۱۶ پاسخ

خدایا شکر امروز رفتم روضه وپای حرفای سخنران نشستم وکلی حالم خوب شد حیف که روز اخر روضه بود ولی باز خدایا شکر
سپاسگزارم
سپاسگزارم
سپاسگزارم

امروز تونستم ورزش کنم و حس خوبی داشتم خدایا شکرت

خدایا شکرت که همسرو بچه هام با آرامش کنارم خوابیدن خدایا شکرت که تنشون سالمه خدایا شکرت که همسری دادی که قدرمو میدونه عاشق زن وبچشه واسمون هرکاری می‌کنه❤️❤️

دخترم امشب ظرفهای شام و شست
خدایا شکرت بخاطروجودش
سپاس گزارم
سپاس گزارم
سپاس گزارم

چقد به موقع ... تو همین لحظه داشتم احساس می‌کردم چقد زندگی سخته چقد خسته ام.. انگار هیچی تو دنیا دیگه رنگو بوی قبلو نمیده ... بعد چشمم خورد به چالش شکرگزاری شما... گفتم لعنت بر شیطون...
همین که دخترم چشماشو بسته کنارم آروم خوابیده خداروشکر..🤲💝

خدایاشکرت امشب بعد چندسال تونستم برم هیئتی که یه عالمه خاطره از مجردیم اونجا داشتم
خدایاشکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت

امروز موهاي مادر شوهرم كه عمل قلب باز كرده خشك كردم و شونه زدم خيلي حس خوبي گرفتم ازش خدايا شكرت كه براي ما نگهش داشتي

همین ک پسرم سالمه بازی شو کرده الان م کنارم خوابیده شکر
شکر شکر.همین ک میبینم لذت میبرم

خدایا شکرت
امشب با خانواده ام وقت گذراندم خیلیییی خوش گذشت دخترم کلی بازی کرد
سپاسگزارم
سپاسگزارم
سپاسگزارم

امروز با خواهرم خونه مادرم و پدرم بودیم خیلی بهمون خوش گذشت خدایا به خاطر وجود خانواده ام به خصوص پدر و مادرم شکرت میکنم برام تا همیشه حفظشون کن
سپاسگزارم
سپاسگزارم
سپاسگزارم

خدایا شکرت ک پسرم تجمل کرد براش سرم بزنیم
خدایا شکرت ک داره بهتر میشه پسر من قویه از پسش برمیاد بابتش ممنونم
سپاس گذارم
سپاس گذارم
سپاس گذارم

خداروشکر که خودم راحت نفس میکشم بدون درد و دستگاه
خداروشکر که دوتا پای سالم دارم که باهاش راه برم
خداروشکر که یه همسر و دختر سالم دارم
خداروشکر که همسرم باعث افتخارمه
خداروشکر که همسرم اهل دود و دم نیست و مرد سالمیه
خداروشکر که دخترم تنش سلامته
خداروشکر که یه پدر و مادر مهربون دارم خدا بهم اجازه بده نوکریشونو کنم
خداروشکر درآمدی دارم که میتونم یه سقف بالا سر داشته باشم و یه سفره هر روز روزی چند بار توش پهن کنم

خدارو شکر 💜
خداروشکر 💜 💜
خداروشکر 💜💜💜

خدایا شکرت که یک خانواده خوب دارم
و بابت همسرم هزاران بار خدارو سپاس میگم که درکم می‌کنه و خیلی آقاست و با درک شعور....خدایا شکرت انشالا زنده باشه و خدا بهش سلامتی بده...
سپاسگزارم
سپاسگزارم
سپاسگزارم...

