۲۶ پاسخ

سعی کن وقتی اونا اونجان تو نری عزیزم
بزرگتر شه عاقل میشه. الان چیزی نمی‌فهمه که ازش چ انتظاری داری

بابات با اون سن وقتی نتونه خودشو کنترل کنه و به بچه بگه وحشی
از بچه طفل معصوم انتظار داری خودشو کنترل کنه ؟

گلم این پرخاشگری نیست خیلی عادیه بچه من هم اینطوریه احساسات شونو اینطور نشون میدن و اصلا وحشی گری نیست ما داریم راجع به بچه ای حرف می زنیم که هنوز درک درستی از روابط و تعاملات انسانی نداره
بچه من آنقدر چنگ میزند گاز میگیره

عزیزم خودت انقد محبت کن ب بچت ک نیازی ب محبت هیچ بنی بشری نداشته باشه قشنگ پر پر باشه
تو که نمیتونی همه رو مجبور کنی بچه تو دوست داشته باشند ولی خودت میتونی انقد بچتو دوست داشته باشی ک محبت هیچکس دیگه براش مهم نباشه

من باشم خونشون نمیرم چون نباید فرقی بین نوه ها بزارن

گریه نمیخواد دختر خوب، بچه س دیگه همه بچه ها از این کارا میکنن بعضیا پر جنب و‌جوش ترن، حرف باباتم به دل نگیر متوجه حرفش نبوده..

آخ چه جور دلش اومد رو بچه سید داد بزنه🥹🥹🥹

چکاری بابات کرده من خودم امشب خونه پدر شوهرم بچه خواهر شوهرم دو سالش دخترم چند بار زد هل داده اونا چیزی نمیگن منم ب بچه چیزی نمیگم چون نمیفهمه ولی پدر شوهر مادر شوهرم اصلا اینجور برخورد نمیکنن با این که بچه دخترشون بزرگ تره هنوز من نبینم پنهان میکنن

من سر بچم با هیچ احدی شوخی ندارم خودمم داد بزنم مامان بابام دعوام میکنن ک آدم نیستی تو چنان گاز هایی میگیره ک جاشون تا چند هفته میمونه

کار بابات ک خیلی خیلی بد بود همونجا باید واکنش نشون میدادی الان گریه کردنت واسه دخترت حمایت نمیشه ب همه حالی کن ب دخترت احترام بزارن . بعدم شما خودت وقتی بچت موهای کسیو میکشه یا چنگ میزنه نباید پیش خودت بگی بچست پس هیچی بهش نگم چون باید از همین الان اموزش ببینه اگه قرار باشه چیزی بهش نگی با بچست بچست بزرگش کنی میبینه بزرگ شده و کلی عادت بد داره . از الان وقتی دختر کسیو میزنه سریع بهش بگو زدن بده و خودت اون بچه مقابل رو ناز کن بگو اجی یا داداش نازن مامان به نباید بزنی.شاید بگی بچست متوجه نمیشه اما بچه ها خوبم متوجه میشن فقط باید واسشون تکرار بشه تا ملکه ذهنشون بشه

دخترشما فقط یک سالشه نباید بزاری سرش داد بزنن اصلا متوجه دعوا نیست. بعدشم تا بزرگ بشن کلی دعوا میکنن فقط شما مادرا باید جلوشونو بگیرید.پدرشما مشخصه یا بچه داری یادش رفته یا اصلا تو نگهداری بچه به مادرتون کمک نکرده

برا دخترت خیلی زوده از این کارا بکنه🤭

من دخترم برعکس از برادرزادم کتک میخوره همش موهاش میکشه گازش میگیره😢😢

عزیزم اون بچه اس ولی کار پدرتم اشتباهه ونباید فرق گذاشت


به نظرم خونه‌خودت بمون ترسی نداره که من سه ساله ازدواج کردم همیشه تنها میمونم وترسی نداره ک

دو بار بمونی دیگع عادت میکنی


من توخونه خودم‌هم‌خودم راحتم‌هم‌بچم

من باشم اینقد نمیرم‌و‌زنگ نمیزنم تا خودشون زنگ بزنن مگه بچه یک ساله چی‌میفهمه از زدن و‌مو‌کشیدن ک بگی وحشی اللن پسر من دندون درمیاره ۶ تا باهم‌خوب معلومه بچه داره زجر میکشه همش گاز میگیره اگ‌بفهمن ک این کارا رو‌نمیکنن دیگ بچه آن بچه

