۱۶ پاسخ

رودر وایسی ک نداری بگو نه نمی‌دم بچت از هرکسی واجبتره
ناراحتم شدن مهم نباشه برات

وای انقد حرصم میگیره انگار عروسکه بچه هی بدش به من بدش به من به مامان خودتون بگید براتون بچه بیاره

من نمیرم اونا میان😂و و و هرکدوم یه نظریه میدن خخخ انگار بچه بزرگ نکردم دوتا بچه هام تنها شهرغریب خودم تک تک بزرگ کردم اولی ماشاءالله ۱۶ سالشه دومی دوسال نیم تقریبا سومی شکر خدا ۵ ماهه

وای وای واقعن حرف دلمو زدی خیلی نفهمن درکت میکنم واقعن بچه منم همینجوره بخدا دارو میدم من میگمم از رو نمیرن خواهر اخر روشونو سوزوندم گفتم جهنم نارحت شن بجه دل رودش اومد بیرون اونقد تکون میدن میاره بالا انگا شکمش ماست میزنن

خداروشکر جز خونه مادرم جایی نمیرم تازه مادرشوهرم ازالان میگه بچه بشینه اینقد عصبی میشم ک نگو

من خونه مامانمم ۲۰ روز یبار ۱۵ روز یبار اینجورا میرم چون مامان بابام خیلی بچه رو بد بغل میگیرن و تکون میدن رومم نمیشه بگم کارتون درست نیس شوهرمم دو سه بار گف ناراحت شدن و کلی گلایه کردن😫🥴😕

من همه جا میرم دخترمم بغل هیشکس نمیره گریه میکنه کسی بغلش کنه

وای طفلی،عزیزم بگو رفلاکس گرفت بچم اینقدر تکون خورد هرچی شیر خورده بود اومد بیرون عادت نداره پسرم بمیرم واست مامان بیا بغلم بعدم بلند جلوشون بگو ببخشید پسرم اذیت شد معذرت میخوام مامان

خداروشکر من جایی نمیرم ولی ی سری ها چقدر درکشون پایین

منم چون خجالتی ام روم نمیشه بگم بغل نگیریدنمیرم جایی.بچه رومیچلونن.طرف اومده بودچشم روشنی بچم دخترش یه سالوونیمشه بعدهی بچه روتکون میدادمیگفت ازخواب پاشوهی دستاشومیبردسمت بچه مادراحمقشم نمیگفت دست نزن منم بی قراربودم ازاونوربابای بچه پاشدگفت بریم بخوابونیمش بازدرک کردبعضی زن هاخیلی خودخواهن فکرمیکنن بچشون میتونه هرکاری بکنه

من بچم خوابش بهم بخوره سخت میخوابه وقت خوابش بود همش نق میزد مبخوام بخوابونمش مادر شوهرم میگه حالا نخوابون بعد ما بخوابون مهمونم که میاد بچم مثل عروسک دست به دسته

من متنفرم از جای رفتن چون بچم صورتش میبوسن یا دست صورتش میکشن بعدم چیزی میگی میگن حساس نباش

حساس نشو

مادرشوهر منم بچه رو میده بغل بچهای دختراش،نمیگه اینا خودشون بچه‌ن نمیتونن بلد نیستن ممکنه اتفاقی بیوفته.چ کاریه خب

بچت هنوز خبلی کوچیکه نده له کسی حتی ک بچه ها

اره واقعا بعضیا اصلا نمیفهمن انگار بچه براشون عروسکه اینطور موقع‌ها بگو وقته خوابشه باید بغل خودم بخوابه عادت داره تا کمتر اذیت شه بچه

سوال های مرتبط

مامان جانان مامان جانان ۳ ماهگی
خانما‌بیاین‌بگین کارم‌درسته بانه من بعد ۴ سال بچه دار شدم خودمم با مادرشوهرم‌ تو یه خونه‌میمونم ۳ ماه زایمان کردم یه بار امدن چند بار رفتم خونه تنها نگه میداشتم تو اتاق میبردم‌ هال مادرشوهرم‌میگفت نیار سرمامیخوره یا گریه میکرد بغلش نمیکرد تا من شیر درست کنم برا همین بیشتر خونه مامانم‌میمونم حالا اینا به کنار شوهرم امده میگه نادرم سرما خورده بیا بریم خونه شب برگرد باز خونه‌مامانت میگم‌نه دیگه بزار خوب بشه بیام خونه بچه مریض میشه میگه پدرم امده بار زده بود بچه رو ببینه‌منم نرفتم اخه ۳ ماهه نه زنگی زدن نه امدن بچمو ببینن سه بار هم بچمو بردم بغلش دادم بغل نکرد حتی بعد ۴ سال زایمان کردم تبریک هم‌نگفتن‌اما بابایی خودم خاله‌خودم گوسفند قربونی کردن
منم‌گفتم دیگه‌تا امروز خودمو خیلی کوچیک کردم پیش خانوادت دیگه نمیام‌خونه میمونم‌پیش مامانم اینا حالا درسته کارم نبردم پیش پدربزرگش اخه سه بار بردم حتی بغل نکرد
سه روز بچمو تو اتاق که میمونم نگه داشتم بچم هر وقت بیرون میبردم گریه میکرد میترسید