۶ پاسخ

و همچنین دختر من دقیقا همینه
کلافه میشم بیشتر اوقات

آیلارم همینه عزیزم تنها نیستی تا سه سالگی همینن

اصلا اصصصلا ب تربیت نیست بعضی بجها هنینجورین خواهر دختر منم گاهی اوقات اینجوریه چه انتظاری از بچه ۲ ساله داریم واقعا

عزیزم هر چیزو با گریه کردن نده بگو گریه کنی نمیدم و واقعا نده بذار یاد بگیره وگرنه عادت میکنه اذییت میسی چند بار با گریه چیزی و خواست مقاومت کن نده یاد میگیرهر

دخترمنم اینجوریه😣😣

دخترمنم همینه

سوال های مرتبط

مامان دوتاتوت فرنگی🍓 مامان دوتاتوت فرنگی🍓 ۲ سالگی
سلام مامانا
بچه هاتون اسباب بازیاشون رو خراب می‌کنند ؟
دخترم بعد یکی دوبار بازی اسباب بازی هاش رو خراب می‌کنه
مثلا برچسب داشته باشن درمیاره پاره می‌کنه یا اجراشو جدا می‌کنه که نیمه درست نمیشن....یا از اون عروسک های موزیکال داشت داداشم اینا براذتولدش آورده بودن یهو دیدم از داخل دستش اون پشم شیشه هارو درآورده کلا خراب کرده...و اینکه مثلاً میبینن یکی از اسباب بازی ها یه تیکش دراومده و میبینن ما چجوری درست میکنیم از دستمون میگیره و دوباره همون قسمت رو در میاره و خراب می‌کنه.... پسرم زیاد اینحوری نیست اما تا میبینه دخترم اینکارو می‌کنه اونم اونحوذی می‌کنه...دخترم اسباب بازی خودشو خراب می‌کنه بعد میبینه همون اسباب بازی مال داداشش سالمه اونم میگیره خراب می‌کنه....اینم بگم یه اخلاقی داره دست داداشش یه اسباب بازی باشه که دلش بخواد می‌ره بزور از دستش میگیره...کوچیک بود بخش یاد داده بودم از داداش بپرس احازه هست منم بازی کنم؟ یا میای عوض کنیم ؟ اما الان هیچی نمیگه میره بزور ازش میگیره و دعوا میشه.... دوقلو هاتون اینجورین ؟ چیکار کنم اسباب بازیهاشو خراب نکنه ؟ اصلا حیفم میاد براشون اسباب بازی گرون بخرم هر وی میگیریم تیکه تیکه گوشه های خونه هست
مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
خانما میشه خواهش کنم راهنماییم کنید .الان وقت کردم بنویسم پسرم اصلا اصلا از من جدا نمیشه فقط از من بازی میخاد توروخدا نیاید بنویسید خب بچته پیش تو نره پیش کی بره از صبح که چشم باز میکنه میگه بیا تفنگ بازی بیا توپ بازی بیا این بازی بیا اون بازی هر چقدر هم باهاش بازی کنه بازم میخاد یعنی ازت میخاد که تو باهاش بازی کنی اصلا تنهایی بازی نمیکنه تنهایی تو اتاق نمیره فقط چسبیده به من خیلی کلافه میشم ولی موضوع این نیست من همش نگرانم در آینده از این بچه ها بشه که هیچ کاری ازشون برنمیاد فقط محتاج پدرومادر هستن واس هر کاری هر چقدرم بهش توضیح بدم که الان کار دارم اصلا انگار نه انگار مثلا امشب پسر کوچیکم داشت زار میزد از دل‌درد خودم داشتم دیونه میشدم اونم چسبیده بود بهم که بیا توپ بازی کنیم هی بهش میگفتم ببین داداش بغلمه اصلا انگار نه انگار ولی به اون ربطی نداره اونم که خاب باشه باز دست از سر من برنمیداره اصلا از خدامه بره تو اتاقا خرابکاری کنه کشو بریزه بیرون بپاشه ولی اگه من برم تو اتاق دنبال من میاد با منم برمیگرده واااااااااااااااااااااای خستم سرم رو محکم با روسری بستم