهر ماه ۹۴ عقد کردیم اون موقع ۱۵ سالم بود هیچ درکی از زندگی مشترک نداشتم با تمام خوب و بدش گذشت و هر طور بود زندگیمو سرپا نگه داشتم و ۱۸ سالگی جشن عروسی گرفتیم و ازدواجم کاملا سنتی بود
الانم شکر خدا راضیم ولی در کل زندگی بالا پایین داره دیگه ..
یک نصیحت خواهرانه سر چیزهای الکی بحث نکنید و احترام همو داشته باشید
و اینکه خودتونو تو الویت قرار بدید ☺️

متولد ۷۶ هستم ۱۹ سالگی نامزد کردیم.خوبه خداروشکر راضیم از زندگیم.
منم خیلی زود بزرگ شدم از همون بچگی همه رو درک میکردم وآروم ومنطقی بودم همه ازم تعریف میکردن ولی الان باخودم میگم کاش بچگی میکردم انقد زود بزرگ نمیشدم کاش یکم شر و شیطون میبودم

متولد 71هستم 18سالگی عقد کردم بعد سه ماه عروسی 30سالگی دخملم بدنیاامد و33سالگی فسقلی دوم وخدا روشکر بابت وجودشون

سلام سلام
من متولد۷۶
۲۲سالگی ازدواج کردم
۴۰۲یبار مادر یه گل پسر شدم که الان پیش خداست
۴۰۴هم مادر یه گل دختر خوشگل شدم که الان ۳ماهشه.
تجربه این که همه چیز رو بسپرید به خدا و زندگیتون رو بکنید عزیزای دل... انجام بدیدااا ولی نتیجه رو بسپرید به خالقمون و مطمئن باشید بهترین ها پیش میاد براتون
😍🥰

بنده متولد ۷۷دی ماه
۱۹سالگی نامزدم کردم
۲۰سالگی عروسی
۲۳ساگلی جانان و به دنیا اوردمم
و اینکه
کلن ادم صبور و ارومیم
خداروشکر از زندگیم راضیمم
بالا پایین داره
اما خوشحالم از انتخابم✨🤍

متولد 76هستم وقتی21سالم بود عقد کردم بله خداروشکر راضیم و همسرمو خیلی دوس دارم تجربه اینکه همیشه اولویت خودتون باشین و کنارش به همسرتون بها بدین برای همسرتون احترام زیادی قایل شین چون نتیجه‌اش به کیفیت زندگی و رابطه خودتون برمیگرده

۳۹ سال. ۲۸ سالگی از‌دواج‌کردم. بله راضی هستم و‌ فکر میکنم من و‌ همسرم با وجود تفاوتها و‌گاهی اختلاف عقایدمون بهترین انتخاب برای هم بودیم و‌ هیچکس به اندازه اون‌توی زندگی نمیتونست سر خواسته های من کوتاه بیاد. به انتخاب خودمون بعد هفت سال بچه دار شدیم و از این مسئله راضی هستیم چون بعد بچه زندگی خیلی عوض میشه

منم متولد ۷۷ و ۱۸سالگی ازدواج کردم و یه دختر ۳ساله دارم و با همسرم ۳سال اختلاف سنی داریم شکر خدا زندگی خوبی داریم و همسرم آدم خوب و شریفیه ولی همیشه ته ذهنم میگم کاش زندگی عشقی و شردع کزده بودم و عاشق کسی میشدم و کسی عاشق من ناشکری نیستا چون همیشه شاکر خدا بودم ولی خب تو دلمه دیگه

متولد۷۳م و ۲۰سالگی ازدواج کردم

من متولد بهمن۷۹ ام یازده ساله ازدواج کردم یعنی بعد اینکه کلاس هفتممو خوندم تابستونش نامزد شدم و۶ ماه بعد عقدکردیم و۱۷سالگی عروسی....چون سنتی بود و سنم کم بود چیزی از اوایل ازدواج نفهمیدم ولی کم کم تونستم خودمو جمع کنم ولی خیلی سخت گذشت چون کلا تو فاز ازدواج و..هم نبودم

۲۶ سالمه پنج سالمه ازدواج کردم ، یه پسر ۳ ساله دارم ، به شدت سخت گذشته برام این ۵ سال اما خداروشکر خدا هوامو داشت کمکم کار تا بتونم برم سرکار و دستم تو جیب خودم باشه وگرنه نمی‌دونم میخواستم چجوری زندگی کنم تجربه هم اینکه آدم هیچوقت نباید از روی احساسات تصمیم بگیره و فقط دوست داشتن رو ملاک قرار بده و اینکه نباید صدتو برای هیچکس بزاری و نسبت به یسری چیزا بیخیال بود چون واقعا حرص و ناراحتی و استرس هم ادمو پیر می‌کنه هم روح و روانش و جسمش رو مریض

18نامزد یعنی بعد مدرسه نامزد 20سالگی عروسی 22سالگی دخترم

منم متولد ۷۷ هستم ۱۶ سالگی نامزد کردم ۱۸ عروسی دخترم ۲۱ سالم بود بدنیا اومد و پسرم ۲۴ سالگیم 😅

