تربیت کودک
من همیشه تو آموزش مسائل مالی تو خوندن نکات آموزشی به تناقض خوردم
و واقعا نمیدونم کدوم درسته
از یه طرف میگه مثلا ب بچه بگید خب امروز فقط به اندازه ی خرید فلان چیز پول داریم و اون چیز گرونه و به اندازش پول نداریم، اینو بعدا برای خریدش برنامه میریزیم
ولی من با این حرف مشکل دارم
چون نمی‌خوام از اول بچه مغزش اینطور شکل بگیره که پول نیست
مثلا دخترم میگه اگه فلان چیزو بگیریم پولات تموم میشه؟
من میگم نه مامان پول به اندازه کافی دارم، ولی برای خرید این وسیله فعلا برنامه ای نداریم
چون ما باید برای پولهامون برنامه ریزی داشته باشیم
و فقط یه بخشی از پولمون رو میتونیم خرج کنیم بقبش رو باید پس انداز و سرمایه گذاری کنیم تا پولمون بیشتر شه
شاید بگید در این حد گنده با بچه حرف زدن خنده داره
ولی واقعا من دارم تاثیرش رو میبینمو اینکه باید از همین سن کم بچه ها گوششون با واژه های پس انداز، نیاز، خواسته، سرمایه گذاری و ... آشنا بشه تا تو سن های بالاتر که میشه آموزش مسائل مالی رو
داد راحتتر باشه براشون
ادامه تو کامنت
لطفا لایک کنید
حالا شما نظرتون چیه؟

۸ پاسخ

حالا شما نظرتون چیه؟؟
میگید پول هست و فقط ما با برنامه خرج میکنیم چون پول ارزشمند هست و برای به دست آوردنش تلاش کردیم چون نمی‌خواهید بچه با ذهن فقیر بزرگ شه( چون اگه دقت کنید بچه های که تو خانواده بدون مشکلات مالی بزرگ شدن اکثرا تا اخر تو رفاهن چون هیچ وقت نبود پول و اینکه پول کم داریم رو بهش فک نکردن)
یا اینکه مثل خیلی از کتابهای قدیمی میگید اگه اینو بخریم پولامون تموم میشه و باید بیشتر تلاش کنیم تا بتونیم اینو بخریم؟؟

من از واژه گرونه استفاده نمیکنم چون دوست ندارم ذهن بچه فقیر شه ولی مثلا در برابر خرید لپ لپ مقاومت میکنم میگم مامان نسبت به پولی که بهش میدیم ارزشمند نیست و میتونیم با اون پول چیز بهتری برات بخریم، چند بار هم دیده چرت و پرت توشه
الان دخترمم ب بچه های ک لپ لپ میخرن میگه وسایل توش ارزشمند نیست

درخواست میدی پرم

خداروشکر جواب داده این روش که برنامه داشته باشی و از قبل بگی که اینو می‌خریم فقط.چون تاحالا نشده گریه زاری راه بندازن که فلان وسیله میخوایم حتی تو سوپر مارکت.شاید در حد خواهش باشه ولی اگه بگم نه اصراری نمیکنن.

من نظرم اینه باید قدر بدونه بچه .مثلا همسرم میگفت بچه ها فلان وسیله خراب نکنین گرونه نمیتونیم بخریم.بهش یادآوری کردم این جمله اشتباهه چون حتی ارزونم باشه باید قدر وسیله و داشته هاشون بدونن.در مورد خرید هم باید بگیم فعلا نمیتونیم بخریم(واژه نداشتن پول از نظر من جالب نیست شاید علمی هم نباشه)و اگر بگن چرا دوستمون خریده میگم قانون هر خانواده ای ممکنه متفاوت باشه.

منم همین رویه رو دارم هیچوقت نمی‌گم پول ندارم .آخه زندگی ما خیلی زیاد تنش و مشکلات داره من قصد جدایی دارم به اندازه کافی دخترم فشار روحی داره ولی همیشه از بابت پول خیالشو راحت میکنم اتفاقا خودش همیشه میپرسه وقتی میگم پول هست نفس عمیق می‌کشه 😄خاطرش جمع میشه

