۴ پاسخ

اگر وصل کنن گندکاریایی که کردن جان های بی دفاعی که گرفتن همه میاد بالا تا اخرین نفس های این رژیم ظالم رو قطع کنه

یه بار میگن شنبه۲۷ یه میگن دوشنبه یا سه شنبه یه بار میگن آخر هفته خودشون هم نمی دونن کی وصل کنن🤣🤣🤣

یعنی کی وصل میشن

خدا کنه وصل شه

سوال های مرتبط

مامان دخملیا مامان دخملیا ۱ سالگی
#بارداری_تا_زایمان🦩🌿*-*
✿.•.❀.•.❁.•. ✿.•.❀.•.❁.•. ✿
مراقبت های بعد از زایمان طبیعی و سزاین
🤰🤱🤰🤱🤰🤰

مراقبت از بخیه ها بعد از زایمان طبیعی و سزارین اهمیت زیادی دارد.

🌸 بعد از سزارین لازم است بخیه ها ۲ مرتبه در روز شستشو شود و بعد از حدود دو هفته باید به پزشک مراجعه کرد تا بخیه ها کشیده شود.
🌸 بعد از زایمان طبیعی نیز بعد از هر بار توالت رفتن و شستن بخیه های اپیزیوتومی آنها را باید با سرم بتادین شستشو داد و با سشوار خشک کرد. سشوار سبب خشکی موضعی و پیشگیری از رشد قارچ ها در ناحیه می شود.

🌸اما باید مراقب بود زیرا استفاده زیاد از سشوار سبب خشکی موضعی پوست و سفت و سخت شدن بافت ناحیه می شود.

🌸تا زمانی که بخیه ها بهبود پیدا نکرده اند پوشیدن لباس زیر نایلونی توصیه نمی شود و بهتر است از لباس های زیر مخصوص به شکل توری یا لباس های نخی استفاده کرد .

🌸۲-۳ روز بعد از زایمان بخیه ها بسیار دردناک است و به همین دلیل پزشک داروی مسکن و ضد التهاب و آنتی بیوتیک تجویز می کند که باید حتما مصرف شوند . در صورتی که درد بسیار شدید باشد مصرف شیاف مسکن ضروری است.

🌸احساس سوزش در ناحیه پرینه یا حین ادرار می تواند نشانه عفونت ادراری یا عفونت بخیه ها باشد. در این شرایط بهتر است مادر توسط کارشناس مامایی یا متخصص زنان معاینه شود .

🌸ترشحات صورتی رنگ از بخیه های سزارین و داشتن درد حین خروج گازهای شکمی کاملا طبیعی است .

🌸 توصیه می شود بعد از زایمان خانم ها از یک جا نشستن و حفظ وضعیت ثابت پرهیز کنند و ترجیحا نوشابه های گازدار و خنک ننوشند .

🌸 از خودن غذاهای نفاخ باید اجتناب کرد
مامان شهاب و شاهان😊 مامان شهاب و شاهان😊 ۴ سالگی
#قصه_متنی

🔴 کودک عصبانی

در روزگاری بچه ی كوچک و بداخلاقی بود. روزی پدرش به او كيسه ای پر از ميخ و يک چكش داد و گفت هر وقت عصبانی شدی، يک ميخ به ديوار روبرو بكوب.
روز اول پسرک مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته های بعد كه پسرک توانست خلق و خوی خود را كنترل كند و كمتر عصبانی شود، تعداد ميخهايی كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد.
پسرک متوجه شد كه آسانتر آن است كه عصبانی شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخ ها را در ديوار سخت بكوبد. بالأخره به اين ترتيب روزی رسيد كه پسرک ديگر عادت عصبانی شدن را ترک كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوری كرد.
 پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزی كه عصبانی نشود، يكی از ميخهايی را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد.
روزها گذشت تا بالأخره يک روز پسر به پدرش رو كرد و گفت همه ميخ ها را از ديوار درآورده است.
پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواری كه ميخها بر روی آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد. پدر رو به پسر كرد و گفت: « دستت درد نكند، كار خوبی انجام دادی ولی به سوراخهايی كه در ديوار به وجود آورده ای نگاه كن !! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلی نخواهد بود. پسرم وقتی تو در حال عصبانيت چيزي را مي گوئی مانند ميخی است كه بر ديوار دل طرف مقابل می كوبی. شاید تو چند مرتبه به شخص روبرو بگویی معذرت می خواهم كه آن كار را كرده ام اما جای زخم زبانت بر دل او خواهد ماند. پس همیشه مراقب باش عصبانیت خود را کنترل کنی.

#قصه