من عروس کرونام عاشق شدیم بعد ی سال ازدواج کردیم باعشق فراوان پدرم برام مراسم مجللی گرفت ولی فقط ۲۰ تا مهمون میشد دعوت کرد اون موقع بعد عقدم اومدم خونه خودم تا جهازمو خریدم پدر شوهرم قول عروسی داد ولی نگرفت حتی گردنبند زیر لفظی هم بدل انداخت ب کردنم پیرمرد پر حاشیه هیچوقت ازش نمیگذرم ولی خدا یجوری برام جبران کرده الان ک کیلو کیلو شوهرم برام طلا خریده خدایا شکرت اگه اونا با من بد کردن تو با من یار بودی
هانی دوستم این پدر شوهرت اینا کم کم دارن من عصبی میکننا ینی چی هیچ مراسمی خشک مذهبا رو ببین
من تو عقدم و منتظر عروسی🤭😁
دوران عقدم خوردم به اوج کورونا یه شام ساده ولی خیلی خوشحال بودم به اونی که دوسش داشتم رسیدم
منم ۱ اسفند ۱۳۹۹ تو اوج کرونا و سرمای شدید استانبول تو روز برفی ازدواج کردم فقط خانواده خودم بودن شامل مادرم .پدرم .برادرم هیچ کسی دیگه ای نبود ازدواجم تو تالار شهرداری استانبول برگزار شد بعدش با خانوادم رفتیم ناهار خوردیم و بعدشم رفتیم خونه
۳ماه عقد بودیم .من عاشق بستنی بودم بعدخونمون طبقه سوم بود هرشب شوهرم بستنی میگرفت من طناب مینداختم پایین بستنی و میبست من میکشیدم بالا میخوردم🤣
ما دوران عقد نداشتیم ظهر عقد کردیم شب تالار عروسی گرفتیم رفتیم خونه خودمون تو اون چند ساعت هم خبری نبود من آرایشگاه بودم 🤣🤣🤣
فقط تنها خاطرم اینه ما قرار نبود عروسی بگیریم یه شام ساده بود قرار بود با کت و شلوار سفید برم که بدون اینکه همسرم بفهمه رفتم لباس کرایه کردم وقتی اومد آرایشگاه دنبالم شوکه شده بود تا تالار هی میگفت کی لباس گرفتی 😂😂
عقدم خیلی💩بود 😂😂😂
از شر خانواده شوهر فقط در رفتیم خونه خودمون
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.