به کاملا درست میگین، من با دخترم که میری خرید میگم مامان امروز فقط یه انتخاب داریم یه چیزی میتونی انتخاب کنی، اصلا نمیگم پول نداریم یا گرونه از این چیزا،بعدم خانواده های که اوضاع مالیشون خوبه هم باید به بچه هاشون پس انداز و برنامه ریزی در خرج کردن یاد بدن تا بعدا دچار مشکل نشن.
من برای دخترم از لپ لپ های که داخلش پیداس میخرم،تو بعضی فروشگاه ها گیر میاد چون داخلش پیداس اینجوری الکی گول نمیخوره

اتفاقا منم خیلی به این موضوع فکر میکنم و سعی میکنم نگم الان پول ندارم پول نیست میگم الان وقت خریدش نیست یا پس انداز میکنی با پولای خودت میخری

عالی بود♥️

سوال های مرتبط

مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
چیکار کنیم که از لجبازی بچه جلوگیری کنیم؟

لجباز شدن بچه ها علت های مختلفی داره
باید اول ریشه رو بشناسیم
کمبود توجه: مهمترین عامله، بچه اگه کمبود توجه داشته باشه بهترین سلاحش برای جلب توجه لجبازیه، براش فرقی ندارد توجه مثبت یا منفی فقط میخواد دیده شه
عامل بعدی شکل گیری حس استقلال طلبی هست، اصلا هدف لجبازی نیست ولی بچه دوست داره خودش تصمیم گیری کنه پس بهتره بهش حق انتخاب بدین
بچه ها نمی‌فهمن که الان تصمیم بزرگی برای زندگیشون گرفتن یا کوچیک، پس شما به عنوان یه والد آگاه سعی کنید تصمیمات کوچیک رو بذارید خودشون بگیرن که حس استقلالشون کامل شه
بهتره مثلا موقع حاضر شدن بگید به نظرت کدوم قشنگتره؟ اینو انتخاب میکنی یا اونو؟؟

عامل بعدی زیاد نه شنیدن هست، سعی کنید زیاد از نه استفاده نکنید و فقط و فقط برای موارد خیلی مهم استفاده کنید
سعی کنید تو یه سری چیزها سخت نگیرید و استفاده از نه رو تا حد امکان محدود کنید

عامل بعدی اقتدار شما هست، فقط و فقط وقتی بگید نه که واقعا نظرتون نه هست، نه اینکه با کمی بدقلقی بچه نه تبدیل به آره شه
اگه اعصاب مقابله با سرسختی کودک در برابر نه شنیدن رو ندارید و قراره تسلیم شید پس از همون اول بگید بله تا اقتدارتون آسیب نبینه
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
پرتوقعی در کودکان

بدترین رفتاری که مانع حس خوشبختی میشه هر چقدر هم خوشبخت باشی، رفتاری که فقط مجبورت می‌کنه نداشته هاتو ببینی، رفتاری که هیچ وقت حس تشکر و سپاسگزاری نداری، چون فک میکنی هر چی داری حقت بوده و وظیفه دیگران

والدین امروزه تمام تلاششان رو میکنن که آب تو دل بچه ها تکون نخوره
تمام خودشون رو میذارن رو بچه ها، هر چی بخوان رو سریع و بی برنامه تهیه میکنن و ...
برعکس فرزندان با این شرایط اغلب ب مریضی پرتوقعی دچار میشن
مریضی ای که هیچ وقت نمی‌ذاره در آینده از زندگیشون لذت ببرن

نشونه های پرتوقعی در کودک بالای چهار سال👇🏻👇🏻👇🏻

از خرید شما هیجان زده نمیشه و خیلی بی تفاوت رفتار می‌کنه
موقع حرف زدن شما تو جمع با دیگران مدام میاد میگه بسه دیگه بیاین با من بازی کنین
موقع تلفن حرف زدن محبورتون می‌کنه گوشی رو قطع کنین
زمانی که کودک میگه من این غذا رو نمی‌خوام( شاید کلا ذائقش نپسنده منظورم این نیست))
زمانی که کودک کارهاشون انجام نمیده و میگه تو باید برای من انجام بدی
و...

