۵ پاسخ

حواسشو پرت کن ،پسرمنم تارگ شیطونی یا کارای بدش میاد من سریع پامیشم یایچیز جدید میارم یا کلا میرم مشغول یکاردگ خودمو میزنم ب نفهمیدن اونم یادش میره بیشتروقتا جواب میده

پسره منه، انقد موی آبجیشو میکشه
و مخصوصا شوهرم ب شدت دعواش میکنه
یسره اعصاب خوردکنی داریم

سلام عزیزم دختر من بدتر هست هم چنگ میگیره.هم کساییکه خیلی باهاشون جور هست گاز میگیره.هر کاری کردم، عادتشو ترک نمیکنه، منم کلافم. راه حل پیدا کردی به منم بگو

پسر منم همین جوره .منو خییییلی میزنه دعواش کردم فایده نداره باهاش حرف نزدم فایده نداره. هر راهی امتحان کردم بی فایده بود.
آخر گفتم اگه بزنی دستتو با گاز داغ میکنم الان ی کم آرومتر شده😑

اتفاقا تنبیه نکن اگه مو کشید،دستاشو بگیر و بگو ععع دیدی چه موهای ناز و خوشگلی دارم؟بیا برام شونش کن و نازش کن.
برای پرت کردن هم بهش بگو افرین که بلدی بندازی هوا، یه سطل بیار بگو میتونی بندازی تو این ؟ببینم غذا خوردی قوی شدی؟

سوال های مرتبط

مامان آرین مامان آرین ۲ سالگی
روزی چن ساعت برا بچهاتون وقت میزارین و باهاشون بازی میکنین؟ خودشون همکاری می‌کنند تو بازی ؟ مشتاق هستن برا بازی کردن باهاتون ؟ من صبح حدودا دوساعتی کارام طول میکشه تو این حین آرین یا شبکه پویا میبینه یا آچار میدم دستش دوچرخه یا ماشینش رو الکی تعمیر میکنه و برا خودش بازی میکنه بعدش که کارام انجام دادم باهاش بازی می‌کنم (بازی هایی که از همین مامانای گهواره ایده گرفتم) حالا بازی هایی انجام میدیم پایین میزارم براتون عصر هم معمولا ۲ ۳ ساعت میبرمش پارک یا هم میبرم با ماشین دور میزنیم شب هم تو حیاط تو باغچه گل بازی می‌کنیم من سعی میکنم تمام وقت باهاش بازی کنم ولی نمیدونم چرا از این بازی هایی مامانای گهواره با بچهاشون بازی میکنن آرین اصلا خوشش نمیاد و استقبال نمیکنه بخدا دختر خواهرم ۱۱ سالشه میگه خاله خوشبحال آرین که از این بازی ها باهاش انجام میدی نمیدونم کجای کارم اشتباه هس بخاطر آرین تا اونجایی که بتونم گوشی دست نمیگیرم تلویزیون روشن نمیکنم تو گوشیم بازی نصب نمیکنم که یه وقت بخواد با گوشی بازی کنه شبها قبل از خواب براش قصه میخونم باهاش زیاد حرف میزنم همش در حال سوال و جواب کردن با هم هستیم رنگ آبی و سبز و نارنجی بلده دارم بقیه رنگها هم بهش یاد میدم بیشتر کلمه میگه ولی جمله دو کلمه ای هم میگه مداد رنگی و دفتر نقاشی براش خریدم با هم نقاشی میکشیم اینکه تو بازی هایی که مامانهای گهواره میزارن خیلی مشتاق نیس مثلا ۲ دقه هم نیس باهم شروع کردیم بازی دیگه دوس نداره اون بازی رو انجام بده لطفا راهنماییم کنین
مامان آرینا مامان آرینا ۲ سالگی
سلام مامان گلا...خیلی ناراحتم،بیاید بهم بگید کار اشتباهی کردم یا درست؟
دختر من خیلی وابسته س به من و همسرم،یعنی تو هر فضایی چسبیده به ما،خانه بازی ،پارک یا هرجایی باید بچسبه به ما ،بازیش رو هم بکنه،یا هر جمع بچگونه ای که باشه،ما باید پیشش باشیم،بازی کنه،فقط وقتی با دخترعمه ش بازی میکنه اوکیه که ما از دیدش خارج باشیم،مثلا مهمونی میریم،بچه داشته باشن،من یا همسرم باید تو طول مهمونی باهاش تو اتاق پیش بچه ها باشیم‌..
حالا دیشب ما خونه خواهرشوهرم بودیم،علاوه بر دخترای خواهرشوهرم،بچه های جدید دیگه ای هم بودن،توی اتاق اسپیکر روشن کرده بودن میرقصیدن،اولای مهمونی کلا پیشش بودم تو اتاق تا اوکی بشه،بعد رفتم نشستم پذیرایی،هی دست من و میگرفت ببرتم اتاق،منم عصبی شده بودم،میگفتم نمیام مامان جان،اگر خواستی خودت برو باهاشون بازی کن،نخواستی هم،همینجا بشین کنار خودم،اونم گریه و کولی بازی...بخدا منم دیگه خسته شدم،از زندگی و مهمونی و تفریح هیچی نمیفهمم،ولی الان واقعا صلاح خودش برام مهمه،تا کی میخواد متکی به من باشه؟میخوام کمی بی رحم بشم که ترس شو بذاره کنار،بره تو جمع بچه ها...هرچقد گریه کرد و لج کرد ،باهاش نرفتم،گفتم یا خودت میری،یا همینجا پیش من بازی کن،با اخلاق بد نه،مهربون...همون موقع و همین الان عذاب وجدان من و کشت...
ولی...دوس دارم کمی فاصله بگیره ازم،نترسه...اخه تا کی؟؟؟