سلام مامان گلا...خیلی ناراحتم،بیاید بهم بگید کار اشتباهی کردم یا درست؟
دختر من خیلی وابسته س به من و همسرم،یعنی تو هر فضایی چسبیده به ما،خانه بازی ،پارک یا هرجایی باید بچسبه به ما ،بازیش رو هم بکنه،یا هر جمع بچگونه ای که باشه،ما باید پیشش باشیم،بازی کنه،فقط وقتی با دخترعمه ش بازی میکنه اوکیه که ما از دیدش خارج باشیم،مثلا مهمونی میریم،بچه داشته باشن،من یا همسرم باید تو طول مهمونی باهاش تو اتاق پیش بچه ها باشیم‌..
حالا دیشب ما خونه خواهرشوهرم بودیم،علاوه بر دخترای خواهرشوهرم،بچه های جدید دیگه ای هم بودن،توی اتاق اسپیکر روشن کرده بودن میرقصیدن،اولای مهمونی کلا پیشش بودم تو اتاق تا اوکی بشه،بعد رفتم نشستم پذیرایی،هی دست من و میگرفت ببرتم اتاق،منم عصبی شده بودم،میگفتم نمیام مامان جان،اگر خواستی خودت برو باهاشون بازی کن،نخواستی هم،همینجا بشین کنار خودم،اونم گریه و کولی بازی...بخدا منم دیگه خسته شدم،از زندگی و مهمونی و تفریح هیچی نمیفهمم،ولی الان واقعا صلاح خودش برام مهمه،تا کی میخواد متکی به من باشه؟میخوام کمی بی رحم بشم که ترس شو بذاره کنار،بره تو جمع بچه ها...هرچقد گریه کرد و لج کرد ،باهاش نرفتم،گفتم یا خودت میری،یا همینجا پیش من بازی کن،با اخلاق بد نه،مهربون...همون موقع و همین الان عذاب وجدان من و کشت...
ولی...دوس دارم کمی فاصله بگیره ازم،نترسه...اخه تا کی؟؟؟

تصویر
۲۳ پاسخ

عزیزم الان زوده تا استقلال یاد بگیرن خیلی از بچه ها اضطراب جدایی دارن به مرور با کارگاه های مادر کودک کم میشه ولی اینجوری یهویی بخوای ترسش بریزه بدتر میشه

خب عزیز من میتونی ببریش کلاس های کارگاه مادر و‌کودک
پناه هم اونجور بود از وقتی میبرم کلاس خیلی وابستگیش کم شده
حتی میتونی از مشاوره هم کمک بگیری

پسرمنم دقیقا کپ دختر شماس و‌منم عاجز موندم😑

هانا ام همینطوره درونگراعه
ولی من همراهیش میکنم تا احساس بد نداشته باشه

سلام مامانای عزیز( گــروه )زدیم تو ایتــا و تمام مامان های گهــواره اونجا چت میکنن تمام سوالات شما رو مامان های باتجـربه جواب میدن بصورت علمی و منطقی و کنار هم خیلی چیزها برای رشد کودک یاد خواهیم گرفت و همچنین در مواقع سخت کنار شما خواهیم بود که به راحتی از این چالش ها عبور کنید منتظر شما هستیم کنار هم مشکلات کودک خودتون با یه مشاوره درست که حاصل تجـربه های صحیح که در زندگی مامان های باتجربه کسب شـده بسادگی حـل میشـه کافیـه خودت بخوای که کمکت کنیم
مشاوره دارویی/خواندن نتیجه آزمایش/ارتباط بامـامـا
😍 مطالب آموزنده هم میزاریم 😍

آیــدی ایتـا😍👇

@ninigap

وقتی سرچ کردید بعد روی قسمت عناوین بزنید تا اسم ایدی براتون مشخص بشــه خوش اومدین پیام بدین لینک گروه براتون بفرستم😘

منم با این سنم بدجور به مامانم وابسته ام
مادر من دلش نیومد منو از خودش دور کنه
و الان یه دختر بیست ساله داره که مثل بچه های دو ساله مامانش و میخواد
اگه تو هم ترکش ندی عادت میشه واسش و توی بزرگی سخت میشه ترک داد
ببرش کلاس خصوصی
کم کم با بقیه بچه ها آشناش کن
اگه جای خوابش باهات یکیه
جاش و یه جای دیگه اوکی کن