با دیدن این نشونه ها به فکر شید که با مریضی مسموم پرتوقعی آگاهانه مبارزه کنید تا فرزندتون رو نجات بدید
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
سبک فرزندپروری مقتدرانه
تو این سبک وضع قوانین ساده به صورت شفاف و ایستادگی روی قانون خیلی مهمه
یک مثال می‌خوام براتون بزنم
خب فک کنید مثلا شما ماهی یک اسباب بازی برای کودکتون می‌خرید
قبل از رفتن ب مغازه باید خیلی روشن بگید عزیزم داریم میریم برات اسباب بازی بگیریم، و می‌دونی که فقط یک اسباب بازی میتونی انتخاب کنی
اگه اونجا ناراحتم کنی و بخوای بیشتر از یک اسباب بازی داشته باشی باید بدونی که ماه بعد از اسباب بازی خبری نیست
بعد میرید مغازه و کودک دو تا اسباب بازی انتخاب می‌کنه و شما قانون رو یادآوری میکنید و اون گریه و زاری میکنه
والد آسان گیر بیخیال قانون میشه و میگه بچم مگه چقد قرارها بچه باشه و هر دو رو میخره
والد مستبد به شدت باهاش دعوا می‌کنه و سر بچه داد و بیداد. می‌کنه و عصبانی بودن رو به بچه آموزش میده
اما والد مقتدر، قانون رو یادآوری می‌کنه و میگه عزیزم میتونی انتخاب دومت رو ماه آینده بخریم ولی اگه یکم دیگه به این کارات ادامه بدی از اسباب بازی ماه بعد خبری نیست
و درصورت ادامه داد و بیداد همون اسباب بازی اول رو حساب می‌کنه و دیگه توجهی ب داد و بیداد نمیکنه
و وقتی اومدن خونه هم میگه قانون رو زیر پا گذاشتی پس ماه دیگه خبری از اسباب بازی نیست
از اجرای قانون نترسید
این قانون گذاری برای کنترل بچه ها تو نوجوانی به شدت لازمتون میشه
شاید الان درخواست فقط یه اسباب بازی بیشتر باشه و برای شما مشکلی نداشته باشه ولی باید بدونید اگه بچه ها بدونن والدین در اجرای قوانین مقتدر نیستن علاوه بر اینکه تو دوران کودکی کنترلشون سخت میشه و کودکان متوقع میشن در دوران نوجوونی هم واقعا ممکن هست مشکلات رو نتونید کنترل کنید
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
پرتوقعی در کودکان
پارت دوم
به کودکانتون سپاسگزاری رو آموزش بدید
بهشون بگید که تا بخاطر چیزهایی که دارن قدردان و سپاسگزار و خوشحال نباشن، خبری از وسایل جدید نیست( من خودم اینطور گفتم به رزا که اگه مدام به اسباب بازی های که داری فک کنی و خوشحال باشی از داشتنشون و مراقبشون باشی که خراب نشن خدا به مغز من دستور میده که برات بازم بگیرم، دلم میخواد با مفهوم شکر نعمت نعمات افزون کند آشنا شده... و تا حدی واقعا موفق بودن
چون درخواست‌های شبانه روزیش کم شده
مثلا میتونید باهاش اسباب بازی هایش رو بشمارید و مثلا نقاشیشون کنین تا بفهمه چه نعمت های داره
از مراحل سپاس گزاری در بزرگسالان نوشتن و دیدن نعمتهای زندگیمون هست
پس اینو میتونیم تعمیم بدیم به بچه ها و لباس ها و وسایلشون
وقتی یه لیست از دارایی همشون دارن, کمتر نداشتن فلان اسباب بازی اذیتشون میکنه

من خودم چون مامانم آدمی بود که از دوربین ناسپاسی اطرافش رو نگاه میکرد مدام فقط کمبودها و میدید پس بخاطر داشته ها شکر نمی‌کرد بخاطر نداشته هاش غر میزد!! یا مثلاً می‌گفت هیییی خدایا شکرت😅😅😅
پس به منم آموزش داده منم دوربینم منفی نگره
ولی نمی‌ذارم رزا ازین دوربین نگاه کنه
براش یه دوربین جدید خرید دوربین مثبت نگری
باید بتونه داشته هایش رو ببینه تا نداشته عاشق اذیتش نکنه و بتونه لذت داشته هایش رو ببره
#دوربین منفی نگری رو بندازین دور، ارث ندیدنش به بچه هاتون

ببینین بچه ها بازم رسیدیم به اهمیت الگوی مناسب بودن برای بچه ها
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
برگرفته از کتاب مادر یک دقیقه:

فک کنید که در بچگی چه زمانی بهترین رفتار رو داشتید؟؟
قطعا زمانی که حس خوبی نسبت به خودتون داشتید
پس این کتاب میگه باید تا جای ممکن کمک کنیم بچه هامون حس خوبی نسبت به خودشون داشته باشند تا در نتیجه بهترین رفتار ازشون سر بزنه
این کتاب از سه راز مهم حرف میزنه
اهداف یک دقیقه ای
تشویق یک دقیقه ای
تنبیه یک دقیقه ای

