۴ پاسخ

عزیزم خونه منم مول شماس ما هم نمیتونم بریم چون نداریم مادر شوهرم بالا سرمون ه
ولی تا کوچک بود خدا ازشون نگذره انقدر بچه مو میبردن هیچ وفت نمیبخشمشون تا کم کم همسرم بهشون گوشزد کرد گغت هر کی بچه مو‌میخواد بیاد خونه خودم الان دیگه خدا رو شکر ۴سالشه قبلن خواهر شوهر هام میمودن گریه میکرد برای بالا الان نه اصلا مادر شوهرم میگه بفرستش ولی اصلا نمیزارم

باید قانون بزاری و کم کم تایم رو متعادل کنی و با گریه نظرت و قانون رو عوض نکنی. تدریجی کمش کن. و خونه رو براش جذاب کن. یکمم همکاری اونارو میطلبه که بگی نیستن و لامپاشون خاموشه. تایم بزار

برعکس شما من هم با مادرشوهر و خواهر شوهرم تو یه ساختمونیم پرسم اصلا پیششون نمیمونه فوقش یه ساعت فورا بهونه میگیره و میاد خونه،گاهی دوس دارم بیشتر بمونه ولی اصلا،در حالی که مادرشوهرم خیلی بهش محبت میکنه

بهترین کار اینه توی خونه خودتون واسش سرگرمی درست کنی و بسیار محبتش کنی که اونجا نره
منم با مامانم اینا این مشکل رو داشتم بچه شبا به زور میومد خونه واسش پک نقاشی ماژیک و مداد شمعی و اینا گرفتم میشینیم با هم نقاشی میکشیم داستان میخونیم دیگه الان شبا به عشق نقاشی و داستان میگه بریم خونه داداش بخوابونیم نقاشی بکشیم (داداش کوچیک داره ۱۸ ماهه)

سوال های مرتبط

مامان رادین مامان رادین ۳ سالگی
خانوما بیاین راهنماییم کنین اعصابم خورده..پسر من طرف پدرو مادر خودم نوه اوله و اونا هم جز من کسی رو تو شهرمون ندارن..مامانم بی اندازه عاشق پسرمه و چون من شاغلم اکثرا خودش نگه می‌داشت بچه مو البته با جون و دل و اینو من میفهمم..همیشه خیلی اصرار می‌کنه ک رادین بذارین تنها خونه ی ما بمونه.از طرفی هم شوهرم خیلی وابسته پسرمه و اصلا و ابدا اجازه نمیده ک تنها اونجا بمونه و زیاد رفت و آمد کنم خونه مامانم.اینو هم بگم بخاطر بدگویی های مادرشوهرم از مادر من دلسرد شده بااینکه جز احترام چیزی ازشون ندیده..یکبار موقع برگشتن از خونه مامانم پسرم کلی گریه کرد ک من نمیام..منم مجبور شدم گذاشتمش و اومدم خونه به مامانم گفتم یکی دوساعت دیگه میایم دنبالش یا خودتون بیاریدش.اما همینکه شوهرم اومد خونه و دید پسرم نیست آشوب گرفت و داد و بیداد ک من دوست ندارم بچه م پیش مامانت باشه مگه اینکه مجبور باشیم و جفتمون سرکار باشیم ینی یه دعوای بزرگی راه انداخت ک حد نداره.منم حقیقتش از همون زمان واقعا ترسیده شدم و حوصله جر و بحث ندارم و با اینکه پسرم گریه می‌کنه با مکافات میارمش..دیشبم دقیقا همین اتفاق افتاد و بچه م کلی گریه کرد ک بذار بمونم اما من با گریه و داد و بیدادش بزور سوار ماشینش کردم..مامانم قهر کرد و گفت یجوری برخورد میکنی انگار خونه ی غریبه میخوای بذاریش.اگه امشب ببریش دیگه حق نداری پاتو بذاری خونه ی ما..منم چون از عصبانیت شوهرم میترسیدم به حرفاش گوش ندادم و آوردمش خونه..الان اعصابم خورده از دست شوهرم ک انگاری مادرم بچه مو کتک میزنه یا اذیت می‌کنه ک همچین رفتاری داره..اونا ک از گل کمتر بهش نمیگن