چقد بده اینجوری. البته دختره منم تاحدودی اینجوری بود ولی خداروشکر داداشش 7سالشه دیگه اون میبرتش من راحتم😂

کلاس مادروکودک جذب استقلال ببرش

عیب نداره دختره منم همینه

عزیزم منم دقیقا بچم هم سن وسال دخترته تو دورهمیا عین ادم ندیده ها بغلمه ترسیده فاصلهه گرفتهه مثلا وقتی میرم مهمونی حتی خونه پدر شوهرم اگه جمع باشن خونه شلوغ باشه میگه بیا بشین پیشم از اتاق نرو پذیرایی منو تنها نذار خیییلی هنوز کوچولون جا دارن بخدا ماچون عصبی میشیم خسته میشیم واسه ی لحظهه عصبی میشیم 🗣من شده سر بچم داد بزنم گریه کنه 💔فشار زندگی وخیلی چییزا بزرگتر که شد بهتر میشه

برعکس پسر من جایی میریم اصلا مامان و بابا نمیشناسه آخرم بزور و گریه برمیگرده
خیییلی از این اخلاقش بدم میاد انگاری تو خونه شکنجش میکنیم ک اینقد از ما بیزاره🙄

وابستگی سخته اما بمرور کمتر میشه
باصبوری
شما میرفتی یکمی اوکی شد حواسش پرت شد برمیگشتی

عزیزم دختر منم دقیقا مثل دختر تو خیلی وابسته من بود الان چند ماهه کلا س مادر کودک بردم تازگی ها درست شده یاد گرفته با کس دیگه بازی کنه اگه می تونی حتما مادر کودک ببر تو روحیه و استقلالش خیلی تاثیر داره من خودم تو دخترم دیدم

عزیزم با پدربزرگ و مادربزرگاش چطوره?
پیش اونام نممونه?
ببین پسر منم خیلی وابستست و اصلا بدون ما تو مهمونی از جاش پا نمیشه
ولی من خیییلی عادی با این قضیه برخورد میکنم باهاش میرم حس میکنم اقتضای سنه

منم همین اشتباه رو داشتم میکردم تا فهمیدم ک هر بچه ای روال رشد خودش رو داره هر چی عجله و اصرار داشته باشی برا استقلال بدتر هس
بزار روال خودش رو طی ‌کنه و اصرار نکن بهش


کتاب کتابی که آرزو میکنید که والدینتان خوانده باشند رو بخون خیلی خوبهههههه۶

به خاطر سنش بزرگتر بشه بهتر میشه ولی میتونی بابت اینکه عادتش بدی تایم کم مثلا نیم ساعت شروع کن بذارش خونه مامانت یا مادرشوهرت هر کدوم که بهتر باهاش کنار میان کم کم عادت میکنه
اول تنها پیش باباش بذار بعد بذارش پیشش اونا دیگه یاد میگیره
بین اینا کلاس های مادرو کودک خیلی کمک کننده است

اقتضای سنشه دختره منم اینجوری بود الان خیلی بهتر شده

برعکس بچه من هست ب من میگه نیا بابا مامان نیاد

یا وقتایی که مهمونی آشنا میری بیان تو همون حال بازی کنن ولی نرو پیشش بشین. اگه صدات کرد بگو من دارم می بینمت خودت برو
اگه رفتن تو اتاق تنها بازی کنن بگو برو من نکات کیگنم، دم در اتاق وایسا نگاش کن. آروم بیا کنار ولی هر چند ثانیه صداش کن، بذار صداتو بشنوه

خب واکنشش چی بود؟ تنها رفت یا موند؟
ببین تو خونه یوقتایی از دیدش خارج شو ولی همزمان باهاش حرف بزن

قشنگ شیطونی از چشماش می‌باره خدا حفظش کنه برات بزرگ میشن دیگه مارو هم یادشون نمیاد پسر منم همینجوریه ولی چیکار میشه کرد جز صبر