در قسمت تحسین یک دقیقه ای میگه بچه رو زیر نظر داشته باشید و در حین انجام کار خوب مچش رو بگیرید( اکثرا ما در حین کار بد فقط اینکار رو میکنیم) میگه بلافاصله برید پیشش دست بذارید رو شونش و بهش زل بزنید و با لبخند بگید که دیدم فلان کار رو انجام دادی( کامل کار رو توضیح بدید)
حالا احساس خودتون رو بگید( واقعا این کار بهم حس خوبی داد؛ خوشحالم کرد، افتخار کردم و ...) چند ثانیه سکوت و فقط ب چشماش نگاه کنید تا عمق احساس بینتون جاری شه و سپس در آغوش بگیریدش😍
غافلگیری و توجه به کار مثبت بچه ها باعث میشه بیشتر تلاش کنند که کار خوب انجام بدن ولی برعکس توجه فقط به کار منفی باعث لجبازی و کاهش اعتماد ب نفسشون میشه
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
سلام گلی ها
سوال اول از کتاب «۵۰ سوال مهمی که بچه ها میپرسند»
سوال:
چرا من همیشه برنده نمیشم؟؟؟

کشف معنای سوال:

بچه ها تو سن ۴ تا ۸ سال تازه وارد اجتماع شده و هنوز تمرین زیادی برای کنترل احساسات ناخوشایندشون نداشتن( هر چند ممکنه بعضی بچه ها ذاتا اینکار رو بلد باشن در این صورت شما واقعا خوشبختی😍)
اکثر کودکان موقع باخت ب تلاش کم و بیش نیاز دارند تا بتونن حس ناامیدی و عصبانیت رو در خودشون کنترل کنن
تو این سن آنها باخت رو جزئی از خودشون میدونن و جدا کردن ارزش خودشون از دستاورد بازی کار مشکلی هست براشون

اول از همه باز هم به اهمیت الگوسازی باید اشاره کنیم، حتی موقع رانندگی یه جوری رفتار نکنید که هر کسی اول رفت اون برندس یا غذا خوردن بچه حس رقابت ایجاد نکنید و در موارد پیش اومده در زندگی برای شخص خودتون سعی کنید با برد و باخت درست کنار بیاید به عنوان یه الگو

ب عنوان والدین الان شما موظفید ک کمک کنید بچه با باخت کنار بیاد نه اینکه به زور اونو برنده کنید

ادامه در کامنت
مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
مقابله با اضطراب اجتماعی( خجالت کشیدن)
پارت دوم

کودک باید احساسات خودش رو بشناسه
حتما بعدا براتون تاپیک میذارم
باید بدونه که چه حسی داره، و کم کم می‌فهمه که دیگران هم چه حسی دارن
یکی از این حس ها حس خجالت هست
وقتی کودکتون با احساساتش آشنا باشه راحت به شما میگه من خجالت میکشم
اصلا انکار نکنید
نگید خجالت نداره که و ...
یا نگید جلو بقیه دختر من خجالتیه
یا حتی اگه بقیه گفتن جلوش بگید نه اتفاقا کافیه یکم باهاتون آشنا شه

از تجربیات مشابه کودکی خودتون بگید
بچه ها خیلی از شنیدن خاطرات کودکی شما لذت میبرن
بگید که مثلا منم که بچه بودم این احساس رو داشتم و خجالت می‌کشیدم یا اینکه الان من هم وقتی وارد یه جمع تازه میشیم یکم خجالت میکشم ولی سعی میکنم لبخند بزنم و برای خودم دوست پیدا کنم تا توی جمع راحت شم
بگید باید تو جمع خوش بگذره بهمون، پس باید سعی کنیم که زودتر از حس خجالت راحت شیم
تو مهمونی ها حتما حواستون باشه که کامل از بچه پذیرایی شه و نظرش رو بپرسید که چایی میخوری و ...
حتما قصه هایی بگید که یک نقش اصلی خجالت میکشه و بعد با تکنیک‌هایی که بهش معرفی میکنید( لبخند زدن، تعریف از ظاهر دیگران و ...) دوست پیدا کرده و دیگه بجای احساس خجالت احساس شادی پیدا کرده