۱۴ پاسخ

عزیزم منم گاهی به همین حد میرسم. تو یه مادر پرتلاش هستی که خسته شدی. باید یکم استراحت کنی. حساسیت‌هات رو کم کن. من روزایی که خیلی خستم قانون شکنی میکنم مثلا میزارم کلا پای تی وی و گوشی باشه که مغزم استراحت کنه . یا میزارم خرابکاری کنه مثلا آب بازی و رنگ انگشتی و هرکاری که فقط با من کاری نداشته باشه. بهرحال بهتر از تروما هایی هست که من باحرفا و رفتارای عصبانیتم بهش وارد میکنم

همه همین مدلین، اما ی تب کنن خدایی نکرده میمیریم و زنده میشیم، میگیم کاش باژم شیطنت کنن
قدر مادر بودن و بچه سالم خیلی باید دونست خیلیه حسرت همینو دارن

آخ حال روحی اکثر روزای من اینه. خدافقط میگم صبربده...

سلام عزیزم از خستگی روحی اینجوری شدی اگه دعواش کنی بدتر میشه هیچی عوض نمیشه ببین هر وقت خسته شدی کلافه ببرش بیرون به خدا با ارامش حرف بزنی اون خوب میشه بچه دوم میخوای چیکار وقتی روانت داغونه خسته ای حرف دیگران مهم نباشه روی این یکی تمرکز کن ک عالی از اب در بیاد بعدا پشیمون نشی از تربیتش خودتو کنترل کن نزنش، اگه بهانه میاره یا دلش تو رو میخواد یا بغل یا بازی بیرون توجه ، اگه اون رو به ارامش برسونی خودتم خوب میشی براش وقت بزار

حق داری 🥹

منم تو همین مرحله ام اگه تاپیک آخرمو بخونی متوجه میشی

حالا مغزمو گا...تا خواهر دار شد ک من خواهر ندارم حالا همون کنه ی چسپیده ب منه ب اونم کار نداره

ولی دو روز بفرستش خونه مادرت جایی ببین دوریش اونقد سخته ک نگم من ی نصف روز بره تا میاد خودم پر پر میزنم براش میگم عب نداره فقط بیاد من دیگ عصبی نمیشم ولی اومد خونه نیم ساعت بعدش همون اش و همون کاسه س

پسر منم همینه والا هیچکس هم درک نمیکنه البته پسر من تازه داره حرف میزنه در حد بچه دوساله که تازه افتاده به حرف .از صبح کلا با نق زدن از خواب بیدار میشه غذا نمیخوره میدام میگه گشنمه چیزی بده هنوز قاشق دستش نمیگیره من چی بگم گاهی انقد گریه میکنم میگم کاش من بمیرم راحت شم هر کس میگه بچه بیار میگم میخوای راهی تیمارستانم کنی؟؟؟این بچه تا چشمش به من میخوره شروع میکنه غر زدن یک ساعت بره یکجایی میگه مامانم منم وقتی تنهام نمیتونم از تنهایی لذت ببرم چون میگم الان میاد اون استراحت هم کوفتم میشه

روشت رو تغییر بده
مرحله نیست ک بتونی لف بدی مجبوری تا آخرش بری
من دوتا شیر ب شیر داشتم تا ۶ ماهگیش اینجوری بودم بعدش ب خودم اومدم و تغییر دادم روش هام رو اخلاقام رو
صبحا با آرامش بیدار شد بغلش کن بگو سلام دختر نازم گل پونه ی من جان دلم خوب خوابیدی خوابای خوبی دیدی فرشته ها باهات صحبت کردن توهم باهاشون صحبت کردی پاشو برو سرویس جیش پی پی کن خودت رو بشور خشک کن دست و صورتت رو تمیز بشور شونه ت رو بیار موهای نازت رو درست کنم صبحونه بخوریم بعدش باهم نقاشی بکشیم

دقیقا میفهمم چی میگی

دقیقا


امروز میگفتم برم وایسم جلو تیر راحت بشم

برم بگم من ... ج. ا. س. وسم بگیرن ببرن منوووووووو

در این حد

ریلکس ریلکس ریلکس تر🤣
خواهرجای ما ک دوتا داریم تازه باردارم چی
ولش کن بزار هرکاردوست داره بکنه تو فقط خودتو اروم کن نفس عمیق بکش
بامحبت رفتارکن باهاش بازبون بچه زودتر براه میاد

منم این شکلی شدم حالا نوزاد ۳ ماهه هم دارم ی بنننند حرف میزنه کم میارم هی تو خودم میریزم نمیشه میگم یکم حرف نزن یا ب اون چیز دست نزن یا اونجا نرو حتما انجام میده هییی داره میگذره و بدتر میشه اونقد پرحرفی میکنه آدم ی جای میره خجالت میکشه اصلا هم عاقلانه حرف نمیزنه دستوری و پررو

برو خدا تو شکر کن بچه شیر به شیر نداری

سوال های مرتبط

مامان الیاس مامان الیاس ۵ سالگی
سلام من پسرم خیلی کتک میزنم دست خودم نیست عصبیم می‌کنه توروخدا بهم بگین چیکار کنم همیشه میزنمش نمیتونم خودمو کنترل کنم تازه امروز ظهر داشتیم باهم تکلیفی که مربی داده بود مینوشتیم فقط یک خط مونده بود خط آخری پسرم میدونم خسته شد ولی من پافشاری کردم باید بنویسه اشتباه نوشت باهم دعوامون شد زدمش یهو حواسمون نبود برگه دفتر پاره شد کامل منم بیشتر زدمش آنقدر زدمش که خودم تعجب کردم نشستم فقط گریه کردم خسته شدم از بس زدمش از خودم متنفرم چون پسرم میزنم من نمیخوام بزنمش ولی نمیتونم دست خودم نیست آنقدر زدمش تو این چندسال که حتی زدن براش عادی شده پسرم بعد وحشی و پرخاشگر شده کمکم کنین چیکار کنم راه حلی دارین مشاور سراغ دارین معرفی کنین ... اگر قرصی هست که اعصاب و روانم آروم کنه هم معرفی کنین ولی خواب آور نباشه..بعد یه موضوع دیگه پسرم امسال پیش دبستان بازم قبول نمیکنه بره بزور میبرمش منم باهاش میمونم اونجا ولی حس میکنم دوست نداره بره مدرسه همش دلش میخواد تو خیابون بازی کنه من کلافه شدم حس میکنم روانی شدم نه صبری مونده نه حوصله الانم خیییییلی پشیمونم که زدمش ناجور هم زدمش زدنای دردناک 😞😞😞😞