۳۱ پاسخ

اینکه مامانم اینا خیلیییی پولدار بشن

بخدا اینا حسرت نیس خونه نداشتن وخوب پوشیدن وزندگی مجلل داشتن حسرت اینه که عزیزت پاره تنت زیر خاک باشه وهمه ی حسرت وآرزوهای توهم بااون زیر خاک بره😭 دوستای گلم قدر داشته هاتونو بدونید

چون جهان سومی هستیم، چون جهان سومی یعنی برده داری و مافیا داری
چون جهان سومی یک عده کارگر یک عده کدخدا و یک عده خان
چون جهان سومی هستیم حسرت خیلی چیزها به دلمون میمونه

ما حسرت همه چی به دلمون موند آرزوی یه زندگی معمولی رو‌‌به گور میبریم بیچاره بچه هامون

اومدم یه چیزی بگم وقتی جوابارو خوندم خجالت کشیدم ، ایشالله حسرت هیچی به دل هیچکدومتون نمونه

حسرت زیاده
فقط خداروشکر ب خاطر سلامتی خودم و خانوادم
مخصوصا بچم

ناراحت و حسرت دل مادر های داغدیده ندیدن تا ابد بچه هاشون 💔

حسرت یک پراید🚶‍♀️🚶‍♀️🚶‍♀️

حسرت یه زندگی بدون استرس

حسرت این که رابطم با خانوادم درست بشه 🥹

حسرت بودن کنار خانواده و شهر خودم

حسرت یه زندگی بدون مشکل و استرس ای ن ک فردا چیمیشه
حسرت همهههه چی رو دلمون مونده

ماهم همینیم بخدا بدلم مونده یه بار برم چند دست لباس برای بچهام بخرم دستم نلرزه 😔یا قیمت نکنم و یواشکی فرار کنم واقعا سخت ....

حسرت همه چی ب دلم موند اینکه یبار وقتی ذوقشو دارم بشه دوساله تو اقدام بودم برا بچه دوم بعد دوسال سقط شد و حسرتش واسه همیشه تو دلم موندم ارزوم بود حداقل دوتا بچه داشتم باشم در جبران تمام چیزایی ک نداشتم

حسرت اینک ی زندگی خوب بدون غصه وناراحتی از طبقه بالا خونه مادرشوهرم برم بتونم طعم واقعی ارامش بچشم اینک هرشب حسرت اینک صبح شاید ازخاب بیدارنشم وبا تک تک حسرتام ی وقت از دنیا برم و هزارتاارزوی دیگه

اینایی که جز دغدغهامه اما بزرگترین حسرتم اینه دوس داشتم توشه خودمون زندگی کنم کنار خانوادم باشم حسرتم اینه وقتی صبح میشه مادرم بدون خبر بیاد دم در خونه ام خیلی حسرت میخورم کاش این روز رو ببینم

حسرت اینکه کاش منم مثل بقیه هر وقت ذوقشو داشتم می‌تونستم بچه دار بشم

حسرت اینکه قبل بچه دار شدن الکی هر روز با شوهرم دعوا میکردم همش میگفت این روزا تکرار نمیشه انقد اذیتم نکن ولی کردم و ....
حالا با دو تا بچه ارزو دارم یکساعت خلوت کنیم 😔 قدر ندونستم
شاید بگید عجب حسرتی ولی بخدا بهش فک میکنم دارم میمیرم

حسرت سلامتی یکساله گردن و کتف و پلکم می‌خواره ورم میکنه پوستم داغون شده هر دکتری رفتم یه مشت دارو داد خوب نشدم هیج کس نمیفهمه چمه خارش و سوزش پدرمو در آورده از زندگی ساقط شدم . شاید مسخره م کنی تو دلت به خاطر حسرتم ولی نابود شدم زندگی عادی هم ندارم سر خارشام

حسرت یه باشگاه رفتن یه کلاس نقاشی رفتن

حسرت یک زندگی معمولی...

حسرت اینکه مامانم پسرمو ببینه 💔

حسرت ها خیلی زیاده. ولی در کنار حسرت ها داشته ها هم هست که باید دید....
ولی خب حسرت اصلی من اینکه بابام و بردارم زنده بشن و خواهر برادر و مادرم مشکل نداشته باشن. یه جورایی مثل بقیه مردم همگی دور هم جمع بشیم بدون دغدغه هایی که داریم . آخه هروقت دور هم جمع میشیم همش دعوا اعصاب خوردی داریم

حسرت اینکه یه بار که شده خانوادم و همسرم بدون دعوا بگو مگو کنار هم بشینن میرم خونه پدرم فحش نثار همسرم نکنه همسرم هم همین طور مثل بی خانواده ها نباشم

حسرت اینکه بابام هیچ وقت مهمون خونم نشد😭😭

واقعا منم الان دلم یه خرید اساسی میخواد هم مواد غذایی هم پوشا‌ک .حسرت نبود مادرمم میخورم همش میگم کاش بود یه بار حداقل در خونمو میزد