بچت گناهی نداره ولی من اگه بودم خدایی به مدت خونشون نمیرفتم از بابامم قهر میکردم که بفهمه نباید بین نوه هاش فرق بزاره

چجوری به بچه هاتون تو سن کم یاد میدین اینجوری از خودشون دفاع کنن جفت پسرای من اصلا اهل کتک کاری دفاع کردن ازخودشون نیستن

وااااااااااا چقدر بد و ناراحت کننده‌
من باشم کمتر میرم .
یا اگه مجبور شدم دخترمو یا بغل میگیرم یا با چیزی سرگرمی میکنم ک پیش کسی نره. زود هم برمیگردم خونه‌.🙂

به نظر من بابات کار خیلی بدی کرده نباید دخالت میکرد چون اونا بچه ان یک بار بازی میکنند یه بار دعوا

عزیزم بچه ان رفتار بابات اشتباه بوده
منم پسرم با پسر جاریم چهار پنج ماه اختلاف دارن پسرم وقتی میبینه سریع خودشو میرسونه بهش ک موهاشو بگیره یا گازش بگیره
دیگ این چیزا هست بچها نیاز ب محبت دارن کاش بابات درست رفتار میکرد با بچه اینجوری یه آدم دیگ تو ذهنش نمونه

تو سن بچه هامون طبیعیه حسادت کنن مامانم منو بغل میکنه میگه دخترمنه دخترم حسودی میکنه
بابات اشتباه کرده

الان اون بچه هیچی متوجه نیست

هیچی نمیشه گفت بهش

والا پسره من 7 سالشه همچنان نمی‌تونیم حرف حالیش کنیم

ای بابا بچه ن متوجه نمیشن که به نظرم رفتار پدرتون اشتباه بوده

عزیزم
بچه ست

متوجه نیستن که

کار پدرتون کاملآ اشتباه بوده

بنظرم بشین بهش بگو ناراحت شدی وبگو ک دیگه خودشو دخالت نده تو دعوای بچه‌ها

از وضعیت الان دخترت ناراحت نباش
چون نمیتونه احساساتشو کنترل کنه و این حرکات طبیعیه
من اگه جات بودم تمیز یسال با بابام حرف نمیزدم

😔😔😔غصه نخور عزیزم گاهی اوقات چنین چیزایی پیش میاد

سوال های مرتبط

مامان Anita & Ahura مامان Anita & Ahura ۱ سالگی
مامان Avin مامان Avin ۱ سالگی
هنوز نمی‌دونستم خدا آوینمو بهم داده حسرت دختر داشتن روی دلم بود
آخه خودمم یدونه بودم خواهر نداشتم
اصلاً نمی‌دونستم درد دل کردن چطوریه
نمی‌دونم شاید من خیلی مغرورم یا شاید چون خیلی تنها بودم
خداروشکر همسرم خوب بود و هست و دوتا پسر سالم و گل داشتم
اما.....
همیشه خلأ داشتم دلم دختر می‌خواست
به زبون نمیوردم اما ته دلم یه جوری بود انگار خالی بود
شاید از نظر بعضیا مسخره باشه اما من عاشق مادر همسرم بودم
میدونید چرا ؟
چون مثل بچه خودم بهش می‌رسیدم موهاشو شونه می‌کردم میبافتم اگه یه روز نمیدیدمش دلم تنگ میشد براش
یه روز ناخودآگاه گریه ام گرفت جلو بقیه وقتی که دختر خواهر شوهرم برام رقصید و اومد تو بغلم اون موقع یه سالش بود.الکی به همه گفتم از خوشحالی گریه کردم اما دروغ گفتم دلم یه دختر مو مشکی میخواست که برام ناز کنه و منم موهاشو ببافم .
درست یه هفته بعد فهمیدم دختر کوچولوی مامان اومده که همدلم باشه 🥰
وقتی آوین کوچولو رو شش ماهه باردار بودم مادر شوهر عزیزم ما رو ترک کرد برای همیشه 🥺😔 ولی الان یه دختر دارم که هر وقت نگاهش میکنم میگم انگار خدا روح مادربزرگشو در اون دمیده موهای مشکی و چشای مشکی حتی حالت نشستنش 🥰
و امروز من خداروشکر میکنم به خاطر حضور نازنین دخترم که هنوز نمی‌تونه خوب راه بره اما با تاتی کردنش دلم براش ضعف می‌ره 🥺🥰🥰🥰🥰


۱۴۰۴/۰۵/۲۲