۶ پاسخ

اونایی که با خانواده همسرشون تو ی ساختمونن از این چالش ها دارن با بچه هاشون؟؟؟

خیلی وایب مثبتی ازت میگیرم
احساس میکنم خیلی ارومی 😊
کاشکی ی گروه می‌زدین تو روبیکا مامانا میومدن بیشتر اونجا حرف می‌زدیم

ما هم تو ی ساختونیم
ولی شبی ی ساعت میفرستمشون بالا که خودم با شوهرم باشم
چون از اول هم سخت گرفتم دیگه خودشون میدونن چطور با بچه ها رفتار کنن

بله متاسفانه.من تا قبل بارداری دومم اصلا اجازه نمیدادم بره پایین فقط وقتایی که خودم اجازه میدادم میبردمش
اما باردار که شدم بخاطره ویار شدید و بستری شدن های مکرر و ناتوانی جسمی مجبور بودم پسرم رو تایم بیشتری بفرستم پایین و این شد یک عادت واسش
و الان میخواد که هرروز بره پایین و بزور برمیگرده بالا و همسرم به شدت با این موضوع مخالفه و مدتیه داریم کنترل میکنیم امیدوارم موفق بشیم

من با مادرشوهر و جاری و خواهرشوهر توی یه ساختمونم ولی در کل چون کاری باهم نداریم بچمم عادت نداره. شاید بیدار بشه بگه بریم شهرستان خونه مادر من اما خونه اینا اصلا. کار خوبی کردی از عادت بگیرش

آره همه روز خواهر شوهرم میاد از صبح پسر مو می‌بره خونه پدر شوهرم تاااااا شب که شوهرم بره بیارتش خونه
اعصاب دیگه برام نمونده
خواهر شوهرمم بزرگه نامزد داره
باز تو پسرت می‌ره
اونا نمیان دنبالش
امروز شوهرم رفت یکم باهاشون بحث کرد
ولی قرارع از فردا دیگه نزارم ببرنش
به خدا صبح از خواب پا میشم هنوز به پسرم صبحانه ندادم سریع میان میبرنش
نمی‌دونم صبحانه و نهار چی بهش میدن
مادر شوهرمم لوسش می‌کنه
از. بیکاری نمیدونن چکار کنن میگن حوصلمون سر می‌ره برا همین بچه رو می‌بریم
انگار من رباتم حوصلم سر نمیره
فک کنم این دفعه باید یک دعوای اساسی بیفتم
آخه نمیشه که هر روز از صبح تا شب بچم یک جا دیگه باشه😵‍💫😵‍💫😵‍💫
پوووووف

سوال های مرتبط

مامان نلین مامان نلین ۳ سالگی
سلام مامانای عزیز ، خواستم تجربه مهد گذاشتن دخترم رو بگم چون توی تاپیکا میبینم خیلی دغدغه دارن...

خب من چون شاغلم از اول دخترم پرستار داشت ، اما به دلایلی اون خانوم دیگه نیومد، تقریبا وسطای زمستون بود ک به ناچار گذاشتم مهد با کلی غصه چون همش میگفتم زوده... سه سال و نیمه بود، اون رفت مهد و من ناراحت از این که چرا باید بچه م باید بره وسط ویروسها!


حالا بماند ک بعد تعطیل شد و عید و ...


الان یه دوسه هفته ای هست دوباره میره و هرروز یه چیز جدید یاد میگیره ، کلی به مهارتهاش اضافه شده، دست ورزیش عالی شده، اخلاقش خیلی بهترشده و خوراکش هم بیشتر ... چند دفعه ای هم مریض شده البته



اینو گفتم ک بگم خیلی راضی هستم با اینکه اصلا دوس نداشتم ، بعضیا فک میکنن زوده ک بچه بره دنبال کتاب و دفتر ، میگن باشه بچگی کنه ، درحالیکه توی این سن فقط باهاشون دست ورزی کار میکنن ، دفتر و مداد رو از پیش ۲ باهاشون کار میکنن... یک نمونه از کاردستی هاش رو ک امروز توی مهد درست کرده میذارم





قصد دارم تابستون هم بفرستم ...