سوال های مرتبط

مامان 💙راد💙 مامان 💙راد💙 ۳ سالگی
دیروز برای عصرونه با یه جمع خونوادگی دور هم بودیم
موقع خداحافظی
خانوم مسنّی که تویه جمع بودن دست رادو گرفتن و باهاش خداحافظی کردن و چندتا بوس از لباش کردن
من موقع بوسیدنشون چون فاصله‌ام چند قدمی بود دیر رسیدم
و دستشو گرفتمو از اون خانوم دورش کردم به آرومی
و خودم شروع کردم به خداحافظی و گفتم خیلی خوشحال شدم دیدمتون، امیدوارم بزودی ببینیمتون و خیلی خوشحالتر میشم دفعات بعد اگر رادو هر جا دید اینکارو باهاش نکنید چون ما گفتیم لب جای خصوصیت و هیچکس اجازه اینکارو باهات نداره.
فاصله گرفتم بدون اینکه به عکس العملشون توجه کنم با بقیه صحبت کردیمو رفتیم سوار ماشین‌ شدیم.
ظهر هم این تذکرو به پدرشوهرم داده بودم
چون هر موقع رادو میبینن گوششو میبوسن یا گاز میگیرن
و راد اینکارو اصلا دوست نداره، و همیشه کلی داد میزنه و بهشون میگه کار درستی نیست اما باز هم تکرار میکنند
هر بار همسرم به پدرشون میگفت مامانشون به طرفداری از پدر شوهرم
و اینبار دیگه من کلافه شدم
و گفتم اگر میاد سراغتون برای اینه که خیلی دوستتون داره
اما شما اجازه ندارین با رفتار اشتباه اونو از خودتون دور کنید
و رادو بغل کردم بردم پیش مادر شوهرم، کنارشون نشستم
اینجوری که مخاطب مامان همسرم باشه گفتم گوش ویروس و قارچ رو سریع میگیره
الان هم فصلشه و از طرفی بهداشت دهان رو خیلی‌ها رعایت نمی‌کنند
ما باید به بچه‌مون یاد بدیم که کار درست چیه
رفتار درست غریضی نیست که بدونه
خلاصه دیروز رو منبر بودم هر چقدر تلاش میکردم یسری رفتارها رو نادیده بگیرم
اما چون پایه راد وسط بود نمیتونستم
ما‌مانها عزیز مراقب باشید چون یکسری چشم پوشی‌ها اصلا به نفعه بچه‌تون نیست
و این چشم پوشی‌ها احترام گذاشتن نیست در واقع سهل انگاریه

😍😍✌🏼✌🏼✌🏼
مامان 💙راد💙 مامان 💙راد💙 ۳ سالگی
اینم نتیجه یک پریز سه کاناله مخفی😂🤩🤩

امروز یه ویس گوش دادم راجب ضربه زدن بچه‌ها به مادر یا پدر

مادری بود که میگفتن بچه‌اشون تویه ۵ سالگی هنوز بهش تو شرایط خاص( مثل مهمونی، سره کار،جلساتی که مجبوره بچه‌اشو ببره و …) میاد کنارش و با دست ضربه‌ میزنه و آروم نمیشه هر چقدر باهاش همدلی میکنه

با توجه به گفتگویی که با مشاوره داشت و داشتن ریشه یابی میکردن
مادر میگفت ممکنه تقلید از دوستاش باشه که رد شد
(اکثر مامانهای اینجا میگن منو باباش اصلا اینکارو نمی‌کنیم و از بچه‌های فامیل یا دوستاشون یادگرفتن که این موضوع هم رد شده)
میدونید ریشه‌اش چی بود؟!

⭕️بی توجهی⭕️

اون لحظه‌ای که بچه شروع به اینکار میکنه مسیر توجه رو پیدا کرده
اصلا مهم نیست که خوبه یا نه( راه سریع توجه)
پس اول با بچه همدلی و بعد از محیط دورش کنید یه گوشه دنج،یه اتاق دیگه، و اونجا علت کارشو بپرسید اگر جواب نداد فقط به مدت ۱۵ دقیقه اونو بغل کنید آرامش بگیره و ممکنه پستون بزنه اما حتی دورا دور کنارش باشید و با دلایل و فکرهای دیگه سرگرمش کنید تا بتونه همراهتون شه تو اون شرایط
این مورد تویه بعضی از بچه‌ها که مهد یا مدرسه میرن هم بررسی شده
و بچه بعد از مدتی که از پدر و مادر دور میشه بعد از دیدنشون شروع به زدن و پرخاش کردن میکنه
اگر بتونید روزانه فقط ۱۵ تا ۲۰ دقیقه بچه رو بغل کنید و در مورد دوست داشتنش صحبت کنید و بگید که وقتی نیست به اون فکر میکنید و دلتون براش تنگ میشه و همینطور به این فکر میکنید که وقتی برمیگرده ،چه صحبتهایی بکنید و یا چه بازیهایی

اینجوری بچه آرامش میگیره

ممکنه چند روز زمان ببره اما نتیجه‌اش واقعا لذت بخشه😍✌🏼

من انجام دادم و خیلی خیلی راضی هستم❤️❤️✌🏼✌🏼