بچه خواهر منم همینطور بود بزرگتر شد بهتر شد

بنظرم تو خونه وقتی فقط خودتون هستید اول مستقل شدنشو یادش بده، وقتی داره بازی میکنی زیاد تو دیدش نباش، کارای عادی مثل غذا خوردن و.. بسپر به خودش
با زبون هی بگو دیگه بزرگ شدی خودت میتونی غذا بخوری بازی کنی
کم کم با این کارا و گذر زمان و بزرگتر شدنش قطعا این مشکل وابستگیه کمتر میشه
بنظرم که ذاتی هم هست
مثلا پسر من با اینکه همش با خودم بوده از اول ولی اصلا وابستگی نداره بازی و اسباب بازی ببینه اسم منم یادش نمیاد دیگه😂

سوال های مرتبط

مامان گندم مامان گندم ۲ سالگی
امروز دخترم رو بردم پارک
دختر من خیلی اجتماعیه
دوس داره با بچه ها بازی کنه یا مثلا میره بهش میگه دوستم میای بازی کنیم
ما رفتیم داخل پارک فقط دختر من و دوتا دختر ۴ ۵ ساله بودن که همش با هم بازی میکردن دختر من رفت گفت سلام اونا نگاش نکردن بعد گفت دوستم منم بیام بازی
باهم بازی کنیم دختر بزرگتره گفت نه برو ما باهات بازی نمی‌کنیم
دختر منم همش میگفت منم بیام دیگه،دوستم بیا بازی کنیم ،اون دختره هی داد میزد میگفت نه نمیخوایم میخوای شوتت کنم پایین
بندازمت پایین
من گفتم بچه اس حالا یه چی گفت ولش کن به دخترم گفتم ول کن مامان خودت بازی کن در همین حین یهو دیدم یه خانم بدو بدو داره میاد سمتم و هی میگه بچه ات رو جمع کن دخترم دید زنه داره میاد عصبی شد داد زد گفت عبضی🤣🤣
زنه یهو دیدم میگه بچه های ما با بچه های بی ادب بازی نمیکنن بچه تو فحش میده .گفتم دختر من فحش نداد دخترت گفت شوتت میکنم پایین میندازمت پایین دختر منم عصبی شدم
زنه داشت منو جر میداد که بچه ات گفت عوضی 🤣عوضی فحشه
خلاصه دیدم صحبت با این ادم فایده نداره دیگه نگاش نکردم
ولی در کل خواستم بگم مشکل از بچه ها نیست
بچه ها بلاخره کنار میان با هم
مامانا کاسه داغ تر از اش میشن
خب اومدی پارک ارث بابات نیست که
بچه‌ها باهم بازی میکنن اصلا گیرم دعوا هم کنن تا وقتی آسیبی وارد نشده دخالت نکن
الان تو هستی میای جلو هوار هوار میکنی
بعدا یه زمانی نباشی چی؟
مشکل از بچه ها نیستا مشکل از مغز بعضی هاست
انقدر عصبی شدم تو پارک
زن گنده با بچه دوسال و هشت ماه میخواست بحث کنه
مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
خانما میشه خواهش کنم راهنماییم کنید .الان وقت کردم بنویسم پسرم اصلا اصلا از من جدا نمیشه فقط از من بازی میخاد توروخدا نیاید بنویسید خب بچته پیش تو نره پیش کی بره از صبح که چشم باز میکنه میگه بیا تفنگ بازی بیا توپ بازی بیا این بازی بیا اون بازی هر چقدر هم باهاش بازی کنه بازم میخاد یعنی ازت میخاد که تو باهاش بازی کنی اصلا تنهایی بازی نمیکنه تنهایی تو اتاق نمیره فقط چسبیده به من خیلی کلافه میشم ولی موضوع این نیست من همش نگرانم در آینده از این بچه ها بشه که هیچ کاری ازشون برنمیاد فقط محتاج پدرومادر هستن واس هر کاری هر چقدرم بهش توضیح بدم که الان کار دارم اصلا انگار نه انگار مثلا امشب پسر کوچیکم داشت زار میزد از دل‌درد خودم داشتم دیونه میشدم اونم چسبیده بود بهم که بیا توپ بازی کنیم هی بهش میگفتم ببین داداش بغلمه اصلا انگار نه انگار ولی به اون ربطی نداره اونم که خاب باشه باز دست از سر من برنمیداره اصلا از خدامه بره تو اتاقا خرابکاری کنه کشو بریزه بیرون بپاشه ولی اگه من برم تو اتاق دنبال من میاد با منم برمیگرده واااااااااااااااااااااای خستم سرم رو محکم با روسری بستم