۱۱ پاسخ

عزیزم ماهم همین فکرا و خیالات همیشه به سرمون میزنه مخصوصا موقع شب بیداریا و وقتایی که‌درک‌ نمیشیم ولی دیگه چیکار میشه کرد... شاید همین‌بچه‌ها بشن‌امیدمون 😞

منم حس شمارو دارم

مادر شدن برا منم خیییلی سخت بود خیلیییی
اینو مینویسم برات واقعا گریم گرفت😞
بنظرم ما تنها نیستیم بدتر از مام وجود داره

منم که سرکلاژم همین حسا رو دارم با تکون خوردنش هعی فشار میاد به مقعد و واژنم و تیر میکشن
به دکترم گفتم گف طبیعیه نگران نباش

عزیزان خدا رو شکر کنید که مادر شدید امیدوار باشین خدا نعمتش رو برامون تموم کرده نا امیدی چرا همین بچه ها میشن نور های زندگی مون

غصه نخور همه همینیم حال همه خرابه اونم روحی اشکال نداره قسمت هر ادمی یه سبکی زندگیه که خودت و بکشیم نمیتونی تغییرش بدی این دردا تموم‌ میشه شیاف استفاده کن راه بیشترو رفتی نترس امپول ریه هم بزن به دکترت بگو بده

کاش میشد برگردیم عقب بدون هیچ مشکل و غصه ای بودیم

روزی هزاربار میگم چرا ازدواج کردم
ازدواج که کردم چرا مراقب نبودم ک حامله نشم
اصلا خودمو مادر خوبی نمیدونم و میدونم ک مادر خوبی نمیشم

🥲🥲🥲🥲🥲

دقیقا منم مثل خودت از این دردا تجربه میکنم و برام پیش میاد و فقط تحمل میکنم و چیزی نمیگن😃

خریت کردیم شوهرکردیم حیف نبودخ‌ونه‌پدرامون

سوال های مرتبط