عزیزم بهت نمیگم درس نخون و دانشگاه نرو. اگه علاقع داری حتما این کار رو انجام بده چه بسا وقتی رفتی دو سه ترمم خوندی دیدی اون چیزی نبود که فکرش و میکردی و خیالت راحت میشه که رفتی و چشیدی اما الان وقت مناسبی نیست چون یه بچه کوچیک داری که بیشتر از همه توی دنیا بهت احتیاج داره و این چند سال اول زندگیش رو اگر خوب سپری کنه بعدا هم خودش راحت تره هم ماملن باباش.
اینکه از کل زندگی میفتی با بچه ،حقیقته .منم 9 سال شاغل بودم و برو بیایی داشتم واسه خودم. حس بدیه الان توی خونه باشم و درآمد کاملا صفر ...
واقعا در خودم نمیبینم هم با بچه وقت بذارم هم نصفه شبا مطالعه کنم و روزا کار ... مسلما برای بچه جون و انرژیی ندارم .بماند خیلی خانوما این کارا رو میکنن و به ظاهر موفق هستن ....
هنوز خیای وقت داری همینکه 30 ساله نیستی شیش صفر جلویی🫠🫠
حق داری خب سنت کمه،مسئولیت بچه داری سنگینه،فداکاری های یه زن حتی وقتی مادره خیلی دیده و قدردانی نمیشه.منم مثل شما حس میکنم از کل دنیا عقب موندم اینم منو افسرده و عصبی میکنه
درس خوندن را ادامه بده حتماااااا اگه نخونی ی عمر حسرتش به دلت میمونه
میتونی دانشگاه پیام نور بخونی . کار خوبی میکنی درس خوندن دانشگاه رفتن خیلی خوبه .
فلوکستین بخور
شکیلاجون منم یه مدت طولانی همینطوری بودم افسردگی شدید داشتم الان بهترم شوهرم میگفت مامانم بچه رو میگیره بزن از خونه بیرون برو سر کار روحیه ت باز شه ولی قبول نکردم حداقل تا ۳ سالگیش از کنارش جم نمیخورم بعدش میفتم دنبال کار
گلم یک تخم مرغ حتما ببین کسی بلده برات بشکنه
نذر خوردی
صدقه بده
ویتامینای بدنت کم نیس؟
مادری برای همه اینجوره. حالا که بچه آوردی باید مسئولانه بری جلو. اون که به زور نیامده. شما و پدرش تصمیم داشتید و خدا بهتون داده. اگر افسرده شدی هم راه داره. باید برید پیش روانشناس یا کسی که کمک کنه و راه رو براتون هموار کنه. مادر شدن سخته. در عینحال شیرینه. لحظه های تلخ و سخت رو با صبوری ببر جلو. اون بچه هیچ گناهی ، هیچ گناهی نداره. انگیزه پیدا کن. از هر چیزی که میتونی. مثلا برقص هر روز با آهنگ. مثلا ورزش کن. مثلا برای خودت خرید کن. مثلا هر چیزی که شادت میکنه و.....
دقیقا منم حال شمارو دارم نمیدونم چیکار کنم
سلام من با اینکه قبل از بچه دار شدن مدرک ارشدم و گرفتم و تا ده سال به خاطر تحصیل بچه دار نشدم حتی بهترین کلاس زبان و شنا و این ها رو رفتم و شغل دولتی دارم گاهی حس میکنم بچه جلوی موفقیت من و گرفته منم عاشق درس خوندن و دانشگاه رفتم دلم همیشه میخواسته دکتری بخونم .اما دخترم اجازه نمیده حتی یک برگه کوچیک دستم بگیرم امروز نتونستم حتی چک لیستمو بنویسم قدیم تا روزی ده ساعت هم درس خوندم .مادر شدن همینه دیگع به خودت تعلق نداری حس میکنم دخترم منو گروگان گرفته .این حس و همه دارن دیگه فقط متعلق به خودت نیستی
برای درس خوندن هیچ وقت دیر نیست الان باید قدر تک تک لحظه هات و با کوچولوت بدونی وقتی بزرگ بشه دیگه این روزا دستت نمیاد ، من خودم لیسانس دارم یه زمانی تو همین محل زندگی خودم بهترین عکاس محل بودم همه محل من و میشناختن الان شدم یه مادر شاید هفته ای یه بار از خونه برم بیرون ولی دارم با پسرم عشق میکنم اصلا دلم نمیخواد پسرم و ول کنم دوباره برم سرکار
اگه میخوای مفید باشی بچت و بزرگ کن بعد به فکر یه شغل باش ٫تو سنت کمه و هنوز خیلی وقت داری که به هدفات برسی
ولی یچیز بگم قدر فرشته ای که خدا بهت داده رو بدون،همین که سالمه،حرف میزنه،راه میره،سنتم کمه هنوز کلی وقت داری که درس بخونی و کار کنی و پیشرفت کنی.الانو دریاب .از شیرینی و کوچولو بودن بچت کیف کن.چه بخوای چه نخوای الان تو این شرایطی پس خداروشکر کن و قبول کن سرنوشتو.یه ذره حالتو خوب کن و بگو من وقت دارم برای رسیدن به آرزوهام.ایشالا هی حالت بهتر بشه
گلم چرا دکتر نمیرید براتون قرص ضد افسردگی بنویسه حالتون عوض بشه دختر خاله ام افسردکی داشت اما الان عالی شده
سنی هم ندارید گلم
دختر خوب چه دانشگاهی ولش کن درس به درد کسی نمیخوره دیگ من خودم لیسانس دارم ٫هروق ناامید شدی فقط به یاد بیار که اون بچه ارزوی خیلیاس٫هر مادری عصبی میشه ولی مهم اینکه به فکر روان و ایندش باشی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.