خونه مادر شوهرم کنارم هسته امروز پسرم و بردم اونجا و یه سه چهار ساعتی رو برای خودم وقت گذاشتم
خدایا شکرت که مادرشوهرم پسرمو نگه داشت تا من برای خودم وقت بزارم و از این خوشحالم
سپاسگزارم
سپاسگزارم
سپاسگزارم
🙏🙏🙏💚💚💚

خواهر شوهرم امروز اومدی صورتمو اصلاح کرد حس خوبی گرفتم
سپاسگزارم
سپاسگزارم
سپاسگزارم

تو با این چالش هر شب من یاد دوستی با همسرم میندازی شب اول صیغه کردیم رفتیم خونه مجردی شناسنامه برداریم بیایم ک بریم آزمایشگاه رفتم در کمد باز کردم دیدم ی دفتر کنجکاو گل کرد نگاه کردم دفتر شکر گزاری بعد نوشته بود خدا شکرت ی دختر زیبا خوشگل مهربون سر راه قرار دادی اسم نوشته بود خداروشکر ک دیشب جواب بله بهم داد انقد از خدا شکر گزاری کرده بود 🤩🤣🤣🤣🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان 🌺goli🌺 مامان 🌺goli🌺 ۲ سالگی
وای ازشب هایی که سپیده صبح برامون سر نمیزنه ...
دم اذانه و بیدارم...
شکر خدایی که مادرم کرد،حس یه ادم شاد پرغصه رو داد بهم...
دلم گرفته،هرکس که منو میخونه،اگر سلامتی و ادم های اطرافت سالمن بابتش شکر گذارباشید.
مثل شب های دیگه میوه خوردیم و شام هم نیمرو خوردیم،دخترم کلی بازی کرد،خندید و خوابید و ماهم خواب رفتیم نصفه شبی پاشد و شروع به گریه کرد تاریک بود نمیدیدمش اروم نمیگرفت و چشاشو می مالید چراغو روشن کردیم تمام تنم یخ کرد،چشاش بدد کرده بود و تنش کهیر زده بود و می خاروند،شربت ضدحساسیت دادم و یه ساعت طول کشید تا علایمش کم بشه و آروم بگیره،برام هزارسال گذشت،مردم،زنده شدم و ...
تو بغلم چسبیده بود وگریه میکرد دستم رو محکم گرفته بود ورها نمی کرد.
به یاد نوزادیش امشب رو پاهام گذاشتم لالایی خوندم تا اروم‌گرفت و خواب رفت
لالا لالا گل زیره دلم آروم نمی گیره
لالالالا گل زردم به قربون تو می گردم

قلبم بی جون میزنه و نگاهم خیره به دخترم که چطور نفس می کشه،چیزی مثل اتش سوزان دلم رو می سوزونه بایاداوری حال طفل کوچکم...
الهی شکرت بازهم شکر برای داده و نداده ات..
الحمدلله بخیر گذشت

پ.ن:کاش مهتاب بود امشب
مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 مامان 𝓐𝓵𝓲𝓼𝓪𝓷 ۲ سالگی
یه حرفی امدم بگم دوستانی که دارن از پوشک میگیرن یا از شیر ...

من همیشه استرس این دو رو داشتم
خداروشکر پسرم ۲۰ روز مونده بود به تولد ۲سالگیش کلا شیر نخورد و یه جورایی خودش پس زد
و من هیچ کاری نکردم که از شیر بگیرمش
خیلی یهویی این کار کرد یه شب اتفاقی نخواست دیگه...

به همسرم گفتم فقط استرس پوشک گرفتن مونده که هرکی تو فامیل میدید می‌گفت عه هنوز پوشک میکنی
مثلاً پسرم ۲سال بود تازه
میگفتم بله تا وقتی که خودش پوشک درنیاره من اصراری نمیکنم که از پوشک بگیرم چون نمیخوام هم به خودم هم به پسرم استرس الکی وارد کنم و...

خلاصه من به همسرم گفتم یه روز بریم براش صندلی جیش بگیرم که تقریبا ۲۸ ماهش بود پسرم
گفتم میخوام کم‌کم یاد بگیره با توالت رفتن آشنا بشه
همسرم کلی مای بی بی جینی خریده بود و اصرار داشت که تا ۳سالگی باید مای بی بی کنی بعد...
چون اعتقاد داشت قبل ۳سالگی آسیب میبینه بچه اگه زودتر از پوشک بگیری...

ادامه تاپیک بعد
لطفاً صبور باشین تایپ کنم 😀