۱۱ پاسخ

اولیش اینه دیگه سر کار نمیرم
تا یک سال افسردگی بعد زایمان داشتم
رفت و امدم با بقیه خیلی کم شده
اصلا مسافرت نرفتم
کلا تبدیل شدم به یه آدم همیشه خسته و بی حوصله و افسرده

هم خوبی داره هم بدی
محدودترشدم ولی سعی میکنم خودمو ول نکنم برای خودمم تایم بذارم
ی سری روزا راضیم وخوشحال
ی سری روزا پشیمون و خسته

خ سخت شد .اوایل خ حالم بد بود و همسرمم انچنان درکی نداشت بخاطر همین خ ب مشکل خوردیم.از لحاظ بدنی هم همش دیگ مریض بودم

منک خیلی تغییر کرد افسردگی بعد زایمان بشدت بچه اذیت کنیه کلا روحیمو کاری کرد از دست بدم تفریحم ب سفر رسید داغون شدم کلا ولی شکر برای بودنش همینکه تنش سالمه شکر خدا

من بارداری افتضاحی داشتم دو ماه تو بیمارستان بستری بودم بعد زایمان افسردگی شدید گرفته بودم همش گریه..الاننم انقدر پسر اذیت میکنه اعصاب نمونده
..کل وسایل رو داغون کرده..کاغذ دیواری های خونه رو میکنه...چی بگم دیگه....اصلا دکرگون شد زندگیم😂

💩💩💩💩😂🤦‍♀️

تا۷ماهگیش رفلاکس شدید از دماغ هم بالا میاورد تو‌ خواب هم بالا میاورد .تو اون مدت نوبتی منو‌شوهرم بیدار بودیم بالاسرش.تا۹ماهگی خونه مامانم بودم چون خیلی میترسیدم وقتی حالت خفگی بهش دست میداد. البته چون شبا کم میخوابیدم تو روز کلا کنار بچه دراز بودم ولی بیدار…شایذ تو اون مدت ییشتر از چندبار بیرون نرفتم…به کسی هم اعتماد نمیکردم بچه مو نگه داره میگفتم شاید در عرض یک ثانیه بالا بیاره کسی متوجه نشه…به بعد هم شوهرم همش سرکاره شبا میاد خسته کل روز خودمم و بچه م.چون ظهرا هم نمیخوابه واقعا خسته میشم.همیشه میگم از دوستام عقب افتادم قبل بچه فروش کوسن دستبافت داشتم بعد حاملگی نشد کار کنم. دنبال کار مطابق رشته مم نرفتم واسه همون افسوس میخورم کار ثابت ندارم

من داغون افسردگی گرفتم بعدم الان مریضی خودایمنی دارم بخاطر استرس بالا😵‍💫

من خیلی خوشرنگ تر شده زندگیم با محیا😍قبلش همش تنها بودم حوصلم سر میرفت انگیزه نداشتم...

ی ادمه افسرده عصبی
خیلی زندگی سختو پر مشقد
مخصوصن ک خیلی زیاد مریض میشه
الانم ک احتمال وجود سلیاک داره ...
و من دارم میمیرم

واسه من فرقی نمیکنه با بچه .. چون بیرون میرم مسافرتم میرم و گشت و گذار ..میبرمش با خودم فقط بی خوابی هنوز عادت نکردم

سوال های مرتبط

مامان محمد طاها مامان محمد طاها هفته ششم بارداری