حسرت اینکه هر زحمتی میکشم ثمره داشته باشه صبح تا شب درس خوندم همیشه شاگرد اول یا دوم کلاس بودم که دانشگاه قبول شم اخرشم موقع کنکور هزار جور بلا اومد سرم درگیر مرگ مادر و نامادری و اعتیاد پدر خلاصه بعدش هشت سال کار کردم تا کاره ای بشم تا موقعیتش جور شد که کار خودمو راه بندازم ازدواجم پیش اومد همه رفت واسه جهاز و عروسی و اینا بعد از عروسی باز برای مردم کار کردم نخوردم نپوشیدم دندونمو درست نکردم که طلا بخرم که در آینده بتونم یه چهل متری برای خودم بخرم اونم همه رو شوهرم و مادرش از چنگم درآوردن بچه دار نمیشدم اینهمه زحمت کشیدم که بشه گفتن میفته زود بدنیا میاد بزور نگه داشتم که نیفته بعد که بدنیا اومد معلوم شد اصلا مریض بوده کلی دکترا باهام بد برخورد کردن که چرا این بچه رو بدنیا آوردی انگاری میدونستم خلاصه حصرت یه ثمره بعد از تلاش تو دلم مونده

حسرت یه زندگیه بدون استرس واضطراب وحال خوب

حسرت ی زندگی
حسرت بابا داشتن بچم 😭

ازکدومششش بگممممممم 😔

🫠اینکه حداقل چند سال هیچ.قسط و‌بدهی نداشته‌باشیم شبا بتونم با آرامش بخوابم

سوال های مرتبط

مامان رایبد💙 مامان رایبد💙 ۳ سالگی
خوشگلاااا ازتون به راهنمایی میخوام، لطفا همراهی کنید☺️
من دلم میخواست برای عروسی که پیش رو داریم واسه رایبد کت و شلوار بخرم و با توجه به اینکه کمتر از سه ماه دیگه عید، هر لباسی بخرم برای عید و تولدش که همزمان هستن هم محسوب میشه، حالا موندم کت شلوار بخرم یا لباس اسپرت!
خب قطعا کت شلوار کمتر استفاده میشه مثلا همین عروسی و نهایتا چندتا دید و بازدید عید و اینم یه عکس تولدش، اما لباس اسپرت پرکاربردتره ولی خب برای عروسی خیلی جذاب نیست، واقعا موندم چیکار کنم، اینجا بالاخره همه مادریم و به نیازهای پوشاکی بچه ها آگاهیم از طرفی شرایط اقتصادی هم که ماشاالله روز ب روز گل و بلبل تر از قبل میشه باید تو انتخاب لباس در نظر بگیریم.
از طرفی میگم بچه تو عروسی خیلی تو چشم نیست، از اون طرف میگم چرا مهم که چی تنش باشه، واقعا نمی‌دونم چی انتخاب کنم....
اگر کت و شلوار بخوام مزون باید نهایت تا همین امشب هماهنگ کنم تا عروسی به دستم برسونه، خیییییلی دودلم😬
مامان دلناز مامان دلناز ۳ سالگی
مامان ❤️امیرحسام❤️ مامان ❤️امیرحسام❤️ ۴ سالگی
سلام مامانای گل امروز بقول خودمون رفتیم برا پسر بزرگم لباس بخریم هر جا که قدم برمیداشتیم امیرحسام گریه یعنینعره میکرد که اسباب بازی میخوان الان چندین باره هر سری بیرون میریم اینکارو میکنه قبلا اینطوری نبودا جدیدن یاد گرفته انقد گریه میکنه یعنی حالمو بهم میزنه گریه خوبه که نعره میکنه که اسباب بازی میخواد هر چی هم تو خونه بهش توضیح میدم مثلا میگم امیرحسام الان رفتیم بیرون اونجا اگه چیزی دیدی گریه نکنیا من اینو میخوام اونو میخوام من براش اسباب بازی هم موقعی که بیرون میریم نمیگیرم زیاد مثلا هر ماه یه دونه اونم میگم اگه پسر خوبی باشی و حرف گوش بدی فلان روز رفتیم بیرون برات میخرم اینطوری نیست که هر سری بریم بخوام براش اسباب بازی بخرم ولی نمیدونم چرا جدیدن چند سری رفتیم بیرون یعنی ابرومونو میبره مردم هم یه جور نگاه میکنن انگار کلی کتک زدم پسرمو اصلا هم توجه نمیکنه هر چی بیرون بهش میگم باهاش حرف میزنم انگار نه انگار فقط نعره هاش کوفت آدم میکنه بیرون رفتنمونو باور کنید دیگه حالم بد میشه بخوام باهاش بیرون برم خسته ام کرده نمیدونم چیکارش کنم اینکارو از سرش بیرون کنم به شوهرم میگم با این بشر دیگه من بیرون نمیرم انقد که بده ابرو ی آدمو میبره 🤦‍♀️😮‍💨😮‍💨😖😖😖😖شما میگید چیکار کنم باهاش